آب کوبیدن در هاون آمریکا

چرا تجربه ثابت کرده که پای میز مذاکره با واشنگتن، جز فریب و خسارت راهبردی دستاوردی ندارد؟
در تاریخ روابط بین‌الملل، مذاکره ابزاری برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات است؛ اما وقتی پای ایالات متحده در میان باشد، این ابزار به سلاحی برای خلع سلاح روانی طرف مقابل، خرید زمان برای طراحی حمله، و در نهایت نقض تمام تعهدات تبدیل می‌شود. مرور چهار دهه مذاکرات ایران و آمریکا و مقایسه آن با فهرست بلندبالای خروج واشنگتن از معاهدات بین‌المللی، یک نتیجه قطعی را به همراه دارد: مذاکره با آمریکا یک بن‌بست راهبردی و یک ریسک مرگبار است.در این گزارش، سه لایه از این خیانت سیستماتیک را بررسی می‌کنیم: ۱. سابقه تاریخی عهدشکنی با ایران، ۲. تله مرگبار مذاکرات ۱۴۰۴، و ۳. الگوی جهانی بی‌اعتباری آمریکا در قبال تعهداتش.
۱. الگوی چهل‌ساله: دشمنی با پیام‌آوران صلحنگاهی به نقاط عطف تعاملات ایران و آمریکا نشان می‌دهد که هر گاه چراغ دیپلماسی در تهران سبز شده، واشنگتن یا با بی‌اعتنایی آن را خاموش کرده یا از آن به عنوان پرده‌ای برای ضربه زدن استفاده کرده است. قرارداد الجزایر 29 دی 1359: برای آزادی ۵۲ آمریکایی دستگیر شده در سفارت جاسوسی پس از شکست عملیات نظامی آمریکا (پنجه عقاب) در طبس، مذاکرات غیرمستقیم با مدیریت الجزایر جریان یافت.مفاد اصلی توافق شامل آزادی گروگان‌ها از سوی ایران، و تعهد آمریکا به آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، لغو تحریم‌های تجاری، و عدم مداخله در امور داخلی ایران بود. گروگان‌ها در ۳۰ دی ۱۳۵۹، هم‌زمان با پایان مراسم تحلیف رونالد ریگان آزاد شدند. با وجود این توافق تاریخی آمریکا به تعهدات خود (به‌ویژه لغو کامل تحریم‌ها و اصل عدم مداخله) پایبند نبوده و این عهدشکنی‌ها، ریشه بی‌اعتمادی عمیق در روابط دو کشور را تغذیه کرده است. مذاکرات پس از 11 سپتامبر 2001 و اعلام محور شرارت:این دوره با یک چرخش ناگهانی از همکاری به خصومت تمام‌عیار تعریف می‌شود.فاز اول (همکاری): پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ایران و آمریکا برای سرنگونی طالبان در افغانستان منافع مشترک داشتند. مذاکرات مستقیم و مؤثری در ژنو در جریان بود. دیپلمات‌های ایرانی اطلاعات حیاتی میدانی می‌دادند و به شکل‌گیری دولت پس از طالبان در کنفرانس بن کمک کردند.فاز دوم (گسست تروماتیک): در ژانویه ۲۰۰۲، پرزیدنت بوش با به کار بردن عبارت «محور شرارت» برای ایران، عملاً جناح آمریکادوست در ایران را زمین‌گیر کرد. نتیجه این اقدام، پایان یکباره همکاری امنیتی و آغاز بحران هسته‌ای بود که سایه‌اش تا امروز باقی مانده است.
فرصت سوزی ۲۰۰۳ (پیشنهاد جامع):تنها دو ماه پس از سقوط صدام، ایران پیشنهادی تاریخی را روی میز دولت بوش گذاشت؛ «همه چیز در ازای همه چیز»: شفافیت هسته‌ای و کمک به ثبات عراق در ازای لغو تحریم‌ها و تضمین امنیتی. پاسخ واشنگتن چه بود؟ سکوت تحقیرآمیز و سپس حمله لفظی با برچسب «محور شرارت» . این بزرگ‌ترین فرصت از دست‌رفته تاریخ دیپلماسی بود.• برجام (۱۳۹۴) : مذاکرات فشرده به توافقی انجامید که در شورای امنیت هم مصوبه گرفت ایران تمام خواسته‌های فنی را اجرا کرد: بتن‌ریزی قلب راکتور اراک، خروج ۹۷ درصد اورانیوم غنی‌شده و پذیرش بازرسی‌های فراپادمانی. حداقل ۱۵ گزارش آژانس در مدت سه سال پایبندی ایران را تأیید کرد. اما نتیجه چه بود؟ در سال ۱۳۹۷، ترامپ با یک خودکار کل توافق را پاره کرد و سیاست فشار حداکثری را بازگرداند. ثابت شد که امضای آمریکا روی یک سند بین‌المللی، ارزش جوهر آن را هم ندارد.
