بزرگداشت علامه مصباح و شهید سلیمانی در دانشگاه تهران برگزار شد
مراسم بزرگداشت علامه مصباح یزدی و شهید سلیمانی با سخنرانی حجتالاسلام رستمی، رئیس نهاد رهبری، حجتالاسلام والمسلمین مجتبی مصباح، فرزند علامه مصباح و سردار حسنی سعدی، همرزم شهید سلیمانی در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی فارس، مراسم بزرگداشت حضرت علامه مصباح یزدی، شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید سیدحسن نصرالله و شهدای مقاومت با عنوان علم در امتداد قلم با سخنرانی حجتالاسلام مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، حجتالاسلام والمسلمین مجتبی مصباح، فرزند علامه مصباح و عضو هیات امنا و هیات علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) و سردار محمدرضا حسنی سعدی، معاون و همرزم شهید سلیمانی در لشکر ۴۱ ثارالله و مدیرکل سابق بنیاد شهید کرمان در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد.حجتالاسلام والمسلمین مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، به عنوان اولین سخنران مراسم بزرگداشت مرحوم علامه آیتالله مصباح یزدی و سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، در دانشگاه تهران سخنرانی کرد.وی در ابتدای سخنان خود ایام شریف ماه پرنور و برکت رجب را به همه علاقهمندان تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد که خداوند همه را در مسیر بندگی خود موفق گرداند. حجتالاسلام رستمی با قدردانی از تلاش دوستان و همکاران نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، اساتید و دانشجویان دانشگاه تهران، بر اهمیت برگزاری این یادبود برای دو علمدار جبهه حق و مقاومت تأکید کرد و فقدان این دو بزرگوار را به خانوادهها و همه دوستدارانشان تسلیت گفت.رستمی با اشاره به ویژگیهای مشترک این دو شخصیت برجسته، افزود: اگرچه مسیرهای این دو بزرگوار ظاهراً متفاوت است یکی در عرصه نظامی و جنگ سخت و دیگری در فضای علمی، اما وجه اشتراک آنها در اخلاص، مجاهدت، بیتعلقی به دنیا، آمادگی برای پذیرش سختیها و عقلانیت در کنار بندگی است.
وی ادامه داد: شهید سردار حاج قاسم سلیمانی نماد مرزبانی در حریم اسلام و دفاع از مظلومان جهان بود و هیچ مرزی نمیشناخت. علامه مصباح یزدی نیز مرزبان اعتقادی در حریم باورها و معارف دین بود و خستگیناپذیر از فشارها و سختیها، مسیر خود را ادامه داد.رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در پایان سخنان خود از خداوند متعال خواست تا همگان را همراه این دو علمدار مجاهد قرار دهد و برکت و حرمت مقاماتشان شامل حال جامعه گردد و مشکلات کشور و جهان اسلام به گونهای برطرف شود که چشم روشنی برای مومنین باشد.حجتالاسلام والمسلمین مجتبی مصباح، فرزند علامه مصباح و عضو هیأت امنا و هیأت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، به عنوان دومین سخنران مراسم، به ایراد سخن پرداختو گفت: ویژگی مشترک این دو بزرگمرد و همچنین سایر عزیزانی که جامعه ما امروز در فراقشان دچار مصیبت است، اعتقاد راسخ به راهی است که انتخاب کردهاند. آنها مطمئن بودند که راهشان درست است، به هدف و مسیر خود باور داشتند و میدانستند جایگزینی ندارد.وی افزود: این اعتقاد همان چیزی است که باعث استقامت انسان میشود و او را در مسیر انتخابی مقاوم، پایدار و خستگیناپذیر نگه میدارد. ایمان به هدف و راه، انسان را در مقابل مشکلات صبور و مقاوم میکند.مجتبی مصباح ادامه داد: انسان ممکن است نسبت به شرایط جامعه، یک روز راست، یک روز چپ میشود و حتی خودش نیز نداند کجا میخواهد برود. اگر اعتقاد به راه انتخابی نداشته باشد و دچار تردید شود که آیا راه درستی را میرود یا خیر، در مواجهه با مشکلات و خستگیها، ممکن است متوقف شود یا به دنبال راه آسانتر باشد.
