مرور حماسه جنگ رمضان با اشعار پزشک هرمزگانی

از حمله به مدرسه میناب تا انتخاب رهبر جوان، مرور حماسی جنگ رمضان در میان ابیات پزشک هرمزگانی که بزنگاه های مهم این معرکه را به زبان شعر بیان کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از بندرعباس، دکتر غلامعباس مومنی، مختصص داخلی هرمزگانی، که با تخلص «مومن» که دستی در شعر هم دارد، جنگ رمضان را در این قالب به رشته تحریر در آورده است.وی در روز های آغازین جنگ رمضان در سوگ رهبر شهید انقلاب، ابیاتی به پیشگاه ایشان تقدیم کرد.در رثای رهبری که حماسه‌ساز بود و جان در راه آرمان فدا کرد، این ابیات تقدیم به پیشگاه بلندش:چو خورشیدی که در اوجِ شرف، آهنگِ رفتن کردفلک بر قامتِ غیرت، قبایِ سرخِ شیون کردکدامین واژه آراید شکوهِ آن مجاهد را؟که با خونِ جگر، گلزارِ ایمان را گلستان کردنلرزید او به طوفان‌ها، نترسید او ز اهریمنبه میدانِ خطر، رقصِ رهایی در دلِ خون کردعَلم در دست و جان بر کف، به سویِ قله‌ها تازانبساطِ فتنه و تزویر را، یکباره ویران کرداگرچه جسمِ پاکش شد نشانِ تیرِ بدخواهانطنینِ نامِ او، لرزه به جانِ سستِ صهیون کردسپاه و ارتش و قدرت، به راهش عهدِ کین بستندبسیجی با دعایِ او، نبردِ عشق، افزون کردبه تخلص چو رسیدی، ز رهبر یاد کن **مومن**که او با خونِ خود، امضایِ سرخِ عهدِ پیمان کرد
«مومن» همچنین شهادت ولی امر مسلمین جهان و بیعت با رهبر جوان را اینگونه در قالب شعر بیان کرد:مامِ وطن و میثاقِ دوبارهبه گوش آید امروز، بانگِ تبرزِ طوفانِ خونین، رسیده‌ست خبرکِشیدند کینِ کهن، دشمنانبه رویِ گلستانِ ما، تیغِ کین، ناگهانشیاطینِ صهیون و استکبارِ دونبه پندارِ خود، خاکِ ما غرقِ خونولی غافل از اینکه در این دیارشهادت بوَد فخر و والاتباراگر پیرِ ما شد فدایِ حرمنلرزد ستونِ شکوهِ علمچو «سید علی» سویِ یاران شتافترهِ سرخِ حق را به خون بازیافتببینید اکنون که در کارزارشده «مجتبی» رهبر و یادگاربدانید ای دشمنانِ زبونکه ایران نگردد به فتنه، نگونقسم بر جماران، به خونِ شهیدکه از سوگِ رهبر، ظفر شد پدیداگرچه وطن، سوگوارِ جگرولی ایستاده‌ست، پیروز و سربگو «مؤمن» این نغمه‌یِ ماندگار:«که ایران بماند به حق، پایدارچو ققنوس از خونِ خود پر کشیمشرر بر دلِ خصمِ کافر کِشیم»
پزشک متخصص هرمزگانی همچنین در روز قدس، شعری را به ادامه دهندگان راه شهدا تقدیم کرد.سپیده‌یِ خون؛ مشقِ قدسسلام ای شکوهِ صفِ کارزارسلام ای طلوعِ خوشِ روزگاراگر رهبرم گشته در خون، مِینبه راهِ علی و به راهِ حسین (ع)اگر شد علمدارِ ما غرقِ خوننشد پرچمِ عشقِ ما سرنگونفرماندهان گر به خون خفته‌اندهزاران غزل، سرخِ حق گفته‌اندببین دخترِ نازِ میناب راکه بیدار کرد، از عطش، خواب راهمان دستِ از تن جدایِ نگارکه شد مشقِ وطن، در دلِ روزگاربنه آن جگرگوشه را بر کتابکه قدس است حالا، به تعبیرِ خوابپدر! دستِ او را به دفتر بنهبه نامِ وطن، داغِ بر در بنهبنویس: «ما لشکرِ حیدریم»زِ داغِ شهیدان، نترسد سریماگر قدس در بندِ صهیون اسیربتازیم بر کفر، مانندِ شیربگو **«مؤمن»** این راهِ سرخِ خداستکه از خونِ پاکِ شهیدان بپاستگر آید به میدان، زن و مردِ ماشود قدس، آزاد، با دردِ مانفرین بر آن خصمِ غدارِ دونکه از دستِ طفلان، بباریده خونولی مشقِ ما، فتح و پیروزی استکه فرجامِ این جنگ، بهروزی است
