١٠ نکته پیرامون تله سکوت آتش
جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه کشورمان، پساز یک دوره چهلروزه از آتش سخت نظامی، بار دیگر وارد مرحلهای متفاوت شده است؛ مرحلهای که میتواند نشاندهنده یأس موقت دشمن از دستیابی به نتیجه در تداوم جنگ نظامی یا نیاز به بازسازی توان و آمادگی برای مراحل بعدی باشد. در هر دو حالت، باید توجه داشت که این مقطع را هرگز نمیتوان بهمنزله توقف کامل جنگ تلقی کرد؛ بلکه بر اساس تجارب پیشین، حساسیت این دوره حتی بیش از زمان درگیری مستقیم است. از این رو، توجه به نکات زیر در این مقطع ضروری است:۱. با توجه به تجارب پیشین، همواره احتمال حمله ناگهانی مجدد یا اقدامات تروریستی وجود دارد. بنابراین، رعایت دقیق ضوابط و چارچوبهای امنیتی برای مقامات، همانند ایام درگیری نظامی، ضروری است. همزمان، باید آمادگی کامل برای پدافند و نیز پاسخ متناسب نظامی در برابر هرگونه تجاوز حفظ شود.۲. با توجه به عدم توقف درگیریها در جبهه لبنان، علیرغم آنکه این موضوع از شروط پذیرش آتشبس بوده و در متن شهبازشریف به عنوان میانجی آتش بس و سایر توافقات نیز به آن تصریح شده است، عملاً یکی از ارکان مهم آتشبس نقض شده و این روند همچنان ادامه دارد. عدم تصمیمگیری قاطع در برابر چنین نقض آشکاری، علاوه بر پیامدهای امنیتی، میتواند بهمنزله پذیرش ضمنی آن تلقی شود. از این رو، اتخاذ تدابیر لازم در سطوح عالی ضروری است. در این چارچوب، فعالسازی جبهه یمن در حمایت از جبههی لبنان یا در اختیار قراردادن تجهیزات نظامی سنگینتر در صورت هرگونه تدبیر مبنی بر عدم مداخلهی مستقیم مجدد کشور بنابر هرنوع ضرورتی (علیرغم انتظار چنین تصمیمی) میتوانند گزینههای جایگزین تلقی گردد. تصریح مکرر مواردی مغایر شروط دهگانهی رهبری و مصوبهی شورای عالی امنیت ملی
از سوی رئيسجمهور امریکا و نقض روشن برخی موارد نیز نگرانی از امکان تکرار تجارب نقض خطوط قرمز رهبری در مذاکرات برجامی را یادآوری میکند که ضروری است همگان توجه مضاعفی به آن داشته باشیم.۳. بیانات مکرر امام شهید درباره دولت کنونی ایالات متحده، تردیدی در نادرستی مسیر مذاکره با چنین دولتی باقی نمیگذارد. تأکید ایشان، حتی در روزهای منتهی به شهادت، بر درسهای مکتب عاشورا و عدم بیعت با ظلم، مسیر را روشن ساخته است. بدیهی است مجوزهای محدود و مقطعی برای ورود به مسیر مذاکره نیز، همانند تجربه برجام، صرفاً با هدف آزمون و روشن شدن خطای مسیر بوده است. از این رو، ضروری است به جای اصرار بر دیپلماسی با طرفی که سابقهای روشن در دشمنی دارد، به طراحی راهکارهای جایگزین اندیشیده شود. بهرهگیری از ظرفیت سایر قدرتهای جهانی و سازوکارهای نوین بینالمللی، میتواند زمینهساز تغییر در هندسه قدرت جهانی و حرکت بهسوی چندجانبهگرایی یا انتقال قدرت به آسیا باشد. بدون شک طراحی سناریوی پایانی که امریکا در آن نقش علنی بسیار کمتری داشته باشد ؛ با سناریوی پایانی که یک سوی آن این رژيم مستبد است دو مسیر کاملاً متفاوت را پیشروی آیندهی کشور، منطقه و حتی جهان قرار خواهد داد.۴. با توجه به تحرکات گسترده دیپلماتیک، رسانهای و سیاسی دشمن در این دوره، فعالیت مستمر و شبانهروزی در حوزه دیپلماسی از اهمیت مضاعفی برخوردار است. تمامی ظرفیتهای بینالمللی کشور، اعم از وزارت امور خارجه و سایر نهادها، باید فعال شده و با ارائه ابتکارات نو، از شکلگیری اجماع علیه کشور در موضوعاتی همچون کشتیرانی جلوگیری کنند. حفظ رویکرد «تهدید در برابر تهدید» که در میدان نظامی کارآمد بود، در عرصه دیپلماسی نیز ضروری است.