وی تأکید کرد: آنهایی تا آخر مقاوم میایستند که مطمئناند راه دیگری وجود ندارد و ارزش هدف خود را به خوبی درک کردهاند. جدیت انسان در مسیر انتخابی به میزان ارزشی بستگی دارد که برای هدف قائلیم و همچنین شناخت خطرات ناشی از نپیمودن مسیر.مجتبی مصباح ادامه داد: اگر ما دچار حادثهای شویم، مثلاً جایی که نشستیم یک مرتبه آتش بگیرد، فوراً فرار میکنیم تا خودمان را نجات دهیم. آنجا نمینشینیم و فکر کنیم که امروز کار زیادی کردهایم و خستهایم. با تمام توان میدویم و برای فرار از خطر قطعی یا رسیدن به هدف ارزشمند، توجهی به خستگی نداریم و تمام توان خود را به کار میگیریم. میزان جدیت و تلاش ما بستگی دارد به ارزش هدف و اطمینان ما نسبت به راه بیبدیلی که انتخاب کردهایم. این دو بزرگوار چنین بودند و رفتارشان، همانطور که شما مشاهده میکنید، ناشی از ایمان آنها بود.وی با بیان خاطراتی از اوایل دهه ۶۰ افزود: در سال ۶۱، تابستان، در دانشگاه الزهرا تهران، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه تاسیس شد. این دفتر در اوایل انقلاب و زمانی که دانشگاهها به منظور اسلامی کردن تعطیل شده بود، فعالیت میکرد. ستادی که از طرف حضرت امام مأمور شده بود تا دست حوزههای علمیه را برای همکاری با دانشگاهها پیش دراز کنند، راهاندازی شد. حوزه علمیه خدمت حضرت علامه آمد و گفت اگر طرحی دارید اجرا کنید. ایشان طرح تاسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه برای اسلامی کردن دانشگاه را فرمودند؛ به این صورت که محتوا باید اسلامی شود، محتوای درسی و اساتید با مبانی اسلام و انقلاب اسلامی آشنایی عمیق پیدا کنند، به ویژه در علوم دانشگاهی که بیشترین اصطکاک با آموزههای دینی داشت و برای اداره جامعه لازم بود، مانند علوم انسانی.
مجتبی مصباح ادامه داد: از چند رشته اصلی علوم انسانی گروههایی تشکیل شد؛ گروه تربیتی و روانشناسی، گروه حقوق، گروه اقتصاد، گروه جامعهشناسی و شاید یکی دو رشته دیگر. اساتید دانشگاه دعوت شدند و با اساتید حوزه به بحث پرداختند. مهمترین ایدهها و نظریات هر رشته ارائه شد و اساتید حوزه نظر دادند که کجای آن با اسلام سازگار است، کجای آن نیست و چه باید کرد.وی افزود: خاطرم هست آن سال ماه رمضان هم بود و جلسات علمی از صبح تا شب برگزار میشد. خود حاجآقا یک جلسه عمومی برای اساتید داشتند. قبل از ظهر، یک ساعت به بحث معارف قرآن و انسانشناسی اختصاص داشت و شب بعد از افطار، جلسات دوباره شروع میشد. این جلسات شامل مباحث علمی و اجرایی بود و تا نزدیک سحر ادامه داشت. خاطرم هست گاهی وسط جلسه بلند میشدند، اجازه میگرفتند و سر خود را زیر شیر آب میگرفتند تا سرحال شوند.مجتبی مصباح افزود: در ایام درسخواندن، خاطرات زیادی وجود دارد. ایشان از دو ساعت قبل از اذان صبح بلند میشدند و برای تهیه آب آشامیدنی و سرغلات، مباحثه میکردند. مباحثه یعنی درس فردا را مطالعه کرده بودند، متن کتاب را معمولاً حفظ بودند و نظرات خود را مطرح میکردند. صبح به کلاس میرفتیم تا ببینیم استاد مطلب جدیدی اضافه میکند یا همان مطالب تدریس میشود.وی با اشاره به سختکوشی علمی و فعالیتهای مبارزاتی علامه مصباح، گفت: ایشان پیش از انقلاب و پس از پیروزی انقلاب در تهیه نشریات و انتشار اعلامیههای حضرت امام فعال بودند و حتی از دست ساواک به اقصی نقاط کشور فراری بودند. اینها تنها خاطراتی است که تا همین اواخر، به اندازه چند جوان کار میکردند.
