کارشناس بینالملل: تغییر الگوی بازدارندگی ایران، محاسبات آمریکا را تغییر داد
قادری با بیان اینکه تغییر الگوی بازدارندگی ایران، محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی را تغییر داد، گفت: اتفاقی که در اردن و بهطور مشخص در دو پایگاه الازرق و موفق السلطی رخ داد، خارج از دایره محاسبات نظامی آمریکاییها بود و ترامپ را به این جمعبندی رساند که صرف عملیات نظامی، دستاورد قابل توجهی برای او ایجاد نخواهد کرد.
به گزارش خبرنگار سیاسی فارس، محمد قادری، کارشناس مسائل بینالملل طب گفتوگویی درباره تحولات اخیر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: شرایطی که طی شبها و روزهای گذشته بر میدان نبرد میان ایران، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی حاکم شده، عملاً وضعیتی را ایجاد کرده که دونالد ترامپ را بیش از گذشته مستأصل کرده و عصبانیت او از ناکارآمدی ساختارها و سیستمهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا را افزایش داده است.ترامپ از پیامدهای اقدام نظامی علیه ایران نگران استوی افزود: ظرف همین چند روز، درزهای خبری از سوی برخی انسانرسانهها و همچنین بعضی رسانههای آمریکایی منتشر شد که نشان میدهد ترامپ فشار شدیدی بر ارکان دولت خود، بهویژه بخشهای اطلاعاتی، نظامی و امنیتی، وارد کرده تا چشماندازی روشن و شفاف از پیامدهای هرگونه اقدام نظامی در اختیار او قرار دهند. ترامپ بهشدت نسبت به آینده پیشرو دچار ابهام و تردید شده است.قادری ادامه داد: به همین دلیل، تحت تأثیر القائات ناشی از سفر اخیر نتانیاهو و رویکرد و راهبردی که صهیونیستها دنبال میکنند، ترامپ تلاش کرد با ایجاد یک فضاسازی گسترده، فضای ارعاب را تشدید کند. تقریباً ارزیابی رفتار او نشان میداد که عملیات گستردهای که برای شب گذشته برنامهریزی شده بود، به احتمال زیاد انجام نخواهد شد.وی تصریح کرد: عصبانیت ترامپ در رفتار او کاملاً مشهود بود. او در کمتر از چند ساعت، بیش از ۲۰ پست در صفحه شخصی خود منتشر کرد؛ آن هم بدون متن و صرفاً با انتشار چند تصویر، تا این پیام را القا کند که آماده یک حمله همهجانبه است. اما نداشتن تصویر روشنی از تبعات اقدام نظامی، او را از این تصمیم بازداشت.
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: همانگونه که پیشبینی میشد، ترامپ بار دیگر با خیالپردازی مدعی شد برخی میانجیها یا برخی جریانها در داخل ایران خواستار مذاکره و گفتوگو هستند. او با این ترفند، که مسبوق به سابقه نیز هست، عملاً یک عقبنشینی دیگر انجام داد.تغییر معادله بازدارندگی ایران و برهم خوردن محاسبات آمریکاوی با اشاره به تغییر معادلات بازدارندگی افزود: نکته مهم این است که تغییر الگوی بازدارندگی ایران، ترامپ را به این جمعبندی رسانده که صرف عملیات نظامی، دستاورد قابل توجهی برای او ایجاد نخواهد کرد؛ دستاوردی که بتواند از آن بهعنوان موفقیت سیاسی استفاده کند. او طی حدود ۱۳ تا ۱۴ شب گذشته این موضوع را بارها آزمود، اما به هیچ جمعبندی مشخصی نرسید.قادری اظهار داشت: شاید تصور نمیشد اراده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای تغییر الگوی بازدارندگی و تغییر معادلات نظامی منطقه تا این اندازه قابلیت اجرایی داشته باشد. اتفاقی که در اردن و بهطور مشخص در دو پایگاه الازرق و موفق السلطی رخ داد، خارج از دایره محاسبات نظامی آمریکاییها، بهویژه عناصر اطلاعاتی سنتکام بود. همین مسئله نیز به گلایه شدید و حتی مشاجره ترامپ با فرماندهان سنتکام و مسئولان اطلاعاتی انجامید.