ماجرای مرد شمشیر به دست در ساحل بندرعباس

در ساحل غدیر بندرعباس، مجسمه مردی شمشیر‌به‌دست سال‌هاست رو به آب‌های خلیج فارس ایستاده؛ مردی که بسیاری از رهگذران نامش را نمی‌دانند، اما تاریخ جنوب ایران او را به‌عنوان یکی از نخستین چهره‌های مقاومت در برابر استعمار می‌شناسد. وزیر هرمز در زمان حمله پرتغالی ها، که با درایت و ایستادگی، برابر نفوذ متجاوزین در خلیج فارس مقاومت کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از بندرعباس، در پارک ساحلی غدیر بندرعباس، مجسمه‌ای از پیکر مردی شمشیر‌به‌دست که به افق‌های خلیج فارس خیره شده، برای هر رهگذری خودنمایی می‌کند؛ مجسمه‌ای که برای بسیاری از مردم، هویت صاحب آن همچنان ناشناخته مانده است.این تندیس متعلق به «خواجه عطا»، وزیر هرمز در قرن پانزدهم میلادی است؛ سیاستمداری که با هوشمندی و تدبیر، تا پایان عمر از سلطه پرتغالی‌ها بر جزیره هرمز جلوگیری کرد. با این حال، هویت این شخصیت تاریخی برای بسیاری از شهروندان همچنان مبهم باقی مانده است.خواجه عطا از آن چهره‌هایی است که با وجود نقش مهمش در تاریخ خلیج فارس و جنوب ایران، کمتر شناخته شده و در حافظه تاریخی کشور، نسبت به بزرگی کاری که انجام داده، تقریباً غریبه مانده است.در بندرعباس، علاوه بر این مجسمه، محله و بخشی از ساحل شهر نیز «خواجه عطا» نام دارد؛ محله‌ای قدیمی و ساحلی زیبا که سال‌هاست بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی مردم شهر را شکل داده است. این ساحل، محلی مناسب برای ورزش‌های آبی مانند شنا، قایق‌سواری و موج‌سواری به شمار می‌رود و گاهی نیز میزبان رویدادهای فرهنگی و هنری است. اهالی بندرعباس، این ساحل را برای دورهمی‌های خانوادگی، گذراندن اوقات فراغت و تماشای آرامش خلیج فارس انتخاب می‌کنند.خاطره‌ای از روزهای ابتدایی تحصیل در بندرعباس را هرگز فراموش نمی‌کنم؛ روزی در کلاس بحثی شکل گرفت که «خواجه عطا» کیست و چرا نام آن محله را خواجه عطا گذاشته‌اند؟ یکی از دانش‌آموزان با اطمینان گفت:«خواجه نام مردی از همین محله بوده که روزی به جنگ می‌رود و دیگر هرگز بازنمی‌گردد. مردم محله هم به افتخارش نام آنجا را “خواجه‌اتا” گذاشتند؛ یعنی به گویش بندری: خواجه می‌آید.»
۱۷ MB
شاید آن روایت کودکانه، از نظر تاریخی دقیق نبود، اما نشان می‌داد نام خواجه عطا چقدر در فرهنگ مردم بندرعباس ریشه دوانده؛ حتی اگر بسیاری، داستان واقعی او را ندانند.هرمزگان همواره خط مقدم دفاع از ایران در خلیج فارس بوده است. در دوران جنگ رمضان، این استان با جزایر راهبردی، تنگه هرمز، توان بالای نظامی و بنادر مهم تجاری، به سپری مستحکم در برابر نیروهای دریایی آمریکا تبدیل شد؛ دژی که بیشترین شهید را تقدیم وطن کرد و اجازه نزدیک شدن حتی یک ناو دشمن به آب‌های کشور را نمی‌داد. مقاومت مردم هرمزگان، بارها نقشه‌های آمریکا را ناکام گذاشت.جنگ رمضان و اهمیت تنگه هرمز، بار دیگر نگاه‌ها را به جنوب ایران و موقعیت فوق‌استراتژیک هرمزگان جلب کرد؛ اما تاریخ مقاومت مردم این سرزمین، به سال‌ها و حتی قرن‌ها پیش از آن بازمی‌گردد.در میان قهرمانان خلیج فارس، یکی از مهم‌ترین چهره‌ها همان مردی است که امروز مجسمه‌اش با شمشیری در دست، رو به آب‌های نیلگون خلیج فارس ایستاده است؛ شخصیتی که بندرعباسی‌ها ساحل و محله‌ای را به افتخارش نام‌گذاری کرده‌اند: خواجه عطا؛ مردی که در روزگار هجوم استعمار، برای حفظ هرمز و عزت خلیج فارس ایستادگی کرد.خواجه عطا از چهره‌های برجسته و کمتر شناخته‌شده تاریخ جنوب ایران و جزیره هرمز است که نام او با مقاومت در برابر نفوذ استعمار پرتغال در خلیج فارس گره خورده است. او در دوره‌ای می‌زیست که هرمز یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت دریایی جهان به شمار می‌رفت و کشتی‌های بازرگانی از هند، عربستان، آفریقا و ایران در این جزیره رفت‌وآمد داشتند.