مجتبی مصباح ادامه داد: گاهی توان ملاقاتهای خاص و تشریفاتی نداشتند و وقتی از بزرگان درخواست ملاقات میکردند، رد میشدند. اما گاهی یک دانشجو یا طلبه سوالی داشت، یکی دو ساعت با او صحبت میکردند تا گرهای از ذهن جوانی باز شود و گاهی او را دعوت میکردند تا مباحث ادامه یابد، حتی در منزل. این کرمی از خاطرات دوران طلایی ایشان است.مجتبی مصباح به نقش و شخصیت اخلاقی و اجتماعی علامه مصباح اشاره کرد و گفت: خارج از مباحث کلاسی، ایشان زندگی شاگردان و اطرافیان خود را نیز پیگیری میکردند و به مشکلات خانوادگی رسیدگی میکردند. برای حل مشکلات خانوادگی برخی شاگردان و کارمندان موسسه، ایشان حتی مسافرت میرفتند تا مشکل آنها را برطرف کنند.وی افزود: دغدغههای اجتماعی، سیاسی، تربیتی و علمی حضرت علامه همواره در مباحث علمی دنبال میشد تا کارهای بر زمین مانده انجام شود. ایشان به مباحث فلسفی و اخلاقی نیز توجه ویژه داشتند. از حدود سن ۲۵ سالگی مجتهد بودند و یکی از مراجع بزرگ به شمار میرفتند، اما همواره به سراغ مباحثی میرفتند که مورد نیاز جامعه و جوانان بود و پاسخگوی سوالات ذهنی آنها باشد.مجتبی مصباح ادامه داد: همین روحیه را در سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی نیز میبینیم؛ او سرباز سادهای بود که در هر میدانی که نیاز بود وارد میشد و همواره خود را سرباز میدانست. ایشان حتی وصیت کردند که روی قبرشان نوشته شود: سرباز. وی ادامه داد یک بار خدمت ایشان رسیدم و فرمودند: سلام برسونید و بگید که کار اصلی را دارید انجام میدهید، ما همه سربازهای شما هستیم.
وی اضافه کرد: حضرت علامه در عین مبارزات و سفرهایی که داشتند، همواره مبانی فکری خود را تقویت میکردند و به نیروهای حزبالله نیز راهنمایی میدادند. از دهه ۷۰، نیروهای مختلف مرتب خدمت ایشان میرسیدند و از رهنمودهای ایشان بهرهمند میشدند.وی افزود: وقتی در سال ۱۴۰۰ خدمت شهید سید حسن نصرالله رسیدیم، از ایشان پرسیدم که چه کسی این ارتباط را برقرار کرده است. فرمودند: حاج قاسم سلیمانی معرفی کرد تا نیروهای حزبالله، به لحاظ فکری، اعتقادی، اخلاقی و معنوی، تقویت شده و در مسیر اصلی باقی بمانند و ارتباط پیوسته و منظم با حضرت علامه داشته باشند.وی در ادامه بیان کرد: در سفری که در سال ۹۷ داشتیم، جناب سید حسن نصرالله به محل استقرار حضرت علامه آمدند و ایشان را دعوت کردند تا در جلسه سران حزبالله حضور یابند. در آن جلسه، حضرت علامه مطالب اخلاقی و نصایح خود را ارائه کردند و سخنان ارزشمندی مطرح شد.