وی ادامه داد: اگر دو سناریو را در نظر بگیریم، نخست سناریوی آمریکاست؛ سناریویی که به زبان ساده میگوید سلاح یا چکش را بالا ببر تا طرف مقابل بترسد و امتیاز بدهد و همزمان نیز برای تحقق هدف نهایی ظرفیتسازی کن. هدف این ظرفیتسازی، فعال شدن عناصر تجزیهطلب، ورود آنها به کشور و همچنین فعال شدن عناصر مزدور داخلی برای ایجاد آشوبهای خیابانی است تا آمریکا بتواند با یک اقدام نظامی، هرچند محدود، اهداف خود را محقق کند.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: در مقابل، رویکرد نتانیاهو این است که وقتی سلاح را بالا بردی، باید بلافاصله ضربه را وارد کنی تا طرف مقابل بر اثر خونریزی شدید دچار ضعف مفرط شود و همانجا کار او تمام شود. اکنون تقابل میان این دو نگاه وجود دارد. این دو رویکرد الزاماً معارض یکدیگر نیستند، اما کاملاً همسو هم نیستند؛ یعنی از نظر راهبردی یک هدف مشترک را دنبال میکنند، اما در حوزه تاکتیک با یکدیگر تفاوت دارند.وی گفت: در سفر اخیر نتانیاهو نیز، دو تا سه روز پیش از آن، ترامپ بارها، چه در جلسات خصوصی و چه در مواضع علنی، اعلام کرده بود که اگر نتانیاهو قرار است به واشنگتن بیاید و صرفاً درباره هدف قرار دادن زیرساختها نسخه بپیچد، خودش این کار را بلد است و آنچه باید ارائه شود، ایدهای برای خروج از وضعیت فعلی است. همین مسئله نشان میدهد ترامپ کاملاً در یافتن راه خروج از این معرکه مستأصل شده است.شکست سناریوهای غیرنظامی واشنگتن برای مهار جبهه مقاومتقادری افزود: آمریکا تمام ظرفیتهای غیرنظامی خود را نیز به کار گرفت؛ از جمله استفاده از برخی کشورها، مانند ماجرای اوکراینیها، یا بهرهگیری از ظرفیت عربستان برای کنترل انصارالله و جبهه جنوبی در تنگه بابالمندب. اما همه این اقدامات نیز ناکارآمد بود؛ زیرا تصور آنها این بود که انسجامی در جبهه مقاومت وجود ندارد و سایر بازیگران نیز اراده کافی برای همراهی با آنها دارند، در حالی که چنین تصوری محقق نشد.وی ادامه داد: همان زمانی که ماجرای اوکراینیها رخ داد، آنها بلافاصله پیام فرستادند، نامهنگاری کردند، این اقدام را اشتباه دانستند و درخواست کردند که پاسخی به آنها داده نشود.
جنگ روانی و عملیات ادراکی؛ محور جدید فشار علیه ایراناین کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: البته این شرایط فضایی را ایجاد کرده که آمریکا تلاش میکند ایران را همواره زیر سایه جنگ نگه دارد؛ اما نکته مهم این است که نیروهای مسلح و دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران اشراف کامل دارند و بانک اهداف آنها کاملاً بهروز شده است. از این رو، این ارعاب و هراس، یکجانبه نیست، بلکه دوطرفه است.وی افزود: رفتار نتانیاهو نیز بهخوبی این واقعیت را نشان میدهد. ترس از هدف قرار گرفتن اماکن حساس در سرزمینهای اشغالی، بهوضوح در ادبیات و رفتار او قابل مشاهده است.قادری تاکید کرد: بازیگران منطقهای که متأسفانه خود را در جبهه آمریکا تعریف کردهاند نیز بهنوعی در حال عقب کشیدن از این بازی هستند. برای نمونه، ادبیاتی که روز گذشته از سوی شیخ احمد، پادشاه بحرین، مطرح شد، همین فضا را تداعی میکند. او در پیام خود خطاب به ایران میگوید: «به من نزن.» معنای این پیام آن است که «من هیچ حفاظ و هیچ محافظی ندارم.» این در حالی است که این کشورها سالها دلارهای نفتی خود را صرف خرید تسلیحات و حمایت آمریکا کردهاند تا در روز مبادا از آنها حمایت شود، اما امروز که همان روز مبادا فرا رسیده، عملاً هیچ حمایتی برای آنها فراهم نشده است.
