ریشه نوسان بی‌دلیل در بازار ارز

بازار ارز تهران در روزهای اخیر نمایشی آشفته از نوسانات بی‌ریشه را به صحنه کشیده است. دلار که تحت تأثیر شایعات تا حوالی ۱۶۷ هزار تومان سقوط کرده بود، حالا بدون هیچ تغییر بنیادی، دوباره به کانال ۱۷۵ هزار تومان برگشته است.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ دلار در بازار آزاد تهران روز گذشته در سایه اخبار مذاکرات، سقوطی ۱۲ هزار تومانی را تجربه کرد و تا محدوده ۱۶۷ هزار تومان پایین رفت. اما با گذشت تنها یک روز، بدون وقوع هیچ رویداد عینی و ملموسی، مسیر معکوس شد و قیمت دوباره به سطح ۱۷۴ هزار تومان بازگشت. سکه نیز همگام با دلار، نوسانی مشابه را پشت سر گذاشت. فعالان بازار می‌گویند این نوسانات بی‌قاعده، ریشه در «فروش هیجانی خردها»، «کم‌عمقی بازار در روزهای تعطیلی منطقه» و «تسلط انتظارات روانی بر معادلات عرضه و تقاضا» دارد.

نوسان بدون علت؛ هیچ چیز تغییر نکرد

اگر به رویدادهای واقعی اقتصاد ایران در ۴۸ ساعت گذشته نگاه کنیم، هیچ اتفاق بنیادی رخ نداده است. نه نرخ تورم اعلام شده، نه نرخ بهره تغییر کرده، نه درآمدهای ارزی جهش داشته، نه تحریم‌ها لغو شده است.تنها «شایعه پیشرفت مذاکرات» بود که موج فروش را ایجاد کرد و سپس «تعدیل همان شایعه» یا «ورود خریداران حرفه‌ای» که بازار را برگرداند. این یعنی بازار ارز تهران نه بر اساس عرضه و تقاضای واقعی، که بر اساس «روایت‌های لحظه‌ای» و «انتظارات روانی» حرکت می‌کند.معامله‌گری که دیروز در هیجان فروش، دلار خود را ۱۶۷ هزار تومان فروخت، امروز با پشیمانی می‌بیند همان دلار ۱۷۴ هزار تومان معامله می‌شود.این نوع نوسان‌پذیری، هیچ توجیه اقتصادی ندارد و صرفاً بازتابنده «نااطمینانی ساختاری» و «عدم اعتماد به ثبات» است.

تعطیلی هرات و سلیمانیه؛ بهانه‌ای برای کم‌عمقی و شکنندگی بیشتر

عامل دیگری که به این نوسانات دامن زد، تعطیلی بازارهای ارز هرات و سلیمانیه به مناسبت عید قربان بود. در شرایط عادی، بازار ارز تهران به این دو مرکز ثقل منطقه‌ای وصل است و نوسانات آن تا حدی تعدیل می‌شود. اما در روزهای تعطیلی، بازار تهران «بی‌راهنما» و «کم‌عمق» می‌شود؛ یعنی حتی حجم متوسط معاملات (چند میلیون دلار) می‌تواند قیمت‌ها را به شدت بالا یا پایین ببرد. این نشان می‌دهد که بازار ارز ایران هنوز «عمق واقعی» ندارد و به شدت به جریان‌های روانی و ورود و خروج چند بازیگر بزرگ حساس است. فعالان حرفه‌ای از این فرصت استفاده می‌کنند و با ورود یا خروج‌های حساب‌شده، موج‌های هیجانی ایجاد می‌کنند. نتیجه دلاری که باید بازتابنده بنیادهای اقتصادی باشد، به ابزاری برای سفته‌بازی روزانه تبدیل شده است.