همچنین، بهرهگیری همزمان از ظرفیتهای اقتصادی، تجاری، سیاسی و امنیتی در سطحی گسترده، مستلزم تحرک فعال همه دستگاهها و نهادهاست. امروز باید شاهد مذاکرات و رفتآمدهای بیش از معمول کلیهی دستگاهها و نهادها و نه فقط دستگاه دیپلماسی کشور باشیم.۵. تصویب فوری قانونی در خصوص نحوه اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز ضروری است. این قانون باید با ادبیاتی منطبق بر حقوق بینالملل، از جمله مقابله با تروریسم و اقدام متقابل، تنظیم شود. تمرکز آن به جای دریافت عوارض، باید بر مقابله با اقدامات خصمانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و جبران خسارات ناشی از تحریمها و جنگها باشد. در این چارچوب، امکان بازرسی عبور و مرورها و اخذ غرامت، در کنار اعمال محدودیت برای کشورهایی که در تحریمها مشارکت دارند، قابل پیشبینی است. چنین رویکردی باید با فعالیت حقوقی و دیپلماتیک مستمر، در سطح جهانی تثبیت و تقویت شود.۶. تجاوزات نظامی اخیر خسارات گستردهای به مردم و بخشهای مختلف وارد کرده است. لازم است در کوتاهترین زمان ممکن، با تصویب قانونی مناسب، نهادی متمرکز و ملی متولی ارزیابی و جبران کلیهی خسارات شود. این فرآیند باید کاملاً الکترونیکی و فرایندی اداری و نه قضایی باشد تا ضمن جلوگیری از اطالهی کار در فرایندهای حقوقی و قضایی؛ با ارزیابی فوری و کارشناسی شده بتوان از محل صندوق ذخیره ارزی یا منابع ناظر به هدفمندی یارانهها یا حتی در صورت ضرورت به واسطهی هرنوع استقراض منابع لازم برای جبران خسارت برای آسیبدیدگان را تأمین نمود. تأکید میشود کلیهی موضوعات باید به صورت متمرکز از سوی یک نهاد اداره شده و خسارتدیده ناچار نباشد برای هریک از اقسام خسارت به دستگاههای متعددی مراجعه نماید. بدیهی است اقدامات حقوقی و قضایی لازم
برای اخذ غرامت آتی از مسببین اصلی موضوعی ثانوی بوده و بعد از تسویه با مردم میتواند از سوی نهادهای دولتی به قائممقامی از مردم پیگیری و محقق گردد. در حوزهی بخش عمومی نیز میتوان از همین ظرفیت یا از ظرفیت قانون مدیریت بحران برای جبران خسارات و بازسازیهای لازم بهرهبرد.۷. با توجه به آسیبهای واردشده به کسبوکارها و تعطیلی یا تخریب برخی بنگاهها و صنایع، حمایت از احیای فعالیت اقتصادی و تأمین معیشت کارگران ضروری است. استفاده از ظرفیتهای بیمه و تأمین اجتماعی با حمایتهای مالی دولت برای تأمین معیشت کوتاهمدت کارگران، همراه با حمایتهای مالی دولت برای فعال شدن هرچه سریعتر صنایع و کارخانهجات، میتواند به بازگشت سریعتر چرخه تولید کمک کند. تأمین منابع لازم، بهویژه از محل ظرفیتهای اقتصادی مرتبط با تنگه هرمز، میتواند در دستور کار قرار گیرد.۸. علیرغم مردمی سازی بخشی از صحنهی جنگ در میادین و خیابانها؛ هنوز آنچنان که باید از این ظرفیتهای عظیم مردمی بهرهبرداری نشده است. ضروری است ضمن تشکیل کارگروهی نخبگانی و مردمی مشترک با دستگاههای عالی اجرایی و نظامی کشور کلیهی فروض امکان بهرهبرداری از ظرفیتهای عظیم مردمی در حوزههای تولیدات و تجهیزات و اقدامات نظامی؛ خدمات رسانی اجتماعی؛ فعالیتهای دیپلماسی عمومی و بینالمللی؛ رسانهای؛ فناوری و سایبری؛ برنامهریزی و طراحی و ایدهدهی یا حتی فعالیتهای عمومی اقتصادی و مردمی سازی بسیاری از خدمترسانیهای دولتی یا ایجاد آمادگی و طراحی برای تأمین نیازهای دورههای ضرورت احتمالی بتوان هرچه بیش از پیش مردم را میداندار ادارهی کشور چه برای دورهی کنونی جنگ و چه برای دورههای آتی نمود.
۹. این دوره، فرصتی برای شناسایی ایراندوستان واقعی و نیز پایان دادن به تعلل در برخی تصمیمات اساسی فراهم کرده است. باید با رویکردی فراگیر، از همه ظرفیتهای انسانی داخل و خارج کشور که علیرغم هرگونه تفاوت ظاهری و باطنی پای کار کشور ایستادند با نگاه حداکثری و پذیرش تمام تفاوتها بهره گرفت. در سوی دیگر نیز باید تعارفات را کنار گذاشت و وقتی تکلیف افرادی با سرزمین مادری (صرفنظر از نگاههای سیاسی و حتی اعتقادی) روشن شده است بیش از این کوتاهی نکرد. پرداخت حقوق دولتی به کسانی که مواضع روشن ضد ملی در ایام اینچنینی داشتهاند یا حمایتهای دولتی از فعالیت رسانهای آنها نه تنها ظلم؛ که توهین به ایران و ایرانیان است.۱۰. امروز، حرکت پرشور مردم در مسیر ایستادگی، جلوهای از بلوغ اجتماعی و تاریخی است. همانگونه که در پیام رهبر انقلاب نیز به آن اشاره شده، این ملت سرمایهای بیبدیل است. توجه به این سرمایه اجتماعی و بهرهگیری از خرد جمعی آن حتی برای تصمیمگیریهای اساسی و راهبردی، راهنمایی مطمئن برای آینده خواهد بود.همانگونه که مدیریت صحنه نبرد نظامی برای ایجاد اقتدار ضروری بود، در این مقطع نیز حفظ و تقویت این اقتدار نیازمند هوشیاری، سرعت عمل و پیگیری مستمر است. کوچکترین غفلت یا خطا میتواند دستاوردهای بزرگ را با مخاطره مواجه کند. در این برهه حساس تاریخی، توجه دقیق به الزامات و تبعیت از مسیر صحیح، ضرورتی مضاعف دارد.
15:16 - 26 فروردین 1405