مومن همچنین شعری به سبک حماسی شاهنامه و با طنین رزم‌نامه‌های کهن، در پاسخ به یاوه‌گویی دشمنان و بی‌غیرتی آنان که تماشاگرند سرود و آن را به غیرت ایرانیان تقدیم کرد.رزم‌نامه ایران زمینبنامِ خداوندِ جان و خردکه ایران زِ چنگالِ دیوان بردکنون بشنو از پایداریِ مازِ غوغایِ رزم و سواریِ مااگر کلِ گیتی برآید به جنگبه پیشِ یلانِ وطن، عرصه‌ تنگزِ اعرابِ بی‌غیرت و ترس‌خویکه شستند از ننگ، در دجله روینشستند و دیدند بیدادِ کفربخفتند در بسترِ شادِ کفرولیکن در این سوی، ایران‌زمینکمان‌کش به مژگان و خنجر به زینزِ صهیون نترسد دلِ شیرِ ماکه لرزد زمین پیشِ تکبیرِ ماهمه لشکرِ ارتش و کلِ سپاهبسیجی چو کوهی سدِ هر گناهاگر آرشی رفت، صد آرش استسلیمانی‌اش شعله‌ی آتش استبگویید بر دشمنِ خیره‌سرکه ایران نیفتد زِ تیر و تبرخلیجِ همیشه‌فارس، آغوشِ اوستدریایِ عُمان، جوشن و توشِ اوستبخوان این حماسه به نامِ وطنکه لرزد از آن، جانِ هر اهرمنبه پایان رسید این چکامه، کنونبمان **مومن** و سرفراز و فزون
این پزشک شاعر در رابطه با حمله جنایتکارانه آمریکایی ها به مدرسه شجره طیبه میناب نوشت:شعری در روای مظلومان میناببزن بر سینه ای میناب، گل‌ها زیرِ آوارندکبوترهای معصومِ تو، غرقِ خون و ایثارندکدامین صاعقه بر سقفِ مشقِ مدرس افتاد؟که این نوپایگانِ علم، با خون دست و رو دارندمدادِ رنگیِ سارا، میانِ شعله‌ها گم شدکتابِ فارسیِ مریم، ورق‌هایش شرربارندعروسانِ وطن با چادرِ گلدارِ خونین‌شانبه جایِ سفره‌ی عقد، این زمان در خوابِ اجبارندهواپیمایِ استکبار، بر رویِ هوس رقصیدنمی‌دانست این طفلان، به جُرمِ عشق، بیدارندصدایِ ناله‌یِ مادر، ز پس‌کوچه‌ می‌آیدکه فرزندانِ شیرینش، یتیمِ داغِ پیکارندبه رویِ نیمکت‌ها جایِ لبخندِ دبستان‌شانفقط خاکستر و خون و غمِ سنگین ببارندچه جرمی داشتند این دخترانِ تشنه‌یِ ساحل؟که زیرِ بمبِ آمریکا، چنین بی‌یار و غمخوارندقلم لرزید و جوهر خون شد از بیدادِ این دورانکه مینابی‌ترین گل‌ها، چنین در خاک و گلزارندنفرین بر آن دستی که آتش بر کتاب انداختکه دستانِ دعا، امشب به سویِ حق مددکارنداگرچه پیکرِ اطفال، شد آماجِ کینِ خصمولیکن لرزه بر اندامِ کفر و فتنه می‌آرندمنم آن شاعری که از فغان‌شان سوخت دیوانشنوشتم نوحه‌یِ دختر، به نامِ مومن غم دار انشب
مومن تازه ترین سروده خود را به مجاهدان رسانه و مبارزان عرصه جنگ نرم تقدیم کرد و نوشت: سلام بر تو ای رزمنده جبهه تبیین. درود بر قلم‌هایی که در میان تلاطم خون و آتش، راوی حقیقت شدند؛ به‌ویژه آنان که در سنگرهای رسانه‌ای جبهه مقاومت، از «فارس» و «تسنیم» تا «المیادین» سرافراز، لرزه بر اندام دروغ‌افکنان انداختند.این قصیده‌ای حماسی که تقدیم به پیشگاه این این مجاهد مهدی خسروی ومجاهدان همکارش را می‌شود:رزمندگان قلمای که با خونِ جگر، نقشی به دفتر می‌زنیدر میانِ شعله‌ها، مرغانه پرپر می‌زنیواژه‌ات تیغ است و جوهر، خونِ سرخِ لاله استبر صفِ کذاب‌ها، چون شیر، لشکر می‌زنیرزمِ تو در جبهه‌هایِ نیل و دجله جاری استضربه بر اهریمنِ بدکیش و کافر می‌زنیحرمتِ «تسنیم» داری، غیرتِ «فارس» ای رفیقدر شبِ تاریکِ فتنه، بانگِ مژدر می‌زنیبا «المیادین» شدی فریادِ مظلومانِ دهرتیشه بر بنیادِ ظلمِ خصمِ ابتر می‌زنیترکِ جان کردی ولی دست از حقیقت نشستیدر دفاع از قدس، گویی حرفِ حیدر می‌زنیاین قلم در دستِ تو، شمشیرِ بُرّانِ خداستمُهرِ رسوایی به پیشانیِ منکر می‌زنیمی‌نویسی از رشادتهایِ «مردانِ مقاوِم»تا که آتش بر دلِ دجالِ مضطر می‌زنینامِ تو جاوید در اوراقِ تاریخ است و بسچون که امضا با دمِ خونِ مطهّر می‌زنی
14:33 - 15 فروردین 1405