دانشکدههای اقماری؛ فرصت منطقهای یا پروژهای شکستخورده
دیدگاه سه عضو هیات علمی دانشگاه در همدان در مورد دانشکدههای اقماری؛ سهرابی: "معایب دانشکدههای اقماری، بر مزایای آن میچربد"؛ محمدیانمنش: "اقماری خوب است حتی اگر با فشار نماینده تشکیل شده باشد"؛ اقبالیان "اقماریها بدون برنامهریزی به اهداف خود نمیرسند".
خبرگزاری فارس – همدان: میزگرد تخصصی اساتید دانشگاههای استان با موضوع «دانشکدههای اقماری؛ فرصت منطقهای یا پروژه شکستخوردهای» با حضور دکتر ابراهیم محمدیمنش، عضو هیأت علمی دانشگاه ملایر؛ دکتر روحالله سهرابی، عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلیسینا و دکتر امیرحسین اقبالیان، عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلیسینا در دفتر خبرگزاری فارس برگزار شد.در این نشست که با همراهی بسیج دانشجویی دانشگاه بوعلی ترتیب داده شد؛ اساتید دانشگاه ضمن بیان نقطهنظرات خود درباره دانشکدههای اقماری راهکار نیز ارائه دادند.پیش از آغاز گزارش باید متذکر شد که دکتر محمدیمنش در تجربه کاری خود ریاست دانشگاه ملایر را اندوخته دارد.دکتر سهرابی نیز رئیس مرکز نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت وزارت علوم و مشاور وزیر علوم را در دولت سیزدهم بر عهده داشته است، همچنین او مسئول راهاندازی دانشکده مدیریت و حسابداری رزن نیز بوده است.دکتر اقبالیان نیز رئیس مجتمع عالی نهاوند را سالها بر عهده داشته است.
دانشکدههای اقماری کار خوبی بود، اما بدون برنامهریزی اجرا شداقبالیان در ابتدای سخنان خود گفت: متأسفانه کشور ما دچار بحرانها و مشکلات فراوانی شده است. در مقاطع مختلف، تصمیماتی برای کشور گرفته شد که آثار آن امروز نیز دیده میشود. هیچوقت یادم نمیرود؛ سال ۶۱، ۶۲، ۶۳ در دبیرستان امام همدان بودیم. شهید حمید هاشمی، میگفت باید برای بیست سال آینده کشور فکر کنیم. دشمنان ما برای بیست سال بعد برنامهریزی میکنند و ما باید از همین زمان برای آینده کشور بیندیشیم.وی ادامه داد: در کشور ما بعضا اتفاقاتی رخ داده که امروز کسی پاسخگوی آن نیست؛ در رابطه با دانشگاه اقماری باید گفت در کلان این کار خوبی بوده و واقعاً فکر خوبی پشت آن بوده است. اما باید متناسب با هر منطقه قبل از راهاندازی مطالعات بیشتری صورت میگرفت و بر اساس نیاز منطقه، استان و سیاستهای کلان کشور دانشکده اقماری و رشتههای مختلف راهاندازی شود. دانشکدههای اقماری باید مشکلات و نیازهای منطقه و کشور حل کند.وی تأکید کرد: اینکه ما یک استان دانشگاهی باشیم بسیار خوب است اما کاش با بررسیهای دقیق همراه میشد. ای کاش قبل از راهاندازی اقماریها بررسی میکردند که چه رشتههایی باید در آن ایجاد شود، در چه مقاطع و با چه برنامهای؟!. ما رشتههایی را راه انداختیم بیآن که بررسی کنیم چقدر به آنها در منطقه، استان و کشور نیاز داریم. ایا بازار کار دارد؟
آسیب سیاستزدگی و تصمیمات شتابزدهاقبالیان افزود: دانشگاه زمانی موفق میشود که مردم منطقه به آن اعتماد کنند. اگر دانشگاه کیفیت نداشته باشد، خانوادهها اجازه نمیدهند فرزندانشان وارد آن شوند. بسیاری از افراد در کشور هستند که این دانشگاهها را نمیشناسند و وقتی وارد آن میشوند، با مشکلات فراوانی روبهرو میشوند. یک دانشکده اقماری باید از امکانات و فضاهای آموزشی و ورزشی خوب، خوابگاه استاندارد، فضای سبز و امکانات دسترسی برخوردار باشد.وی با بیان اینکه نباید بدون مطالعه رشتهای را در منطقه ایجاد یا حذف کرد ادامه داد: خیلی از رشتههایی که در کشور ایجاد شده بود به علت عدم استقبال و عدم وجود بازار کار حذف و برخی هم مانند رشته صنایع در نهاوند که از استقبال خوبی برخوردار بود بدون مطالعه حذف شدند. اکثر دانشجویان رشته صنایع چه قبل و چه بعدا از فارغالتحصیلی جذب بازار کار میشدند. اما متاسفانه بدون مطالعه این رشته حذف و مشکلات فراوانی را ایجاد کرد. راهاندازی رشته تربیت بدنی، شیمی، کشاورزی و صنایع در نهاوند به دلیل تامین دانشجو برای مقاطع بالاتر دانشگاههای کشور و بازار کار خوب بود. هر چند که اساتید با امکانات کم و سختی دانشجویان را به این درجه رساندند.این استاد دانشگاه ادامه داد: ایرادی ندارد که شهرستانهای ما دانشگاه داشته باشند. البته الان دانشگاه ایجاد شده و برای آن هزینه از بیتالمال صرف شده است. نقاط قوت و ضعف آن باید بررسی شود و بر اساس برنامه کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت متناسب با سیاستهای کلان کشور این مجموعهها را ساماندهی کرد. ما برای نهاوند با همکاری اساتید تا حدودی موفق به تدوین این برنامه شدیم.
