اتباع افغان را سر و سامان دهید
بنا بر گفتهها، برخی از اتباع افغان حتی تا 40 بار رد مرز شده و مجدداً به ایران بازگشتهاند. جالب است که افغانهایی که رد مرز میشوند، هرگز به وطن اصلی خود در مرکز افغانستان نمیروند، بلکه در آن سوی مرز میمانند تا در فرصت مناسب دوباره وارد ایران شوند. تعداد افرادی که رد مرز شدهاند به افغانستان ممکن است بیش از 1000 برابر ایرانیهایی باشد که از کشورهای همسایه به داخل ایران برگشتهاند. در هیچکشوری از دنیا چنین تعداد بالای افراد رد مرز شده، حتی در زمان جنگهای جهانی و بحرانهای مشابه، مشاهده نمیشود. این موارد نشان میدهد که افغانها به دلیل سهولت و عدم برخورد قاطع با آنها هنگام ورود غیرقانونی به ایران، به راحتی هر زمان که بخواهند وارد کشور میشوند و حتی اگر هم توسط پلیس گیر بیفتند، نهایتاً به کشور خود بازگشته و به راحتی دوباره به ایران باز میگردند. به گفته برخی افغانها، حتی اگر شرایط ورود قانونی به ایران را داشته باشند، تردد غیرقانونی به کشور آنقدر ساده است که دیگر هیچگاه طی کردن مراحل قانونی را لازم نمیدانند. این امر نشان میدهد که افغانها، به دلیل اینکه میدانند عواقب سختی در انتظارشان نیست، به راحتی وارد کشور میشوند. به عنوان مثال، وقتی ایرانیها به قصد زیارت عتبات غیرقانونی وارد عراق میشدند، به دلیل حداقل 6 ماه زندان و پروسه آزادیشان، دیگر کسی جرأت نمیکرد به این شکل وارد عراق شود. یکی از نمایندگان مجلس عنوان کرده بود که به دلیل وجود 27 شغلی که ایرانیها تمایلی به انجام آنها ندارند، حضور افغانها ضروری است. در پاسخ به این نماینده باید گفت که وقتی افغانها به دلیل نداشتن کارت اقامت یا این که از پنج نفر آنها فقط یک نفر کارت اقامت دارد، حاضرند با هزینههای بسیار کم یا حتی به قیمت خوراک و مسکن کارهای سخت را انجام دهند، کارفرمای ایرانی دیگر تمایلی به پرداخت حقوق قانونی به کارگر ایرانی ندارد. این در حالی است که مشاغل سخت نیاز به حقوق بالاتری دارند. چرا برخی مشاغل مانند دامداری، کورههای آجرپزی، چوپانی و... عمدتاً مختص افغانها است؟ یکی از دلایل این امر، دسترسی دشوار پلیس به این مکانهاست. بیشتر افغانهای شاغل در این کارها کارت اقامت ندارند و پلیس نیز یا سراغ اینها نمیرود یا اگر هم برود، این افراد در آن مکانها حضور ندارند. به عنوان مثال، پلیس نمیتواند به راحتی به چوپانها در کوهها دسترسی پیدا کند. ثانیاً، به دلیل سختی این مشاغل، باید به کارگر ایرانی حقوق بیشتری پرداخت شود، اما افغانها با مزد بسیار کمتر حاضر به انجام این کارها هستند. بنابراین، به این نماینده محترم باید گفت اگر افغانها نباشند، کارفرمایی که میخواهد کارگر ایرانی در گاوداریاش 24 ساعت کار کند، مجبور به پرداخت حقوق قانونی خواهد بود. این کارگر ایرانی نه تنها باعث توقف کار نخواهد شد، بلکه به دلیل حقوق مناسب، متقاضیان زیادی برای این شغل پیدا خواهد شد. اخیراً در یکی از مناطق تهران، ساختمانی نیمهکار را مشاهده کردم که تعداد زیادی افغانها صبحها و شبها به آن تردد میکردند. پس از پرسوجو متوجه شدم که تعدادی افغان در این ساختمان به عنوان کارگر و نگهبان مشغول به کار هستند و با صاحب ساختمان هماهنگ شدهاند تا در ازای محل خوابیدن، کارهای ساختمان را رایگان انجام دهند. جالب است که کارتهای اقامت در نگهبانی ساختمان وجود داشت که این افراد به هنگام خروج از ساختمان از آنها استفاده میکردند و در صورت مشاهده پلیس، سریعاً از ساختمان خارج میشدند یا با وساطت صاحب کار، کارتهای اقامت ارائه میشد و از بازداشت آزاد میشدند. با توجه به گزارشها، گفته میشود که در ایران نزدیک به 10 میلیون افغان وجود دارند. اما آیا پلیس میتواند به راحتی در کوچهها، خیابانها یا مناطق دورافتاده به دنبال این افراد باشد؟ دولت باید راهکارهای اساسی برای این موضوع پیدا کند. مسألهای که در گذشته با تدابیر صحیح قابل حل بود، اکنون به یک گره کور تبدیل شده است. نباید اجازه دهیم وضعیت از این بدتر شود. حس انساندوستی و مسلمانی ما نباید باعث شود که از این طریق آسیب ببینیم. ایران اسلامی در طول 40 سال گذشته به میزان صدها برابر ظرفیت خود به افغانها کمک کرده است، اما اکنون که در کشورشان جنگ نیست، ایران مسئول معیشت و زندگی آنها نیست. اگر کشورهای همسایه افغانستان به اندازه یک دهم ایران به افغانها پناه داده بودند، قطعاً دیگر نمیتوانستند انتقادی از ایران داشته باشند. اگر ایران همچنان ورود افغانها به کشور را سهل و آسان و بدون مجازات در نظر بگیرد، ممکن است در آینده تمامی افغانها تصمیم بگیرند که به ایران مهاجرت کنند. این موضوع نیاز به توجه فوری دارد تا از مشکلات بیشتر جلوگیری شود.