خبر سفر همتی به قطر؛ سیگنالی برای «انتظارات» نه «واقعیت»

همزمان با این نوسانات، خبر سفر عبدالناصر همتی (رئیس کل بانک مرکزی) به قطر برای پیگیری مذاکرات، منتشر شد. بازار بلافاصله این خبر را به عنوان «سیگنال مثبت» تعبیر کرد و برخی تحلیلگران آن را نشانه ورود گفت‌وگوها به «مرحله اقتصادی و مالی» دانستند. اما واقعیت این است که سفرهای دیپلماتیک امری عادی است و هیچ تضمینی برای خروجی مشخص ندارد. با این حال، بازار ارز چنین اخباری را «پیش‌خور» می‌کند و بر اساس حدس و گمان، قیمت‌ها را جابه‌جا می‌کند.این همان آسیب اصلی است، قیمت دلار در ایران تابع خبر است، نه واقعیت. تا زمانی که فعالان اقتصادی اطمینان نداشته باشند نرخ ارز بر اساس متغیرهای بنیادی (تراز تجاری، ذخایر، نرخ تورم) تعیین می‌شود، هر خبر سیاسی کوچکی می‌تواند طوفانی در بازار به پا کند.

لزوم تغییر الگو؛ از «واکنش به شایعه» به «معامله بر اساس واقعیت»

این نوسانات بی‌ریشه، هزینه سنگینی برای اقتصاد ایران دارد. اولاً، تولیدکننده و بازرگان نمی‌توانند برای خرید مواد اولیه یا صادرات برنامه‌ریزی کنند؛ زیرا فردا ممکن است دلار ۲۰ هزار تومان پایین‌تر یا بالاتر باشد. ثانیاً، سرمایه‌گذار خرد نیز با مشاهده این آشفتگی، به جای ورود به فعالیت مولد، وارد بازی سفته‌بازی می‌شود.ثالثاً، اعتماد به پول ملی و نظام بانکی تخریب می‌شود.راهکار چیست؟ تغییر الگوی معاملاتی. لازم است:۱ـ بانک مرکزی با شفاف‌سازی مداخلات خود، کف و سقف نانوشته ای برای نوسانات تعیین کند.۲ـ بازارهای متشکل ارزی (مرکز مبادله) تقویت شوند تا معاملات غیررسمی و حواله‌های شفاف جایگزین بازار آزاد پرنوسان گردد.۳ـ انتظارات تورمی با اعلام برنامه‌های عملی و قابل راستی‌آزمایی مهار شود، نه با وعده‌های تکرارشونده.۴ـ رسانه‌ها و تحلیلگران نیز مسئولیت بیشتری در قبال نشر شایعات و تحلیل‌های بی‌پایه داشته باشند.تا زمانی که این تغییرات رخ ندهد، دلار همچنان «دست‌آموز شایعات» باقی خواهد ماند.

بازار ارز دچار بیماری انتظارات شده است

کامران رحیمی، کارشناس اقتصادی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس گفت: سقوط و صعود چند ده هزار تومانی دلار در عرض چند ساعت بدون تغییر بنیادی، یعنی بازار ارز ما دچار «بیماری انتظارات» شده است.این کارشناس اقتصادی ادامه داد: قیمت دلار دیگر نه بر اساس عرضه و تقاضای واقعی که بر اساس «داستان‌هایی» که ساخته می‌شود، حرکت می‌کند. یک شایعه توافق، دلار را ۱۵ درصد پایین می‌آورد. تکذیب آن، دوباره بالا می‌برد. این یعنی معامله‌گران به جای تحلیل داده‌های اقتصادی، به خیال خودشان واکنش نشان می‌دهند. چنین بازاری «کازینو» است، نه یک بازار ارز واقعی.وی افزود: وقتی بازارهای منطقه‌ای تعطیل هستند، بازار تهران یک «جزیره شناور» می‌شود. بدون لنگرگاه قیمتی، هر موج کوچکی آن را تکان می‌دهد. این ضعف ساختاری نشان می‌دهد که ما هنوز یک بازار ارز واقعاً عمیق و متصل به جهان نداریم. راه حل میان‌مدت، اتصال سامانه‌های ارزی به چندین مرکز بین‌المللی و استفاده از ابزارهای پوشش ریسک است.رحیمی تاکید کرد: این رفت و برگشت‌های هیجانی، حاصل «ترس عمومی»، «کم‌عمقی بازار» و «اثرپذیری افراطی از انتظارات» است؛ الگویی که باید یک‌بار برای همیشه تغییر کند.این استاد دانشگاه تصریح کرد: مهم‌ترین اقدامی که بانک مرکزی برای تغییر این الگو باید انجام دهد، شفافیت و پیش‌بینی‌پذیری. بانک مرکزی سکوت کرده و تنها با مداخلات پنهان سعی در کنترل دارد. معامله‌گران هم مجبورند به هر شایعه‌ای واکنش نشان بدهند. این چرخه معیوب باید شکسته شود.