توصیه به برنامهریزی صفر تا صدوی تأکید کرد: مثلاً میتوان بخشی از منطقه را تبدیل به شهرک آموزش مدیریت یا کشاورزی کرد. باید نیرو تربیت کنیم؛ نیروهایی که مسلط به زبان انگلیسی، آشنا به علوم اقتصادی و صادرات داشته باشند، فکر اقتصادی داشته باشند و افراد متخصص تربیت کنند. اگر این برنامهریزی شود مشکلات حل خواهد .اقبالیان تصریح کرد: به عنوان مثال نهاوند قطب شیلات، گیاهان دارویی، باغات میوه، تولید عسل و... است، چه مانعی دارد که از دل مجتمع آموزش عالی نهاوند پژوهشگاه گیاهان دارویی ایجاد شود؟ با وجود اساتید مجرب در حوزه شیمی، کشاورزی و با همکاری دانشکده داروسازی علوم پزشکی همدان و امکانات آزمایشگاهی موجود در شهرستان میتوان این پژوهشگاه را برای اولین بار در استان همدان راهاندازی کرد. البته این موضوع برای شیلات، زنبور عسل، فرش و صنایع تبدیلی قابل انجام است.وی خاطرنشان کرد: اگر در مجموعههای اقماری عدالت آموزشی، رفاهی برای اساتید، کارمندان و دانشجویان فراهم گردد این موفقیتها بیشتر خواهد شد. این استاد دانشگاه تأکید کرد: دو نکته بسیار مهم است، نخست آنکه مدیریت در دانشکده های اقماری بسیار سخت است و دوم آنکه از یک دانشکده اقماری خوب همه بهره میبرند.
از نزدیک در جریان تأسیس دانشکده اقماری بودم؛ انشاءالله نیتها خوب اما اجرا پرمسئله بودرئیس سابق مرکز نظارت وزارت علوم با اشاره به سابقه مدیریتیاش گفت: رئیس وقت دانشگاه بوعلی حکم مرا به عنوان رئیس دانشکده رزن امضا کرد و مأموریت راهاندازی دانشکده مدیریت و حسابداری رزن بر عهده من قرار گرفت. کارها بهتدریج پیش رفت. پاییز ۹۰ افتتاح انجام شد و در همان زمانها بود که دانشکده کبودراهنگ، تویسرکان و بهار هم راهاندازی شد. ملایر نیز پیش از این به دانشگاه مستقل تبدیل شده بود.روحالله سهرابی با بیان اینکه اندکی قبل اسدآباد نیز صاحب یک دانشگاه شد ادامه داد: دانشکده نهاوند نیز بهصورت موسسه آموزش عالی دولتی دخترانه درآمد. در آن زمان آرزویی دنبال میشد که باید یک استان دانشگاهی بسازیم؛ یعنی شهرستانهای استان دارای دانشکده باشند و این موضوع بتواند در کشور به یک برند در آموزش تبدیل شود.وی تأکید کرد: در این میان اینکه چرا دانشکده مدیریت و حسابداری در رزن و فنی و مهندسی در کبودرآهنگ باید تاسیس شود خیلی مبنای روشن و منطقی نداشت. مسئول راهاندازی دانشکده رزن با بیان اینکه پیگیریهایی که انجام دادیم منجر شد به افتتاح دانشکده مدیریت رزن با ۴۰ دانشجوی حسابداری در مهر سال ۹۰ اظهار کرد: ما سومین یا چهارمین دانشکده اقماری بودیم که با سختیهای فراوان ایجاد شد. آن زمان تصور میشد هر کدام از این دانشکدهها در دهههای آینده به دانشگاه بزرگی تبدیل خواهد شد. همکاری در ایجاد و مسئولیت دانشکده تا سال ۹۵ بیانگر آن است که بنده در جریان کم و کیف راهاندازی این دانشکده و مشکلات آموزشی و دانشجویی بوده و به عبارت دیگر تجربه زیسته در این حوزه دارم.
