شریک تنگه هرمز، یمن است نه عمان
برخی سیاستمداران ایران در بهبوهه جنگ و در زمانی که کنترل تنگه هرمز در دست ایران بود برای وجاهت حقوقی کنترل ایران بر تنگه هرمز، از عمان به عنوان کشوری که باید با توافق با او، رژیم حقوقی تنگه هرمز چیده شود نام بردند غافل از اینکه در جنگها و پس از آن، روابط دیگری حاکم است
اگر از دیدگاه حقوقی به تهاجم آمریکا و اسراییل با پشتیبانی کشورهای منطقه نگاه کنیم نه تنها کاملا محکوم هستند بلکه باید غرامت و خسارت را به صورت تمام و کمال پرداخت کنند حال که آنها زیر بار مسوولیت خود نمی روند تهران از اهرم های ژئوپلتیک خود استفاده می کند و تنگه هرمز را تبدیل به یک مرکز اعمال قدرت می کند البته برای این کار هزینه های زیادی را پرداخت کرده است تا به این مرحله رسیده و جالب اینجاست که برخی سیاسیون می خواهند مفت، عمان را شریک این دستاورد کنند عمانی که در این نتیجه، نه تنها نقشی نداشته بلکه در جهت خلاف این دستاورد ، از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است اما کدام کشور منطقه لیاقت این را دارد که در منافع قدرت تنگه هرمز شریک باشد؟ با قطع و یقین نقش یمن در به ثمر رسیدن این مهم بی همتاست از مشارکت در جنگ نظامی به نفع ایران و محور مقاومت گرفته تا نقش سیاسی در حمایت از مواضع ایران؛ بماند که وقتی تهدید به بستن تنگه باب المندب میکند در حقیقت نقش تنگه هرمز را در جهان، پررنگتر می کند پس درواقع مجاهدت یمنی ها در کنار ایران، آنها را در نتایج این رزم شریک می کند.
نقش کلیدی یمن در استراتژی «چنگال» ایرانیمن با به عبارتی جنبش انصارالله از طریق اتحاد استراتژیک با ایران، به یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیک ایران تبدیل شده است. شواهد متعدد نشان میدهد که ایران یک استراتژی «چنگال» (Pincer Strategy) را دنبال میکند که بر دو تنگه کلیدی متمرکز است: تنگه هرمز و تنگه بابالمندب در سواحل یمن.شواهد هماهنگی راهبردی:• حمایت آشکار نظامی و سیاسی: دولت صنعا رسماً از محدودیتهای ایران در تنگه هرمز حمایت کرده و اعلام کرده است که در درگیری ایران، «بیطرف نیست» و موضع خود را «روشن، عمومی و صریح» توصیف نموده است.• اجرای همزمان فشار اقتصادی: یمنیها از نوامبر ۲۰۲۳ تاکنون حملات گستردهای بر کشتیرانی در دریای سرخ و بابالمندب انجام دادهاند. با بسته شدن مؤثر تنگه هرمز توسط ایران، مسیر جایگزین از طریق دریای سرخ و بابالمندب به تنها شریان اصلی خروج نفت از منطقه تبدیل شده است و همین موضوع، نقش یمن را حیاتی میسازد.• تغییر کیفی در درگیری: ورود یمنیها به درگیری، صرفاً یک اقدام تاکتیکی نیست، بلکه یک تغییر کیفی در ماهیت درگیری محسوب میشود و حلقه آخر «محور مقاومت» را تکمیل کرده است.• قابلیت اعمال فشار اقتصادی: کارشناسان تأکید دارند که یمنیها برای ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی نیازی به کنترل کامل تنگه ندارند؛ چند حمله هدفمند یا تهدید مستمر برای تغییر مسیر کشتیها، افزایش هزینهها و ایجاد عدماطمینان در بازار کافی است.