حجتالاسلام والمسلمین مجتبی مصباح در پایان تأکید کرد: رضوان خدا بر همه شهدای ما و بزرگان ما باد. از خدای متعال درخواست میکنیم که به ما توفیق دهد این مسیر را درست بشناسیم و ارزش آن را کامل بدانیم. اگر همان اعتقاد را داشته باشیم، انشاءالله با پایمردی کامل در این راه خواهیم ایستاد و راه را ادامه خواهیم داد. همانطور که حضرت فرمودند، نزدیک قله هستیم. به برکت این همتهای بلند و این ایمانهای بزرگ، همچنان در عرصههای مختلف افتخارآفرین خواهیم بود، زیر سایه مقام معظم رهبری که محور اتحاد و انسجام ملی ما هستند. مراقب باشیم که وحدت و انسجام ملی حفظ شود، زیرا دشمن تلاش دارد با حاشیهسازی، ما را متفرق کند. باید حول محور ولایت متحد باشیم و گوش به فرمان ایشان باشیم. انشاءالله بر همه موانع غلبه خواهیم کرد و زمینهساز ظهور این امت پیرو ولایت خواهیم بود، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.در ادامه سردار محمدرضا حسنی سعدی، معاون و همرزم حاج قاسم در لشکر ۴۱ ثارالله، با اشاره به ویژگیهای برجسته این فرمانده شهید، گفت: همیشه در گلزار شهدای کرمان این سؤال مطرح بود که بزرگترین ویژگی حاج قاسم چه بود؟ سیزده نفر از ایتالیا آمدند و با مترجم پرسیدند که الگوی ایشان کی بود؟ از روسیه نیز آمده بودند و سؤال کردند چرا ایشان از مرگ نمیترسید؟ از سردار محمد جعفر اسدی، از دوستان بسیار نزدیک حاج قاسم، پرسیده شد که چگونه حاج قاسم، حاج قاسم شد؟
وی ادامه داد: حاج قاسم افرادی بزرگ دور خود داشت، از جمله شهید مغفوری، یوسف الهی ماهانی و حاج یونس زنگیآبادی. مغناطیس حاج قاسم باعث میشد انسانهای توانمند و قدرتمند به دور او جمع شوند.سردار حسنی سعدی افزود: آقای ابوالحسنی از حاج قاسم پرسید: حاجی، چه شد که اینقدر عزیز شدی؟ حاج قاسم با تواضع پاسخ داد: من عددی نیستم، کسی نیستم. اما در پاسخ اصرار سه بار گفت: جهاد، جهاد، جهاد.وی با اشاره به نقش علمای بزرگ در شکلگیری شالوده فکری حاج قاسم تصریح کرد: حضرت علامه مصباح پایه فکری و ساختاری اعتقادی حاج قاسم و امثال ایشان را با الگوهایی چون امام خمینی و شهید مطهری شکل دادند. ایشان فرموده بودند که علمای بزرگ در طول دوران دفاع مقدس، انقلاب و دوران امنیت و ترور حضور داشتند، اما شهادت حاج قاسم پر رمز و راز بود. راز بزرگ شدن حاج قاسم، خدمات او به پدر و مادر، احترام به آنان و ارادت به خانوادههای شهدا بودوی با اشاره به دوران کودکی حاج قاسم گفت: در ۱۳ سالگی درس و مدرسه را رها کرد و به کرمان آمد. هفته اول روزی دو تومان و هفتههای بعد روزی چهار تومان کارگری میکرد و پول برای پدرش میفرستاد. در قنات، شش سال قبل، پدرش را استحمام کرد، او را با پتو خواباند و پیشانی پدرش را بوسید. حاج قاسم حتی لباسهای پدرش را میشست.سردار حسنی سعدی افزود: آخرین خداحافظی حاج قاسم با مادرش چنین بود: مادرش گفت: پیش من بمان، اما حاج قاسم پاسخ داد: دو روز دیگر میآیم». مادرش گفته بود شاید دیگر او را نبیند. حاج قاسم، پیش پای مادر، پتو و ملفه را کنار زد، کف پای مادر را بوسید و گریه کرد و گفت: مادر، منو حلال میکنید؟ سپس برای مأموریت رفت.
وی تأکید کرد: حاج قاسم در تعامل با خانوادهها و مردم نیز نمونه بود. حتی در حضور دوستانش، چای برای پدرش میریخت و مراقب بود که ذرهای کماحترامی یا حرامی وارد خانه نشود. این رفتار و احترام به پدر و مادر، بخش مهمی از شخصیت حاج قاسم بود.سردار حسنی سعدی خاطرنشان کرد: در ۲۱ سال قبل از شهادتش، بیشترین مراوده را با مقام معظم رهبری داشت و جلسات متعددی با ایشان برگزار میکرد. برخی مواقع ساعتها با حضرت آقا صحبت میکرد و حتی گاهی نگران جان خود بود، اما همواره پیام مقام معظم رهبری را پاس داشت و خود را فدای حفظ جان رهبری میدانست.وی ادامه داد: حاج قاسم انسانی بزرگ بود که بزرگان را درک میکرد، ادب میکرد و دستورات مقام معظم رهبری را ذرهذره اجرا میکرد. او حتی در رفتارهای شخصی مانند هدیه دادن یا احترام به آداب خانوادگی، دقت و وفاداری داشت و ارادت خود را به طور کامل نشان میداد.سردار حسنی سعدی گفت: حاج قاسم مدیر بود. در جلسهای سخنرانی داشت و یکی از مهمانان خارجی از او پرسید که چه نوع مدیریتی دارد که هم در مسائل کلان خاورمیانه نقش اول را ایفا میکند و هم در ریزترین مسائل حضور دارد. ایشان پاسخ داد: مدیریت را از پدرم یاد گرفتم.وی با اشاره به خاطرات کودکی حاج قاسم افزود: شبهایی که نوبت آبیاری زمین پدرش بود، دنبالش میدوید و آب را از مبدأ تا زمین خودشان میبرد. مسیرهای انحرافی را میبست، سوسهها را کنترل میکرد و دوباره تا سرچشمه برمیگشت تا مطمئن شود آب هدر نمیرود. این تجربه ساده، سبک مدیریت او را شکل داد.