وی با اشاره به اینکه هم در تأسیس یک دانشکده اقماری درگیر بودم و از نزدیک میدانم این دانشکدهها چه مسائلی دارند خاطرنشان کرد: از نزدیکتر نیتهای گفته و بیان شده مسئولان را دیدهام و در چند جمله بخواهم جمعبندی کنم، مسئله، مسئله استان همدان نیست و کشوری است.سهرابی افزود: ما حدود ۸۰ دانشگاه اقماری و دانشگاههای کوچکی داریم که شبیه دانشکدهها اقماری هستند. مانند سیدجمالالدین، این مدل دانشگاهها از مسائل آموزش عالی کشور و حتی از مسائل عمومی کشور هستند و باید جدی به آنها توجه شود.وی با بیان اینکه گاهی بهدلیل نگاههای بخشی محدود، سطحی و کوتاهمدت که داریم منافع بلندمدت، استراتژیک و جامع را فدا میکنیم تصریح کرد: تعارض بین این نگاهها وجود دارد، نیتها خوب است، دلسوزی واقعی وجود دارد، اما فرد میگوید «تا اینجا آوردم و باید به هر قیمتی ادامه بدهم.» اما باید جدی بررسی کرد که این مراکز مفید به فایده هستند یا خیر؟این عضو هیأت علمی دانشگاه با بیان اینکه زمان حضور در وزارت علوم میخواستم این بحث را به شورای گسترش ببریم و اقتضایی تصمیم بگیریم خاطرنشان کرد: چند شاخص بگذاریم اگر یک دانشکده اقماری جای ملکی ندارد، هیئت علمی ندارد، به سایت اصلی بسیار نزدیک است، همان رشته در سایت اصلی ارائه میشود، اشتغالپذیری رشتهها کم است، بومیگزینی دانشجویان پایین است و چند شاخص دیگر، چنین مجموعههایی در منطقه قرمز قرار میگیرند. وی ادامه داد: در مقابل، اقماریهایی وجود دارند که روی پای خود ایستادهاند، قویاند، نارضایتی در آنها نیست، بومیهای منطقه از آن حمایت میکنند و اگر دانشگاه مادر امکانات داشته باشد، میتوانند ادامه دهند.
سهرابی تأکید کرد: در نهایت به این سناریو و راهکار رسیدیم که باید این مجموعهها بر اساس منافع، مزایا، هزینهها و اقتضائاتشان تحلیل شوند و برای آنها تصمیمگیری شود.رویکرد تخصصمحوری و کیفیسازی در اقماریها عملیاتی شودرئیس پیشین دانشگاه ملایر، درباره دانشگاههای کوچک و اقماری کشور گفت: اصل دانشکدههای اقماری و دانشگاههای کوچک شهرستانی خوب است و باعث توسعه شهرستان میشود. اما مساله اساسی نحوه مدیریت و نگاه دانشگاه به این دانشکدهها است. اصل مسئله این است که چه باید کرد؟
وی افزود: حتی اگر صرفاً دانشکدههای اقماری به درخواست و فشارهای سیاسی برخی مسئولان از جمله نماینده یا مسئولین شهرستان شکل گرفته باشد، اصل وجود دانشکده و دانشگاههای اقماری و شهرستانی طرح خوبی است. اینکه گفته میشود مطالعه نشده و بدون برنامه توسعه ایجاد شده؛ حرف درستی است؛ اگر به گذشته بازگردیم باید ابتدا مطالعات انجام و برنامه محور اقدامات صورت بگیرد اما حالا که گذشته، بهتر است برنامهریزی و سیاستگذاری برای بهبود صورت گیرد. محمدیمنش با ذکر مثالی از دانشگاه ملایر گفت: دانشگاه ملایر هم ابتدا یک دانشکده اقماری بود، بعد بهتدریج به مجتمع آموزش عالی و حالا چندین سال است به دانشگاه جامع تبدیل شده است. وضعیت شهرستان را قبل از شکلگیری دانشکده و دانشگاه و بعد از آن اگر مقایسه کنید، رشد و توسعه شهرستان را به خوبی میتوانید ببینید. به عنوان مثال بسیاری از نیروهای انسانی و مدیران در ملایر و حتی در همدان فارغالتحصیلان دانشگاه ملایر هستند. از منظر اقتصادی، فرهنگی، توسعه شهری، نگهداشت نیروی انسانی بومی، افتخارآفرینی، اشتغالزایی و حتی توسعه شهری تغییرات قابلتوجهی در اثر وجود این دانشگاه در شهر همدان رخ داده است. بسیاری از اتوبوسهای ملایر همین الآن نیز با دانشگاه کار دارند؛ زمانی که کرونا دانشگاه را تعطیل کرد، اتوبوسهای شهری با مشکل مواجه شدند.وی ادامه داد: البته اگر ملاحظات لازم در ایجاد دانشکدههای اقماری به خوبی رعایت میشد و ساختار درست شکل میگرفت، چالشهای امروز به وجود نمیآمد اما الان راهکار تعطیل کردن دانشکدههای اقماری نیست. باید نگاه دانشگاه به این دانشکدهها به صورت واقعی مبتنی بر کیفیتافزایی باشد.