• استقلال عمل افزایشیافته: یمنیها دیگر یک «نیروی نیابتی» محسوب نمیشوند، بلکه به شریکی مستقل و خودمختار برای تهران تبدیل شدهاند که محاسبات داخلی خود را نیز در تصمیمگیریها لحاظ میکند. در مواردی حتی برخلاف احتیاط اولیه ایران، دست به اقدام زدهاند.۲. نقش و عملکرد عمان: همکاری نه تقابلعمان در مقابل، رویکردی کاملاً متفاوت داشته است. اگرچه عمان روابط دوستانهای با ایران دارد و به عنوان تنها پایتخت حوزه خلیج فارس که در طول جنگ با تهران روابط عادی خود را حفظ کرده شناخته میشود,اما این روابط به معنای همسویی با استراتژی ایران نیست:• حفظ آزادی کشتیرانی: عمان در ژوئن ۲۰۲۶ در راستای همسویی کامل با ایالات متحده به عنوان طرف اصلی جنگ با ایران ، رسماً اعلام کرد که تنگه هرمز را بدون اعمال هیچ عوارضی بر روی کشتیرانی باز نگه میدارد و دو مسیر موقت برای عبور ایمن کشتیها تعیین کرده است. این اقدام در تضاد مستقیم با تلاش ایران برای اعمال محدودیت و کنترل تنگه هرمز است.• میانجیگری و همکاری حقوقی: با تلاش سیاسیون ایرانی در گفتگو با عمان درباره «اصول حاکم بر کشتیرانی در تنگه هرمز» باز هم عمان بر اجرای توافقات بینالمللی (بخوانید منویات آمریکا و اسراییل) تأکید دارد. مقامات عمانی اعلام کردهاند که برای هرگونه بستهسازی تنگه همکاری نخواهند کرد.
• انتقاد از جنگ و حمله به ایران: عمان تنها کشور حوزه خلیج فارس بود که نسبت به حمله به ایران در فوریه ۲۰۲۶ ابراز صرفا «تأسف عمیق» کرده و آن را «نقض حقوق بینالملل» خواند. وزیر خارجه عمان در مقالهای در اکونومیست، حملات ایران به کشورهای حوزه خلیج را هم «غیرقابلقبول» توصیف کرد. این وسط بازی عمان در جهت کسب منافع حداکثری از دو طرف جنگ و غش کردن به طرف مهاجم قلدر، نباید بدون هزینه تمام شود.• روابط ویژه با غرب: عمان دارای روابط نزدیک با ایالات متحده است و سیاست «بیطرفی فعال» (Active Neutrality) را دنبال میکند. ولی در جایی مثل تنگه هرمز، با اینکه می تواند ذینفع آینده آن باشد باز سیاستهای غرب را دنبال می کند و اصولا این موضوع نباید بدون هزینه برای او باشد.
۳. نتیجهگیری تحلیلیبر اساس شواهد موجود، و واقعیات ژئوپلیتیک می توان گفت:۱. یمن (از طریق دولت صنعا) عملاً به یک بازوی عملیاتی ایران در تنگه بابالمندب تبدیل شده و با استراتژی «چنگال»، فشار بر اقتصاد جهانی را چند برابر کرده است.۲. یمنیها نه تنها از اقدامات ایران در هرمز حمایت میکنند، بلکه با تهدید مسیرهای جایگزین، اهرم ایران را در هرمز تقویت مینمایند.۳. عمان علیرغم روابط دوستانه با ایران، در عمل به عنوان مخالف محدودسازی تنگه عمل کرده و با ایجاد مسیرهای جایگزین و عدم همکاری در اعمال عوارض، عملاً در جهت تضعیف اهرم ایران گام برداشته است.بنابراین، از منظر راهبردی، ایران در تبدیل تنگه هرمز به یک اهرم ژئوپلیتیک، بیشتر بر یمن به عنوان شریک راهبردی خود تکیه دارد، در حالی که عمان به عنوان یک بازیگر مستقل و میانجی، عملاً در مسیر مخالف این هدف حرکت کرده است. پس جا دارد که یمنی ها بجای عمانی ها از منافع تنگه هرمز بهره ببرند و عمانی ها همان طور که در سیاستهایشان عمل می کنند از منافع آینده تنگه هرمز چشم پوشی کرده و آن را به ایران هبه کنند.#ژئوپلیتیک #تنگه_هرمز #یمن #عمان #باب_المندب #محور_مقاومت #ایران #دریای_سرخ #استراتژی_نظامی #تحلیل_بینالملل 11:05 - 23 تیر 1405