۲. فاجعه ۱۴۰۴: وقتی بمب‌ها روی میز مذاکره فرود آمدندسال ۱۴۰۴ نقطه اوج این داستان تلخ بود. در این سال، مرز میان دیپلماسی و خیانت برای همیشه از میان رفت. این دوره ثابت کرد که هدف مذاکره برای آمریکا، نه حل بحران، که فریب افکار عمومی و زمینه‌سازی برای حمله است. حمله اول (خرداد ۱۴۰۴) : درست در روزهایی که مذاکرات به میانجی‌گری عمان در مسقط در جریان بود و از «پیشرفت تاریخی» سخن گفته می‌شد، ناگهان اسرائیل با چراغ سبز آمریکا و سپس خود آمریکا در عملیات «چکش نیمه‌شب» تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کردند. دور ششم مذاکرات که برای ۲۵ خرداد برنامه‌ریزی شده بود، با صدای انفجارها برای همیشه لغو شد. ایران «در میانه دیپلماسی» خنجر خورد.• حمله دوم (اسفند ۱۴۰۴): جهان دوباره شاهد صحنه‌آرایی مشابهی بود. مذاکرات ژنو با وساطت عمان دوباره به «آستانه توافق» رسید. اما ناگهان ترامپ ابراز نارضایتی کرد و تنها یک روز بعد، ۹ اسفند ۱۴۰۴، آمریکا و اسرائیل موج جدیدی از حملات را علیه زیرساخت‌ها و مقامات ایرانی آغاز کردند. این بار حتی نقاب دیپلماسی هم برداشته شد.این گاه‌شمار گریه‌آور، پروژه مذاکره را رسوا می کند. مذاکره برای واشنگتن، نه پلی برای صلح، که دامی برای مشروعیت‌بخشی به جنگ طلبان است. «دو بار گزیده شدن» در پای میز مذاکره، مصداق کامل ضرب‌المثل «مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد» است.
۳. فراتر از ایران: آمریکا؛ قهرمان نقض عهد در جهانشاید کسانی بگویند الگوی رفتاری آمریکا فقط مختص ایران است؛ اما یک نگاه گذرا به فهرست معاهدات بین‌المللی که آمریکا از آن خارج شده، نشان می‌دهد که بی‌اعتباری و خودخواهی، ژن اصلی سیاست خارجی این کشور است.آمریکا حتی به امضاهای خود در قبال نزدیک‌ترین متحدانش هم وفادار نمانده است: اقلیم و محیط زیست: خروج از پروتکل کیوتو (۲۰۰۱) و خروج مکرر از توافق پاریس (۲۰۱۷ و ۲۰۲۵) نشان داد که سلامت کره زمین در برابر سود غول‌های نفتی هیچ ارزشی ندارد. کنترل تسلیحات : خروج از پیمان موشک‌های ضد بالستیک (ABM) در ۲۰۰۱، خروج از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد (INF) در ۲۰۱۹، و خروج از پیمان آسمان باز در ۲۰۲۰، دنیا را به سوی مسابقه تسلیحاتی لجام‌گسیخته سوق داد. سلامت جهانی: خروج از سازمان بهداشت جهانی در بحبوحه پاندمی کرونا، اوج جنون «اول آمریکا» بود. سازمان‌های بین‌المللی : سه بار خروج از یونسکو و خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل.درس بزرگ این فهرست چیست؟ آمریکا ذاتاً یک «دولت یاغی» در نظام بین‌الملل است. توافق با کشوری که حتی به تعهداتش در قبال ناتو و سازمان ملل پایبند نیست، همان قدر ارزش دارد که نوشتن روی آب. این کشور تابع هیچ قاعده‌ای جز زور و منافع کوته‌بینانه نیست. ترامپ در دوره دوم خود رسماً دستور خروج از ۶۶ سازمان و معاهده بین‌المللی را صادر کرد؛ رقمی که به تنهایی یک دایرةالمعارف عهدشکنی است.
نتیجه‌گیری: مذاکره، پناهگاه واهیترکیب این سه لایه (سوابق تلخ با ایران، تله مرگبار ۱۴۰۴، و الگوی جهانی عهدشکنی) یک حقیقت انکارناپذیر را فریاد می‌زند: مذاکره با آمریکا بی‌فایده است، نه به دلیل لجاجت ایران، بلکه به دلیل ساختار فریب‌محور دستگاه سیاست خارجی آمریکا.امروز، هر پیشنهاد مذاکره از سوی کاخ سفید، این پرسش را در اذهان ایرانیان و تحلیلگران منصف جهان ایجاد می‌کند: «این بار واشنگتن برای بمباران کدام نقطه از میهنمان، پای میز مذاکره نقشه می‌کشد؟»دیپلماسی با چنین دشمنی، دیگر یک انتخاب راهبردی نیست، بلکه خودکشی محاسباتی است. راه نجات، نه در مارپیچ بی‌انتهای مذاکره و عهدشکنی، بلکه در قدرت بازدارندگی درونی، تکیه بر اقتصاد مقاومتی و اتحاد با قدرت‌های شرقی است که حداقل بر سر منافع مشترک، قواعد بازی را یک‌شبه تغییر نمی‌دهند.تاریخ قضاوت خواهد کرد که ملت ایران، پس از چهار دهه خیانت، دیگر فریب لبخند دیپلماتیک و کاغذپاره‌های بی‌ضمانت را نخواهد خورد.#نه_به_فریب #چکش_نیمه_شب #برجام_عبرت #مذاکره_بی_فرجام #خیانت_در_دیپلماسی #ایران_مقتدر
چرا مذاکره ممنوع است؟ خیانت مکرر، عزت پایدارhttps://farsnews.ir/Akbarinasab/1779345190567407260

چرا مذاکره ممنوع است؟ خیانت مکرر، عزت پایدار

راهبرد «تقابل هوشمندانه» در برابر «خیانت مضاعف»؛ مدل تعامل با آمریکا از منظر رهبر شهید انقلاب

نمایش گزارش

11:25 - 6 خرداد 1405
سیاست خارجی
آمریکا و اروپا
ایران در جهان