محمدیمنش افزود: از تجهیز موازی خودداری کند و دانشجویان را برای استفاده از تجهیزاتی که در دانشگاه بوعلی وجود دارد هدایت و در عوض آزمایشگاههای مجهزی در این دانشکدهها بسازد که حتی اساتید و دانشجویان بوعلی برای تحقیقات به این مراکز مراجعه داشته باشند.این عضو هیأت علمی با تأکید بر اهمیت برنامهریزی رشتهها در دانشکدههای جدید گفت: نکته مهم این است که رشتهها باید برنامهریزیشده و مبتنی بر نیاز و تخصص ایجاد شوند. مشکلاتی که بیان میشود فقط مربوط به دانشکدههای اقماری نیست؛ اگر واقعبینانه بررسی شود بسیاری از این مشکلات در دانشگاههای بزرگ نیز وجود دارد. از طرفی سختگیری به توسعه صحیح این دانشکدهها وجود دارد اما در قبال سایر دانشگاهها چنین مسالهای نیست. مثلاً دانشگاه ملایر برای گرفتن مجوز یک رشته باید فرآیند دقیقی را طی کند، اما دانشگاهی مثل تهران، بدون بررسیهای سنگین مجوز و طرح و توجیه رشته و دانشکده ایجاد میکنند. آیا واقعاً در صدور مجوزها یکسان رفتار میشود؟ معلوم است که خیر!وی افزود: اینکه بگوییم وزارتخانه بیاید و مطالعه کند، کافی نیست. معتقدم خود دانشگاه باید مطالعه کند که چه باید انجام دهد! وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی باید سیاستگذاری کلان را انجام دهند. بنابراین باید به جای ایجاد تنش و درگیری در شهرستان؛ بین نمایندگان و دانشگاه همافزایی برای ارتقای کیفی دانشکدههای اقماری صورت گیرد. سیاست کلی این است که دانشگاهها و حتی دانشکدههای کوچک و اقماری ساماندهی شوند و حذف پیام نور مصوب شد اما آیا توانستهاند انجام دهند؟ همانگونه که احداث آنها بدون مطالعه بوده، جمعآوری هم به همین درد مبتلاست.
محمدیمنش با اشاره به اینکه یکی از مشکلات نداشتن برنامه و سند و دیگری اجرایی نشدن اسناد است گفت: زمانی که مسئولیت دانشگاه ملایر را داشتم برای اولین بار سند راهبردی پنجساله دانشگاه ملایر مصوب شد، اما ضمانت اجرایی این سند چیست و چه کسی پیگیر اجرای سند است؟ وقتی پیگیری جدی وجود ندارد، مطالعه دقیق و اجرای برنامهریزی هم دچار مشکل میشود بنابراین در بسیاری موارد نداشتن برنامه و سند و داشتن آن، تفاوت بسیار زیادی ندارد.وی تأکید کرد: اصل وجود دانشگاهها و دانشکدههای اقماری، درست است و باعث توسعه متوازن در زمینههای مختلف می شود به شرطی که همه خصوصاً رئیس دانشگاه و وزارت علوم حمایت کنند. در حال حاضر بودجه دانشگاههای بزرگ را ۱۲۰ یا ۱۳۰ درصد پرداخت میکنند، اما دانشگاه ملایر باید برای گرفتن صددرصد بودجه خود تلاش کند، بودجه مناسب به دانشکده ها برای توسعه و کیفیت افزایی اختصاص داده نمی شود. این استاد دانشگاه ادامه میدهد: من در روز تحویل مسئولیت دانشگاه ملایر به آقای سیماییصراف، وزیر علوم گفتم: «وزارت علوم اگر بنا بر حمایت داشته باشد از کدام دانشگاه باید حمایت کند و دست چه دانشگاهی را باید بگیرد؟ دانشگاهی که قدمت دارد و سر پا ایستاده را باید حمایت کند یا دانشگاهی که نوپاست؟» وی افزود: سیاست موجود دقیقاً برعکس است حتی با توجه به کاهش دانشجو نیز همین سیاست حاکم است برنامهها برای حمایت از دانشگاههای بزرگ است.از دانشگاههای نوپا و دانشکدههای اقماری خصوصا توسط روسای دانشگاهها حمایت کمی میشود بعد انتظار دارند این دانشکدهها رشد موفقیتآمیزی داشته باشند!
محمدیمنش تأکید کرد: اتفاقاً کار با دانشکدههای اقماری راحتتر است؛ اگر حمایت شوند، بهترین استاد دانشگاه بوعلی میتواند بهراحتی در دانشکده اقماری تدریس کند. مشکل زمانی ایجاد میشود که ما حمایت نمیکنیم و میگوییم چون تحت فشار یک نماینده و بدون مطالعه ایجاد شده پس باید آن را تعطیل کرد و مشکل وجود این دانشکدههای اقماری است! من به چنین نگاههایی اعتقاد ندارم. دانشگاه بیاید از ظرفیت سیاسی همین نمایندهها و استانداران و فرمانداران استفاده کند و این دانشکدهها را به برند شهرستان تبدیل کند و این شدنی است.وی در تایید اثرگذاری دانشکدهها و دانشگاههای شهرستانی افزود: اگر بر اساس چارچوب علمی بررسی کنیم، دانشکدههای اقماری باعث توسعه متوازن خواهند شد. نیروی انسانی بومی نیز حفظ خواهد شد. وقتی دانشجوی ملایری مجبور است به مرکز استان یا تهران برود، احتمال ماندگاریاش در همان شهرها بیشتر است و دیگر به ملایر بازنمیگردد. خود من اهل بروجرد هستم، اما اکنون در همدان ساکن شدهام چون به خاطر تحصیل به همدان آمدم و در این شهر ماندگار شدم. این یعنی نیروی تحصیلکرده در همان شهری که تحصیل میکند مستقر میشود و به توسعه آن کمک میکند.رئیس سابق دانشگاه ملایر در ادامه گفت: برخی از آسیبهای فرهنگی خوابگاهها برای خانوادهها مهم است و وجود دانشگاه در شهر خودشان باعث ترغیب به تحصیل در همان شهر خواهد شد. اگر جوان در شهر خود تحصیل کند و در همانجا مشغول و ساکن شود میتواند در سن پیری پدر و مادرش در کنار او باشد و این خود نیز یکی از بهرههای فرهنگی دانشکدههای اقماری است.
