سلام علیکم.بنده نخبه نیستم اما چند نکته وجود دارد:اول اینکه پتانسیل این همدلی بین قشری که شما میبینید همواره وجود داشته و فقط الان بالفعل شده. مساله این است که چطور این انرژی به همین شکل باقی بماند و در جهت درست هدایت شود. مثل کارهایی که اوایل انقلاب و در طول جنگ ۸ساله شد، مثل تجربه جهاد سازندگی و ...اما نکته ای که مهم تر و خطرناک است قشری هستند که با پتانسیل دشمنی در بطن جامعه وجود دارند و بسیار هم هستند که ممکن است بنا به شرایط دیده نشوند. مسئله مهمتر باز کردن چشم این عده و خاموش کردن تاثیر مغزشویی دشمن بر آنهاست. نادیده گرفتن این قشر و ابزارهای مغزشویی دشمن میتواند تبدیل به یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخ ایران گردد.نکته دوم شما، بعد از تثبیت شدن ایران به عنوان قدرت منطقه ای ، راهکارهایی میتوان یافت که شعار نه شرقی نه غربی کاملا محقق شود، که البته نیازمند ترسیم چشم انداز برای خود و کشورهای همجوار و همینطور دوستان فرامنطقه ایست. تا بتوان اتحادی محکم و در چارچوب منافع مشترک با آنها تعریف کرد.پس از تعریف چشم انداز، یکی از مهمترین موانع آشفتگی سیاست خارجی و عدم انعطاف آن خواهد بود.لذا بایستی سیاست خارجی با جزئیات دقیق و انعطاف پذیری در مورد هر کشور جداگانه و بر اساس اطلاعات کامل از وضع سیاسی آن کشور تدوین گردد.ذکر این نکته ضروری ست که کاهش سطح تنش و همکاری با اعراب تنها پس از پایان کامل جنگ با آمریکا و خروج آنها از منطقه، صحیح و راهبردی است و قبل از آن نه تنها سازنده نیست که به شدت خطرناک است.
15:04 - 27 فروردین 1405