سردار حسنی سعدی با بیان علاقه حاج قاسم به مطالعه اظهار داشت: به ایشان کتابی درباره رادیو دادم. کاملاً آن را خوانده و با دقت دربارهاش نظر داده بود. گفت: این رادیویی که در اسارت، به خاطر داشتن یک مداد کوچک بچهها را شکنجه میکردند، نگهداری و نوشتن اخبار با آن از یک عملیات بزرگ نظامی هیجانیتر است و باید مفصل توضیح داده شود.وی همچنین به اخلاص و فروتنی حاج قاسم اشاره کرد: یک بار رفتیم خدمتشان تا زندگینامه ایشان را تدوین کنیم. حاج قاسم نوشت: دیروز که رفتی، به دفتر مقام معظم رهبری پیغام دادم که خیلی موافق این کار نیستم. در یادواره شهید حاج یونس زنگیآبادی هم، اگر اسمش برده میشد، جلسه را ترک میکرد.سردار حسنی سعدی به پرکاری حاج قاسم اشاره کرد و گفت: با یک خودرو ۳۵۰ کیلومتر در تهران بین جلسات جابهجا میشد و همسر ایشان میگفت: در طول ۳۶۵ روز، فقط ۶۵ روز حاج قاسم را میدیدیم. جلسات گاهی تا دو نیمهشب طول میکشید و قانونش این بود که هر روز صبح غسل شهادت میکرد.وی ادامه داد: حاج قاسم با باور عمیق به انقلاب، امام، رهبری و نظام زندگی میکرد و برای خدا دستش روی سینه بود. مهمانها را حتی برای کوچکترین بچه با احترام و دست به سینه استقبال میکرد و گاهی پابرهنه تا خیابان بدرقه میکرد.سردار حسنی سعدی مهربانی حاج قاسم را مثال زد: حتی با حیوانات مهربان بود. یک بار به دلیل بارش برف در تهران زنگ زد و گفت: آهوهایی که روی کوه انتهای پادگان هستند، ببینید چه غذایی میشود برایشان برد. من به دعای اینها محتاجترم. همچنین به فقرا و یتیمان رسیدگی میکرد؛ وقتی مدادی در مدرسه نبود، مداد خود را نصف میکرد و به دانشآموز فقیر میداد.
وی با اشاره به نقش حاج قاسم در تربیت نیروهای مؤمن و شجاع گفت: ثمره انقلاب اسلامی، ژنرال سلیمانی بود. ایشان تیزهوش، پرکار، صادق، مهربان و با آستانه تحمل بسیار بالا بود. حتی یک فرمانده مسیحی را جذب و فرمانده گردان کرد.سردار حسنی سعدی به شجاعت حاج قاسم در ماجرای آمرلی اشاره کرد: ۹۰ روز این شهر در محاصره کامل داعش بود. زنان آمرلی نارنجک به خود بسته بودند. حاج قاسم وسط مواضع دشمن رفت، مأموریت انجام شد و مردم را نجات داد.وی در پایان گفت: حاج قاسم بسیار بزرگ بود، از مصادیق اولیا و یگانه روزگار خود بود. اطاعت خدا را میکرد، دین داشت، حلال و حرام را رعایت میکرد، نماز اول وقت میخواند و به علما احترام میگذاشت. نیروهای تحت امر او از کشورهای مختلف بودند و همگی با اخلاص و شجاعت خدمت میکردند.سردار حسنی سعدی در پایان، با درود و احترام به علمای بزرگی چون امام، مطهری و علامه مصباح، گفت: این بزرگان چنین شاگردانی را پرورش دادند. درود خدا بر این عزیزان باد.
14:35 - 8 دی 1404