وی با مقایسه وضعیت دانشگاهها در آمریکا و آلمان بیان کرد: آمریکا حدود ۳۸۵ میلیون نفر جمعیت دارد و حدود ۶۰۰۰ دانشگاه در آن است به ازای هر یک میلیون نفر ۷ دانشگاه در آمریکا وجود دارد و میانگین سهم دانشجوی هر دانشگاه حدود ۳ هزار نفر است. آلمان نیز تا حدی اینگونه است چراکه این کشورها هم به توسعه متوازن اعتقاد دارند و دانشگاهها و موسسات را در سراسر کشور توزیع کردهاند. اما تفاوت آنها با ما این است که آنها هدفگذاری صحیح کردهاند و برنامهریزی شده عمل میکنند.محمدیمنش گفت: اگر جمهوری اسلامی ایران میخواهد این مشکل را حل کند و اگر ما نیروهای بسیجی واقعاً میخواهیم کمک کنیم، باید کمک کنیم تا برنامهای حداقل دهساله برای توسعه و کیفیسازی دانشکدههای اقماری تدوین شود؛ من آمادهام تمام دانشگاههای اقماری را با کیفیت بالا حفظ کنم و توسعه دهم، بدون اینکه حتی یک نماینده ناراحت شود.همزمان دانشکدهها تخصصمحوری رشد کنند و اهداف علمی کشور عملیاتی شود. اما واقعیت این است که در کشوری زندگی میکنیم که دولت تغییر میکند، و این تفکر هست که کسی که منصوب شده، چون «از ما نیست»، باید برود! فرد جایگزین هم ممکن است اعتقاد یا اجباری به اجرای سیاستهای تدوین شده گذشته نداشته باشد. در چنین ساختاری چگونه میتوان سیاستگذاری بلندمدت انجام داد؟این استاد دانشگاه گفت: اگر قرار است در همدان برای دانشکدههای اقماری، اقداماتی صورت گیرد، سیاستگذاری باید حداقل دهساله و با همگرایی و همرایی همه عوامل قانونی و متنفذین سیاسی از جمله نمایندگان با محور رئیس دانشگاه تدوین شود تا عملیات اجرایی قابلیت پیگیری داشته باشد و روسای بعدی موظف شوند آن را ادامه دهند.
وی با اشاره به عدم تعهد به اجرای اسناد بالادستی اظهار کرد: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تأیید حکم رئیس دانشگاه شدن از ما خواستند که یکی از موارد سند را به عنوان اولویت کاری در مدت مسئولیت اعلام و برنامههای مرتبط با آن را ارائه کنیم. در آن جلسه به این نگاه، انتقاد کردم. گفتم سند اسلامی شدن دانشگاهها یک سند است و همه احکام آن حکم واحد دارند و باید با هم اجرایی شوند، چگونه میشود اولویت در سند اسلامی شدن دانشگاه انتخاب کرد؟ حالا از این بگذریم که دهها سال از سند اسلامی شدن گذشته و بسیاری از دانشگاهیان و حتی بسیاری از روسای گذشته دانشگاهها حتی یکبار این سند را نخواندهاند. از یک طرف برنامه و سند نداریم و از یک طرف دیگر هم که برنامه داریم اما کسی دنبال اجرا و عملیاتی کردن آن نیست. این هم یکی از مشکلات کشور است.وی تصریح کرد: باید این ساختار را بهینه کنیم و ضمانت اجرایی ایجاد کنیم. شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم باید سازوکاری ارائه کنند که هر رئیس دانشگاهی که میآید، موظف به ادامه سیاستهای مصوب باشد و نتواند آنها را کنار بگذارد. این استاد دانشگاه تأکید کرد: در ساختار جمهوری اسلامی، همهچیز باید به خدمت منجر شود. من از روستا آمدهام و اکنون استاد دانشگاه هستم و افتخار میکنم که به نظام خدمت میکنم. اگر سیاستهای آموزشی جمهوری اسلامی با همه این ایراداتی که به آن میگیریم، وجود نداشت، من امروز در این جایگاه نبودم.