بازار ارز بیمار است؛ درمانش شفافیت و ثبات، نه شایعه و هیجان

نوسانات روزهای اخیر دلار، یک نمایش عریان از بیماری ساختاری بازار ارز ایران بود. دلار بدون هیچ دلیل بنیادی، ظرف چند ساعت از ۱۶۷ هزار تومان به ۱۷۵ هزار تومان برگشت. سکه نیز همگام با آن، مسیری مشابه را طی کرد. تعطیلی بازارهای منطقه‌ای و کم‌عمقی بازار تهران، این نوسانات را تشدید کرد و خبر سفر یک مقام بانکی به قطر نیز به عنوان «سیگنال» مورد سوءاستفاده قرار گرفت.آنچه باید رخ دهد لزوم تغییر الگوی معاملاتی است و بازار ارز باید بر اساس واقعیت‌های اقتصادی حرکت کند، نه بر اساس شایعات سیاسی. معامله‌گران باید از واکنش‌های هیجانی دست بردارند و بانک مرکزی نیز با شفاف‌سازی و مدیریت کف و سقف نوسان، به بازار جهت دهد. تا آن زمان، دلار همچون قایقی در طوفان، سرگردان خواهد بود و هزینه این سرگردانی را همه ما می‌پردازیم، با تورم و کاهش اعتماد به پول ملی.با دنبال‌کردن صفحه اقتصادی خبرگزاری فارس در جریان آخرین تحولات اقتصادی ایران و جهان قرار بگیرید.#دلار#بازار_ارز#انتظارات#بازار_سکه
06:30 - 5 خرداد 1405
اقتصاد
بانک و بیمه
طلا و ارز

3 بازنشر4 واکنش
73٫9k بازدید



13 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌رسول معظم‌
@SetareSoheil5 خرداد 1405
در پاسخ به
اصلاح کنید بازار ارز به علت بیماری دچار انتظار شده است زیرا کار دست پزشکی است که از اول به جای پزشکی و حضور در بیمارستان البته اگر پزشک حاذقی باشد وظیفه ای را پذیرفته که از انجام آن ناتوان است البته این فقط قصه پزشکیان نیست قصه بسیاری از مسئولان است که بدون وجود توانایی و تخصص صندلی های مسئولیت را ر…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌FARSKHABAR2‌
@FARSKHABAR25 خرداد 1405
در پاسخ به
پیشنهاد میلیارد دلاری قطر به ایران برای توافق با آمریکا صحت دارد؟https://farsnews.ir/FARSKHABAR2/1779769986875935727
تصویر نمایه‌ی ‌FARSKHABAR2‌
FARSKHABAR2

@FARSKHABAR2  •  5 خرداد 1405

پیشنهاد میلیارد دلاری قطر به ایران برای توافق با آمریکا صحت دارد؟وزارت خارجه قطر یک خبر درباره ایران را تکذیب کرد.سخنگوی وزارت امور خارجه قطر اعلام کرد: گزارش ها در مورد پیشنهاد ۱۲ میلیارد دلاری قطر به ایران برای دستیابی به توافق، کذب است.