خواجه عطا نه‌تنها یک حاکم محلی، بلکه مدیری زیرک و سیاستمداری آینده‌نگر بود که خطر حضور پرتغالی‌ها را زودتر از بسیاری از فرمانروایان منطقه درک کرد. او تلاش کرد استقلال هرمز را حفظ کند و در برابر نفوذ بیگانگان ایستادگی نماید؛ مقاومتی که بعدها به نمادی از استعمارستیزی مردم جنوب ایران تبدیل شد.پرتغالی‌ها مدتها بود به کشتی‌های ایرانی در دریای عمان و اقیانوس هند تعدی می‌کردند. آنها خود را امپراتورِ بلافصل دریاها می‌پنداشتند: به کشتی‌های صیادی و تجاری حمله، بارشان را غارت و سپس آنها را به آتش می‌کشیدند. بنادر و جزایر دریای عمان به شکلی ناجوانمردانه غارت و سوزانده شدند.خواجه‌عطا خواب را بر خود حرام کرد. او می‌دانست که با چند قلاده توپ نمی‌تواند در دریا با پرتغالی‌ها رقابت کند، اما نیروی انسانی و ارادهٔ مردمان جنوب سرمایه‌ای بود که کمتر کسی از آن آگاه بود. بر پایهٔ منابع تاریخی، او موفق شد سی‌هزار مرد جنگی، چهارهزار تیرانداز و چهارصد کشتی بزرگ و کوچک را برای مقابله با مهاجمان سامان دهد.در سال ۱۵۰۷ میلادی، آلفونسو دِ آلبوکرک – دریاسالار بیرحم پرتغالی که بعدها «سزار شرق» و «شیر دریاها» نام گرفت – با ناوگانی مجهز به سواحل هرمز رسید. نبرد سهمگین بود. کشتی‌های بادبانی هرمز در برابر توپ‌های آهنگری پرتغال تاب نیاوردند و بسیاری از آنها به آتش کشیده شدند. خواجه‌عطا و یارانش گرچه مقاومت جانانه‌ای کردند، اما شکستی سخت خوردند و پای پرتغالی‌ها به هرمز باز شد.
آلبوکرک با تکیه بر این پیروزی، جزیره را مجبور به پذیرش قراردادی تحقیرآمیز کرد: پرداخت خراج سالیانه و اجازهٔ ساخت قلعه در کنار کاخ پادشاهی. اما این پایان کار برای خواجه‌عطا نبود. او به خوبی درک کرده بود که در میدان توپخانه نمی‌تواند پیروز شود – اما نبرد را در عرصهٔ درایت و سیاست ادامه خواهد داد.اختلاف‌افکنی که یک ناوگان را متلاشی کردخواجه‌عطا همچون شطرنج‌بازی ماهر شروع به جابجا کردن مهره‌ها کرد. او با فرستادن نامه‌ها و هدایایی به کاپیتان‌های پرتغالی، شکاف میان آنها و آلبوکرک را عمیق‌تر ساخت. به فرماندهان وعدهٔ ثروت و گاه تهدید به افشای اسرارشان داد. اختلافات و نارضایتی‌ها از آلبوکرک چنان بالا گرفت که در مقطعی چهار تن از کاپیتان‌های پرتغالی به خواجه‌عطا پناهنده شدند. دو هفته بعد، سه تن دیگر نیز از اردوگاه دشمن گریختند و به صف مدافعان هرمز پیوستند.آلبوکرک که از درایت خواجه‌عطا آگاه شده بود، سعی کرد همین سیاست را در بین سیاستمداران هرمزی به کار گیرد؛ اما نفوذ خواجه‌عطا در دربار و میان مردم چنان ریشه‌دار بود که هیچ وعده و تهدیدی نتوانست جایگاهش را متزلزل کند. سرانجام آلبوکرک که دیگر توان تحمل شورش در صفوف خود را نداشت، ناوگانش را جمع کرد و به هند بازگشت. خواجه‌عطا جنگی را که در میدان شکست خورده بود، در پشت صحنه به پیروزی تبدیل کرد.