مزایا وجود داشت، اما معایب بر مزایا غلبه کردرئیس اسبق دانشکده مدیریت و حسابداری رزن با بیان اینکه با دوستان موافقم که دانشکدههای اقماری مزایایی داشتهاند گفت: اما یک جا با نظر دکتر محمدیمنش مخالف هستم. واقعیت این است که قیاس میان دانشگاه ملایر و دانشکدههای اقماری، قیاس معالفارق است. با این حال، همین دانشکدههای کوچک هم بیفایده نبودند و تا حدی اشتغالزایی و توسعه اقتصادی ایجاد کردند. اما در کنار این مزایا، معایبی هم وجود دارد و به نظر من معایب، بر مزایا میچربد.وی اهداف ایجاد دانشکدهها را اینگونه برشمرد:۱. پاسخ به نیاز آموزشی برای دانشجویانی که نمیتوانستند به مراکز بزرگتر بروند.۲. عدالت آموزشی؛ چرا باید دانشجو اینهمه مسیر بیاید و هزینه بدهد؟۳. بومیگزینی؛ انتظار این بود که افراد همان منطقه وارد دانشگاه شوند.۴. توسعه متوازن منطقهای، که تحقق آن محل تردید است.سهرابی افزود: در این ۱۵ سال فعالیت دانشکدهها، بیش از ۹۰ درصد دانشجویان غیر بومی بودند و مجبور میشدند به خوابگاه بروند. این موضوع فرهنگ منطقه را دچار تنش کرده بود. چندبار درگیری و مشکلات دیگر گزارش شد. وقتی منطقه ظرفیت لازم ندارد، اما دانشکده با فشار مسئولین ایجاد میشود، این نتایج طبیعی است. استاد خوب هم از مرکز میرود آنجا و هزینهها را دو برابر میکند. از سوی دیگر، امکانات شهری مثل پارک و سینما وجود ندارد.
وی تاکید کرد: عوارض و تبعات این روند بسیار بیشتر از مزایای آن بوده و حتی در اشتغالپذیری هم مشکلاتی ایجاد کرده است. دانشگاه و دانشکده باید حداقلهایی داشته باشد، دانشگاههای اقماری این حداقلها را نداشتند؛ مثل پذیرش دانشجو در برخی رشتهها شبیه به پذیرش دانشجوهای خارجی. ما جوگیرانه اقدام کردیم و بعد با مشکلات مواجه شدیم. هر منطقه باید آمادگی پذیرش داشته باشد، اما اغلب با فشار مسئولین شهرستان، رقابت بین شهرستانها و فشار سیاسی تصمیم گرفته شد.رئیس سابق مرکز نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت وزارت علوم ریشه اصلی شکلگیری این واحدها را «جو توسعه یا رقابت عجیب و غریب سیاسی» دانست و گفت: دانشگاه بوعلی بار اصلی را به دوش میکشید؛ مسئولین شهرستان فشار میآوردند که این دانشکدهها باید توسعه پیدا کنند. ۱۸ یا ۲۰ سال پیش، شاید این کار تا حدودی توجیه داشت؛ مانند دانشگاه آزاد که میگفت بسیاری از افراد به خارج از کشور مثل تاجیکستان و ارمنستان میرفتند، پس خودم بیایم ایجاد کنم. اما هرچه جلوتر آمدیم، دیدیم بسیاری از توجیهات قبلی کارایی ندارد.وی درباره دانشکده کبودراهنگ بیان کرد: امسال ۶ دانشجو در این دانشکده نیامدهاند و باید چند میلیارد خرج شود؟ آیا ما باید دانشجوی بیکار و عصبانی تربیت کنیم؟ طبق آمار، درصد بالایی از فارغالتحصیلان بیکارند. اگر مهارتآموزی میخواهیم میتوانیم سراغ دانشگاه علمی–کاربردی و ملی مهارت برویم.
سهرابی با بیان خاطرهای از دانشکده رزن افزود: دانشجویان دانشکدههای اقماری ما حس دانشجو بودن را کمتر دارند. جدایی از بحث تکجنسیتی بودن، آنها حس میکردند وارد مدرسه شدند. این توسعه متوازن نیست. وقتی دانشجویان دانشکده اقماری در برنامهای در سایت اصلی دانشگاه شرکت میکنند تا چند روز احساس ناکامی میکنند. اکثر دانشجویان غیر بومی بودند و وارد خوابگاه میشدند، به خاطر کوچک بودن و عدم پذیرش شهرستان دچار اختلال فرهنگی میشوند. وی درباره مقاومت مسئولان محلی در برابر ادغام گفت: یکی از دلایل مقاومت این است که مسئولان منطقه میخواهند به این متهم نشوند که در دوره مسئولیت آنها دانشکده جمعآوری شده است. اگر قرار است مهارتی کار شود، بروید به سمت تربیت تکنسین. اما گسترش بیبرنامه واحدهای وابسته به دانشگاه هم پرهزینه و هم غیرمنطقی است.
لزوم تدوین بستههای مشخص برای ارتقای کیفیت آموزشیرئیس سابق مجتمع عالی آموزشی نهاوند نیز با بیان اینکه مدیران گذشته زحمت کشیدهاند و نباید زحمات آنان در بحث عدالت آموزشی نادیده گرفته شود گفت: دانشکدههای اقماری برقرار باشد اما امکانات رفاهی برای اساتید و برنامهریزی از پایین به بالا انجام شود که در این صورت آثار خوبی دارد. دانشکدهها در دل مردم منطقه جای دارند.اقبالیان افزود: در مجموع، هر سه نفر یک نکته را تأیید میکنند و آن اینکه باید بستههای مشخصی برای ارتقای کیفیت تدوین شود. این بستهها بر اساس نیازهای هر منطقه اجرا شوند. نمیتوان نسخه واحد برای همه پیچید. همدان یک منطقه کشاورزی است و باید بر اساس مزیتهای آن تصمیم گرفت؛ تقویت کشاورزی، صنایع تبدیلی، و هرآنچه متناسب با ظرفیت منطقه است.وی درباره شرایط در نهاوند گفت: اساتید شیمی داریم، تربیتبدنی داریم، اما دانشجو نیست. آیا باید همین ساختار را ادامه دهیم؟ گفته بودیم از دل این دانشگاه، یک پژوهشکده گیاهان دارویی بیرون بیاید. گروه شیمی و گروه تربیتبدنی و حتی دانشجویان زبان میتوانند نقش داشته باشند.عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلی ادامه داد: در شرایط فرهنگی امروز، با فضای مجازی هم که کنترلش سخت شده، خانوادهها ترجیح میدهند فرزندشان نزدیک خودشان درس بخواند، نه اینکه به شهر دیگر برود. اگر امکانات و رشد متوازن وجود داشته باشد، تفاوتی نمیکند. وقتی جذب بومی خوب باشد، اثر مثبت هم به جا میگذارد. عدالت آموزشی بسیار مهم است، امروز اساتید داریم اما خوابگاه نداریم، برای دانشجویان امکانات نداریم.