تصویر نمایه‌ی ‌محمدرضا گل گل‌
@GOLGOL5 خرداد 1405
در پاسخ به
با زیرکی نقش بانک ها در نوسان گیری از مردم را کنار زدید. ریشه اصلی مسائل اقتصادی کشور، بانک ها هستند. آنها با ایجاد موج، زندگی مردم را به هم ریخته اند و نوسان گیری می کنند.

@user1775152091385 خرداد 1405
در پاسخ به
بحران برق، هدررفت روشنایی صبحگاهی و ناهماهنگی با اوقات شرعی؛ همه اینها یک راهکار ساده و کم‌هزینه دارد: بازگشت به ساعت تابستانی. حذف این قانون بدون توجه به صرفه‌جویی ۱۲۰۰ مگاواتی و تأثیر آن بر زندگی مردم، اشتباهی بود که حالا باید جبران شود. https://farsnews.ir/user177515209138/1779734306816095685
م
ماسرا

@user177515209138  •  4 خرداد 1405

مطالبه

پیشنهاد تغییر ساعت رسمی کشور در نیمه اول سال

در میانه ناترازی بی‌سابقه برق، هر راهکاری که بتواند باری از دوش شبکه تولید و توزیع بردارد، نه یک «انتخاب» که یک «ضرورت ملی» است. در این میان، یکی از ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین اهرم‌ها، بازگشت به قانون تغییر ساعت رسمی کشور است؛ سیاستی که متأسفانه در سال ۱۴۰۲ و با وجود هشدار کارشناسان از دستور کار خارج شد. ۱. صرفه‌جویی معادل یک نیروگاه اتمی، بدون یک پیچ و مهره بر اساس اعلام رسمی سخنگوی صنعت برق و وزیر نیرو، اعمال ساعت تابستانی معادل صرفه‌جویی ۱۲۰۰ مگاواتی در اوج مصرف شبانه است؛ عددی که برابر با تولید یک نیروگاه اتمی مانند بوشهر است. ساخت چنین نیروگاهی سال‌ها زمان و میلیاردها دلار سرمایه می‌طلبد. حال پرسش اینجاست: چرا باید چنین ظرفیت عظیمی را که تنها با جابجایی عقربه‌های ساعت فعال می‌شود، نادیده گرفت؟ ۲. احترام به وقت شرعی و سبک زندگی اسلامی-ایرانی یکی از مغفول‌مانده‌ترین ابعاد ماجرا که برای جامعه متدین ایران اهمیت ویژه‌ای دارد، تطابق ضرباهنگ زندگی با اوقات شرعی است. در وضعیت فعلی (بدون ساعت تابستانی)، در اوج تابستان اذان صبح حوالی ساعت ۳ بامداد است و طلوع آفتاب پیش از ساعت ۵ صبح. این یعنی پس از اذان صبح، ساعاتی طولانی از روشنایی باارزش صبحگاهی در خواب یا انتظار برای شروع کار هدر می‌رود. اعمال ساعت تابستانی این چرخه را معقول می‌کند: اذان صبح به ساعت ۴ بامداد (وقتی معقول‌تر برای بیداری) و طلوع آفتاب به ۶ صبح منتقل می‌شود و فاصله میان عبادت، طلوع خورشید و شروع کار به حداقل می‌رسد. این یعنی احیای برکت صبح، نه هدر دادن روشنایی خداوندی! ۳. هماهنگی سیستم‌های اجتماعی و حمل‌ونقل عمومی ساعت رسمی، نبض تپندۀ تمام برنامه‌های یک کشور است. هنگامی که ساعت رسمی با طلوع و غروب خورشید هماهنگ نباشد، فقط زندگی شخصی افراد مختل نمی‌شود، بلکه کل سیستم‌های خدماتی از ریل خارج می‌شوند. در تابستان بدون ساعت تابستانی، نخستین ساعات روشنایی روز در سکوت و بی‌تحرکی هدر می‌رود، در حالی که شبکه حمل‌ونقل عمومی، جدول زمانی