لشکرکشی دوم پرتغال و عقب‌نشینی دوبارهآلبوکرک در هند نیروهای تازه‌ای جذب کرد و با عزمی راسخ برای همیشه کار هرمز را یکسره کند، بازگشت. این بار اما خواجه‌عطا بیکار ننشسته بود. او در مدتی که پرتغالی‌ها خلیج‌فارس را ترک کرده بودند، نامه‌هایی به خودِ پادشاه پرتغال نوشت و از ظلم و تعدی فرماندهانش گلایه کرد. همزمان ذخایر آذوقه و مهمات جزیره را چند برابر کرد، سنگرهای دفاعی تازه‌ای ساخت و حتی سه کشتی جنگی دیگر تجهیز کرد.آلبوکرک وقتی با جزیره‌ای آمادهٔ محاصره طولانی روبه‌رو شد و خبر رسید که خواجه‌عطا ارتباط مستقیمی با دربار لیسبون برقرار کرده، دوباره دست از پا درازتر به هند عقب‌نشینی کرد. این دومین باری بود که فرمانده بزرگ پرتغال در برابر یک هرمزی زانو می‌زد.سومین حمله – مرگ فرمانده و سقوط هرمزاما همهٔ داستان‌ها پایان خوشی ندارند. پرتغالی‌ها برای سومین بار قایق‌های خود را به آب زدند. این بار اما یک تفاوت بزرگ وجود داشت: خواجه‌عطا دیگر زنده نبود. در حدود سال ۱۵۱۵ میلادی (۹۲۱ قمری)، فرمانده مدافعان هرمز درگذشت. مرگ او دقیقاً در آستانهٔ سومین یورش پرتغال رخ داد – مرگی طبیعی یا به دست زهر رقیبان داخلی؟ منابع در این باره یکدست نیستند، اما همه بر یک نکته اتفاق دارند: با رفتن او، هرمز بی‌دفاع ماند.آلبوکرک که دیگر هیچ رقیب قدرتمندی در جزیره نمی‌دید، به راحتی هرمز را تصرف کرد و سیطرهٔ ۱۰۷ سالهٔ پرتغال بر خلیج‌فارس آغاز شد. قلعه‌های معروف پرتغالی در هرمز، قشم و خلیج‌فارس یادگار همان دوران اند.
سال‌ها پس از ناکامی در دفاع از هرمز در برابر آلبوکرک، سرانجام در سال ۱۶۲۲ میلادی (۱۰۳۱ قمری)، سردار دلیر صفوی، امامقلی‌خان، با فرمان شاه عباس کبیر، عملیاتی را برای بازپس‌گیری این جزیره راهبردی آغاز کرد. این لشکرکشی با اتحادی راهبردی با کمپانی هند شرقی بریتانیا صورت گرفت که در ازای دریافت امتیازات تجاری، ۵ کشتی جنگی خود را در اختیار ایرانیان قرار داد.سپاه سه‌هزار نفری ایران که شامل پیاده‌نظام و توپخانه بود، در ساحل جزیره پیاده شد و پرتغالی‌ها را به درون دژ معروفشان عقب راند. انگلیسی‌ها نیز ضمن گلوله‌باران قلعه با توپ‌های سنگین، ناوگان پرتغالی حاضر در بندر را به طور کامل غرق کردند. پس از یک محاصرهٔ ده‌هفته‌ای، مدافعان پرتغالی که از آذوقه و مهمات تهی شده بودند، در ۲۲ آوریل ۱۶۲۲ (۲ اردیبهشت ۱۰۰۱ ه.خ) تسلیم شدند.به این ترتیب، پس از ۱۱۷ سال سلطه، جزیره هرمز برای همیشه از چنگ پرتغالی‌ها خارج شد و بار دیگر به قلمرو ایران بازگشت. این پیروزی درخشان، نمادی از ارادهٔ ایران برای حفظ حاکمیت خود بر خلیج‌فارس است. امروزه قلعهٔ پرتغالی‌ها بر فراز جزیره هرمز، همچنان گواهی خاموش بر این دوره از استعمار و حماسهٔ آزادی‌بخش آن است.
سؤال اینجاست: چرا خواجه‌عطا در تاریخ رسمی ایران تا این حد غریبه مانده است؟ شاید به این دلیل که تاریخ‌نویسی ما همواره بر محور پادشاهان و سلسله‌های بزرگ چرخیده و قهرمانان محلی – به ویژه در جنوب – در حاشیه مانده‌اند. شاید هم به این دلیل که مدارک بسیاری از این ماجرا به زبان پرتغالی نوشته شده و تا سال‌های اخیر به فارسی ترجمه نشده بود.اما امروز که بحث مقاومت در تنگه هرمز و نقش تاریخی مردمان جنوب در دفاع از مرزهای آبی ایران داغ است، بازگشت به خواجه‌عطا بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. مجسمهٔ شمشیر به دست در بلوار پاک غدیر، دیگر نباید «مجهول‌الهویه» بماند. محلهٔ «خواجه‌عطا» در بندرعباس، پیش از آنکه نام یک محله باشد، نام یک روایت ملی است.
08:29 - 23 اردیبهشت 1405
استان ها
هرمزگان

2 بازنشر1 واکنش
14٫2k بازدید