این کارشناس مسائل بینالملل درباره اهداف دونالد ترامپ و سناریوهای پیشرو اظهار داشت: اگر هدف ترامپ را بهدرستی تشخیص دهیم، میتوانیم درباره شیوه عملکرد او نیز ارزیابی دقیقی داشته باشیم. طبیعتاً سناریوهای متعددی محتمل است؛ بهویژه با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن رفتار ترامپ، هرچند الگوی رفتاری او برای ما کاملاً شناخته شده است.وی افزود: هدف ترامپ چیست؟ هدف او دستیابی به یک دستاورد قابل ارائه به افکار عمومی داخل آمریکا، شهروندان غربی و افکار عمومی منطقه و به نوعی، خروج آبرومندانه از این مهلکهای است که هیچ دستاوردی برای او نداشته و در مقابل، فشارهای اقتصادی، امنیتی و تجاری فراوانی را متوجه او کرده است.قادری تصریح کرد: هدف اصلی ترامپ همین است. او از اهدافی مانند تجزیه، فروپاشی و سرنگونی نظام عقبنشینی کرده است؛ البته این عقبنشینی به معنای پایان یافتن اراده او نیست، بلکه ناتوانی او را مجبور کرده است که از این اهداف فاصله بگیرد.این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: اکنون هدف اصلی ترامپ این است که با ابزار ارعاب و تهدید، یا به تعبیر خودش «عملیاتهای مقطعی» که حتی نام حمله نظامی را بر آن نمیگذارد تا میان این دو تفکیک قائل شود، فضایی را در داخل کشور ما ایجاد کند که به زعم خودش ایران را مجبور کند به دلیل ترس از هدف قرار گرفتن زیرساختها، مجدداً وارد مذاکرات شود.وی گفت: اما مذاکرهای که ترامپ مدنظر دارد، تفاهمنامه اسلامآباد یا اجرای بندهای آن نیست؛ چراکه اگر آن تفاهمنامه اجرا شود، منافع آن برای طرف ایرانی نزدیک به ۱۰۰ درصد و خسارت آن برای طرف آمریکایی بیش از این حرفها خواهد بود.
قادری افزود: ترامپی که همواره بایدن و اوباما را متهم میکرد که در برابر ایران مماشات کردهاند، به ایران پول پرداخت کردهاند و امثال این موارد، طبیعتاً در چنین شرایطی به سمت اجرای این توافقنامه نخواهد رفت.مذاکره از نگاه ترامپ؛ فشار برای تحمیل توافق مطلوب واشنگتنوی ادامه داد: بنابراین ترامپ به زعم خودش میخواهد ایران را تحت فشار و ترس قرار دهد، آن را پای میز مذاکره بکشاند و این بار آن چیزی را که خودش میخواهد روی میز بگذارد و ایران را مجبور به امضای تفاهمی کند که مطلوب اوست.این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: شما میبینید که ترامپ در این شرایط دائماً در حال تغییر تاکتیک رفتاری خود است تا به نقطه مطلوبی که مدنظر دارد برسد.وی در ادامه اظهار داشت: نکته دوم این است که اگر فرض کنیم این هدف محقق نشود و موضوع مذاکره مجدداً شکل نگیرد، آن زمان باید دید کدامیک از جریانهایی که به ترامپ مشورت میدهند، میتوانند ابزار تصمیمسازی و تصمیمگیری او را در اختیار بگیرند؛ آیا جریانهای جنگطلبی که ریشه در تلآویو دارند، یا همان جریان جنگطلب و محافظهکار داخل آمریکا، یا جریانهای معتدلتری که به دنبال نقشآفرینی و هدایت روند هستند.قادری افزود: هرکدام از این اتفاقات میتواند یک سناریوی متفاوت را رقم بزند، اما قدر متیقن ماجرا این است که ترامپ به این جمعبندی رسیده که با عملیات نظامی صرف، چه محدود و چه گسترده، به هدفی که اشاره کردم نخواهد رسید.
تلاش آمریکا برای ایجاد شکاف داخلی با ابزار فشار و تهدیدوی تصریح کرد: تمرکز آنها در حوزه روانی، شناختی و ادراکی است. تلقی آنها این است که با تشدید فشارهای اینچنینی، همزمان با افزایش محاصره اقتصادی و ایجاد نگرانی و ترس در میان مردم، میتوانند صف واحد شکلگرفته در داخل کشور را متشتت کنند و از این تفرقه و انشقاق برای فشار از یک طرف بر حاکمیت ایران و از طرف دیگر برای تحقق اهداف خود استفاده کنند.