دانشگاههای اقماری میتوانند توسعه متوازن ایجاد کنندرئیس سابق دانشگاه ملایر با بیان اینکه دانشگاهها از جمله دانشگاه بوعلی دانشکدههای اقماری را «جزیرهای» میبیند و به دانشکدهها توجه کمتری میکند اظهار کرد: ارتباط مؤثر بین دانشکدههای اقماری با دانشگاه برقرار نمیشود، نگاه درجه دو به آنها وجود دارد؛ دنبال کیفیسازی نیستیم و صرفا میخواهیم اداره شوند و نماینده راضی شود. اینها مسائلی است که باعث ناکارامد شدن دانشکدههای اقماری میشود. محمدیمنش افزود: واقعیت دانشگاهها را باید در نظر گرفت و نباید ایدهآل و صرفا مبتنی بر علم و پژوهش نگاه به دانشگاهها داشت. اگر فقط بر مبنای وظایف علمی و پژوهشی جلو برویم، شاید هر استان هم نیاز به یک دانشگاه نداشته باشد؛ بلکه ممکن است کشور فقط به ۲۰ دانشگاه کارآمد نیاز داشته باشد که واقعاً پژوهش و تولید علمی داشته باشند. اما واقعیت این نیست و ما بر اساس تمام ملاحظات سیاسی، اجتماعی، قانونی و حتی مسایل سیاسی و نفوذهای افراد و شخصیتها باید به کارکرد دانشگاهها توجه کنیم. تمام مشکلات دانشگاههای بزرگ کشور را هم نباید انتظار داشته باشیم که دانشکدههای اقماری نداشته باشند.وی با اشاره به ظرفیت نمایندگان گفت: امروز میتوانیم ظرفیت نماینده را بهجای تهدید، تبدیل به فرصت کنیم. رئیس دانشگاه میتواند ظرفیت نماینده را برای توسعه متوازن و کیفی دانشکدهها وارد کار کند. وقتی این ظرفیت به کمک بیاید، میتوان دانشکدهها را تخصصی رونق داد. رئیس دانشگاه میتواند تعهد بدهد امکانات موازی نسازد، بلکه امکانات بهتر ایجاد کند. مثلاً بهترین آزمایشگاه شیمی اگر در بوعلی است، آزمایشگاه موازی ایجاد نکنیم و دانشجویان این دانشکدهها از آن بهرهمند شوند.
محمدیمنش تأکید کرد: توسعه لازم است؛ حضور دانشگاهها در همه شهرها و استانها ضروری است. در عین حال، تمرکز علمی و بنیادی هم لازم است. نگاه دکتر سهرابی درست است و من حتی به آن اضافه میکنم: به جای دهها دانشگاه کوچک، باید ۲۰ دانشگاه برند و معتبر در کشور ایجاد کنیم. اما واقعیت امروز و کشور با این مباحث تئوری متفاوت است و باید واقعیت ها در تصمیم گیری در نظر گرفته شود.
تدوین برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت با نگاه عدالتمحور و مدیریت قویاقبالیان نیز در جمعبندی گفت: با توجه به هزینههای بالا و شرایط فعلی، باید برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت برای ارتقای دانشگاههای اقماری تدوین کنیم. کار کردن در چنین شرایطی نیازمند مدیریت قوی است؛ مدیری که منافع همه—شهر، منطقه و کشور—را در نظر بگیرد. یک دانشگاه اقماری خوب به همه منافع میرساند. باید در این چارچوبها با نگاه عدالتمحور یک مجموعه اقماری قوی داشته باشیم که منافع کشور هم تدوین شود.