خطوط قرمز ایران و اهمیت حفظ منافع ملیاین کارشناس مسائل بینالملل درباره اهداف جمهوری اسلامی ایران، رژیم صهیونیستی و شرایط سیاسی ترامپ و نتانیاهو اظهار داشت: دو بحث در اینجا وجود دارد. نخست اینکه آنچه برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد، تحقق حداکثری منافع ملی است؛ به همین دلیل، تعیین خطوط قرمز نیز بر همین چارچوب و مبنا صورت میگیرد. بحث عدم عقبنشینی از موضوع تنگه هرمز نیز در همین نقطه معنا پیدا میکند.وی افزود: نوع نگاه نتانیاهو و تیم حاکم در تلآویو نیز این است که با حداکثر فشار بر ایران، حداکثر اهداف خود را با کمترین هزینه محقق کنند و به نوعی در سایه قرار بگیرند تا آمریکا و دیگر بازیگران، این اقدامات را به نیابت از آنها انجام دهند.قادری ادامه داد: شما میبینید که آنها با استفاده از عملیاتهای پرچم دروغین، برخی کشورها را تحریک میکنند؛ مانند اتفاقی که همین چند شب گذشته در مورد مصر رخ داد. اخبار و اطلاعات دقیق حاکی از آن است که این اقدام توسط رژیم صهیونیستی انجام شده، اما تلاش کردند آن را به ایران نسبت دهند.وی تصریح کرد: دلیل این اقدام آن است که آنها دائماً به دنبال اضافه کردن بازیگران دیگری به صف و جبهه خود هستند. همزمان نیز یک فضاسازی حقوقی را دنبال میکنند تا ایران را متهم به رفتار خلاف شئون دیپلماتیک و حقوق بینالملل، بهویژه در موضوع تنگه هرمز، کنند.
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: نتانیاهو به دنبال عقبنشینی راهبردی نیست، اما در حوزه تاکتیک، روشهای مختلف را آزمایش میکند. اگر او بتواند ترامپ را مجاب کند که یک حمله گسترده دیگر انجام دهد، با این تصور که نباید این «پنجره طلایی» را از دست داد، در ذهن خود اینگونه محاسبه میکند که اکنون فرصتی برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران و تجزیه آن فراهم شده و پس از آن، خیال او بابت پروژه «اسرائیل بزرگ» راحت خواهد شد.وی افزود: بنابراین نتانیاهو قصد عقبنشینی ندارد. از طرف دیگر، جمهوری اسلامی ایران با تغییر معادله و معتبرسازی تهدید پاسخ فرامنطقهای، این پیام را منتقل کرده است. آنها متوجه این موضوع شدهاند؛ اتفاقی که ترامپ نیز بهصراحت از آن با عنوان «غافلگیری» در موضوع اردن یاد کرد، چراکه این مسئله در محاسبات آنها وجود نداشت.معتبر شدن تهدید پاسخ ایران؛ عاملی برای کاهش ریسک جنگقادری ادامه داد: رفتار ایران میتواند محاسبات آمریکاییها را اصلاح کند تا آنها به اشتباه تصور نکنند ایران دستبسته است. این موضوع خود میتواند مخاطرات جنگ را کاهش دهد و شرایط را به نقطهای برساند که حمله احتمالی در آینده منتفی شود.وی با اشاره به فشارهای داخلی بر ترامپ گفت: نکتهای که مطرح شد، بسیار مهم است؛ فشار روانی و سیاسی ناشی از انتخابات آینده، بهشدت بر ترامپ، تیم او و بهخصوص جریان «ماگا» فشار وارد میکند. نظرسنجیها نیز نشان میدهد وضعیت آنها چندان مناسب نیست.
این کارشناس مسائل بینالملل اظهار داشت: حتی ممکن است اگر تغییراتی در ترکیب کنگره، سنا و مجلس نمایندگان آمریکا رخ دهد، احتمال استیضاح ترامپ، حداقل در مجلس نمایندگان، مطرح شود. البته با توجه به قوانین آمریکا، این موضوع الزاماً در سنا به تصویب نمیرسد و ممکن است به برکناری ترامپ منجر نشود، اما همین مسئله نشاندهنده وجود یک شکاف جدی در بدنه حاکمیت سیاسی آمریکا خواهد بود.وی در ادامه با اشاره به وضعیت نتانیاهو گفت: شرایط نتانیاهو حتی دشوارتر است. این اتفاق در حالی رخ میدهد که او در جبهه میدانی نیز از تحقق اهداف خود ناتوان مانده است.قادری افزود: شما میبینید بازیای که نتانیاهو در لبنان آغاز کرد، فعلاً به بنبست خورده است. اقدامی که در سوریه آغاز کرد نیز با بنبست مواجه شده است. حتی درباره حماس که مدعی بود آن را نابود کرده، اکنون مجبور شده با آن تفاهمنامه امضا کند؛ البته با گزارههای دروغین و فضاسازی رسانهای مدعی میشود که آنها پذیرفتهاند خلع سلاح شوند، در حالی که مطلقاً چنین اتفاقی رخ نداده است.وی در پایان خاطرنشان کرد: نتانیاهو اکنون به نوعی مستأصلتر از ترامپ است و نسبت به آینده سیاسی خود نیز نگرانی جدی دارد؛ چراکه در صورت شکست و ناکامی در این جنگ، هیچ آینده روشنی برای او متصور نیست.
12:37 - 11 مرداد 1405