ضرورت حرکت به سمت ساختارسازی و برنامهریزی اصولیمحمدیمنش در بخش جمعبندی گفت: عمل نکردن به قانون باعث شده برخی دانشکدهها و دانشگاهها، بدون مطالعه و برنامه بهصورت پراکنده شکل بگیرند. اما حالا که این ساختار با هر روشی ایجاد شده، بهترین راه این است که بهجای ایجاد تنش و درگیری میان نماینده، استاندار، رئیس دانشگاه، وزارت علوم و دیگر مدیران، به سمت ساختارسازی، سیاستگذاری و برنامهریزی اصولی حرکت کنیم به جای حذف توسعه کیفی و برندسازی آنها را با تخصصی کردن در دستور کار قرار دهیم. در این مسیر از ظرفیت همه موثرین و مسئولان نیز بهرهبرداری شود.وی افزود: اگر درست عمل کنیم، توسعه متوازن ایجاد میشود؛ این توسعه به رشد اقتصادی شهرها کمک میکند، پیشرفت بهوجود میآورد، به ماندگاری نیروی انسانی در همان مناطق کمک میکند و حتی باعث رقابتی شدن فعالیتها میشود. با برنامهریزی صحیح میتوانیم فشار جمعیتی بر مرکز استان و مشکلاتی مثل کمبود خوابگاه را نیز کاهش دهیم.رئیس سابق دانشگاه ملایر با بیان اینکه این مسیر پیشنیازها و محدودیتهایی دارد و مشکلاتی نیز ایجاد میکند تصریح کرد: اگر خوب مدیریت نکنیم، کیفیت آموزش پایین آمده و باز هم پایینتر میآید، هزینههای موازی افزایش پیدا میکنند، رقابتهای نابرابر ایجاد میشود، استانداردهای آموزشی ایجاد و اجرایی نمی شوند و به کیفیت آسیب بیشتری میرسد، تکرار بیفایده رشتهها و امکانات ممکن است اتفاق بیفتد، همکاریهای علمی، پژوهشی و بینالمللی دچار اختلال می شود، و شهرهای کوچک نیز به دلیل ظرفیت محدود، تحت فشار قرار میگیرند.
امکانات فراوان با خروجی کمسهرابی نیز در جمع بندی گفت: باید دو دسته شاخص را بررسی کنیم: پس از گذشت حدود ۲۰ سال از ایجاد این دانشکدهها. شاخصهای کارایی: اینکه با چه منابع، امکانات، بودجه و نیروی انسانی چه خروجی گرفتهایم. شاخصهای اثربخشی: اینکه آیا در ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته به اهداف موردنظر رسیدهایم یا نه. به نظر من، در بسیاری از شاخصهای کارایی مشکل داریم؛ امکانات فراوان است اما خروجی کم. در شاخصهای اثربخشی هم به اهداف نرسیدهایم؛ امید و رضایت ایجاد نشده، بلکه گاهی عصبانیت و نارضایتی در فضای دانشجویی شکل گرفته است.وی افزود: باید نگاه منصفانه داشته باشیم: بودجهای که خرج میشود، پول مردم است؛ بنابراین باید تحلیل هزینه-فایده انجام شود. باید اقتضائات هر شهرستان را در نظر بگیریم؛ آیا ظرفیت لازم را دارد یا نه؟ باید ببینیم آموزش عالی در هر منطقه چه چیزی را میتواند توسعه دهد و چه چیزی ارزش ندارد. نباید به موضوع حیثیتی نگاه کنیم؛ گاهی لازم است تصویر جدیدی بگیریم، به سمت ماموریتگرایی برویم و تغییر کاربری انجام دهیم. ادامه دادن این دانشکدهها به همین شکل فعلی درست نیست و باید تغییر کند.عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلی گفت: میتوان راهکارهای بینابینی ایجاد کرد تا مسئولان شهرستان احساس نکنند چیزی از دست دادهاند. این کار به بهرهوری نظام جمهوری اسلامی کمک میکند و همزمان اهداف واقعی یک دانشگاه را محقق میسازد. در مدیریت، مفهومی داریم به نام تله تشدید تعهد، یعنی مدیری عملی را آغاز کرده، وسط کار متوجه میشود اشتباه بوده، اما چون هزینه شده، دلش نمیآید آن را متوقف کند. بسیاری از تصمیمها باید همانجا اصلاح شوند؛ این کار در آینده سود بیشتری خواهد داشت.
وی ادامه داد: نمیگوییم دانشکدههای اقماری حذف شوند، اگر لازم است، پژوهشکدهای مبتنی بر نیاز منطقه ایجاد کنیم کارکنان فعلی بیکار نمیشوند، اعتبار نماینده آسیب نمیبیند، فرماندار میتواند مشکل منطقه را حلشده بداند و دانشجویان خوب نیز در دانشگاههای اصلی جذب میشوند. برای مردم منطقه—بهخصوص دختران و بومیها—راههای متعددی وجود دارد: پیامنور، علمی_کاربردی، مهارت و دیگر مسیرها. این یک بازی برد-برد است.
بر اساس تحلیل اساتید کلید بهبود وضعیت این مراکز، ترکیبی از سه عامل است: برنامهریزی علمی و بلندمدت، مدیریت مؤثر و بهرهگیری از ظرفیتهای محلی و نمایندگان. این ترکیب میتواند تعادل میان عدالت آموزشی، توسعه متوازن منطقهای و بهرهوری کل نظام آموزش عالی را ایجاد کند.
در عین حال، تمرکز بر کیفیت و تخصصی کردن برخی دانشگاهها به جای تکرار بیفایده رشتهها، میتواند هم رشد علمی کشور را تضمین کند و هم از هدررفت منابع جلوگیری نماید. به عبارتی، دانشگاههای اقماری باید به عنوان ابزار توسعه منطقهای دیده شوند، نه صرفاً به عنوان سمبل حیثیتی سیاسی.#دانشکده_اقماری#آموزش_عالی#شاخص_کارایی 22:02 - 16 آذر 1404