ادارات، مدارس، بانک‌ها، بازارهای مالی و حتی برنامه‌های صداوسیما، همگی بر اساس ساعت رسمی ثابت برنامه‌ریزی می‌شوند. تأخیر دو ساعته میان طلوع خورشید و شروع کار رسمی، یعنی میلیون‌ها شهروند و کسب‌وکار، گران‌ترین دقایق روشنایی طبیعی را از دست می‌دهند. بازگشت ساعت تابستانی، این شکاف را ترمیم می‌کند و نظمی منطقی میان ریتم طبیعت و برنامه‌های ملی برقرار می‌سازد. ۴. معمای وسعت ایران: چرا شرق کشور بیش از همه نیازمند تغییر ساعت است؟ وسعت ۱۹ درجه‌ای ایران -با اختلاف بیش از یک ساعت زمان واقعی خورشیدی میان شرق و غرب- چگونه می‌تواند با یک سیاست واحد ملی هماهنگ شود؟ در نبود ساعت تابستانی، این نابرابری طبیعی نه‌تنها حل نمی‌شود، بلکه بی‌عدالتی بزرگ‌تری علیه نیمه شرقی کشور شکل می‌گیرد. در استان‌های شرقی، خورشید بسیار زودتر از میانگین کشوری طلوع می‌کند. با حذف ساعت تابستانی، طلوع آفتاب در این مناطق گاه به ۴ صبح می‌رسد و تا پیش از آغاز کار روزانه در ساعت ۷، سه ساعت تمام از روشنایی طبیعی گران‌بها به هدر می‌رود. این یعنی اتلاف سرمایه‌ای که می‌توانست جایگزین بخشی از برق مصرفی در ساعات اوج شود. اعمال ساعت تابستانی، یک سپر حمایتی برای شرق کشور است: با جابجایی یک ساعته، طلوع آفتاب به حدود ۵ صبح منتقل می‌شود و این فاصله اتلاف‌زا کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر، عدم تغییر ساعت، نیمه شرقی ایران را از گردونه بهره‌وری نور طبیعی خارج می‌کند، در حالی که بازگشت به ساعت تابستانی می‌کوشد این ناترازی درونی را تا حد امکان تعدیل کند و سهم مناطق شرقی را از برکت روشنایی صبحگاهی بازگرداند. ۵. اقتصاد عصرگاهی و سلامت روان جامعه فراموش نکنیم که طولانی‌تر شدن عصرها به لطف روشنایی بیشتر، موتور محرکه کسب‌وکارهای خرد، تفریحات خانواده‌ها و کاهش جرایم و تصادفات است. در شرایطی که فشار اقتصادی و روانی بر مردم سنگینی می‌کند، یک ساعت روشنایی بیشتر در پایان روز، خدمتی رایگان به سلامت روان و اقتصاد خانواده‌هاست. از مجلس و دولت می‌خواهیم که با دیدی باز، این تغییر ساعت را تصویب و اجرا کنند.

مجلس شورای اسلامی، ریاست‌جمهوری، وزارت نیرو

0
100
گزارش از مطالبه

@HairySoul5 خرداد 1405
در پاسخ به
بی دلیله بی دلیل هم نیست ،وقتی حمله‌ میشه به بندر عباس ،سخنگوی سنتکام میگه کار ما بوده ،صدا و سیما و استاندار و ... هنوز بعد ۱۲ ساعت دنبال منشأ صدا میگردن...مردم عاقل ترند.

@user1777844907145 خرداد 1405
در پاسخ به
ریشه نوسانات ارز.دولت در معنی عام ان.درواقع حکومت.درایران بجز دولت کسی ارز نداردکه بخواهد نوسانات به ان بدهد.حتی صادرکننده هم باید ارز خودش را بیاوردداخل سیستم.رانت خواران وسیستم فاسد.که ظاهرا درست بشو هم نیست

تصویر نمایه‌ی ‌روح اله محمودیان‌
@farhadtasvir5 خرداد 1405
در پاسخ به
پوشش بیمه‌ای کودکان اوتیسم
مطالبه

لزوم حمایت همه‌جانبه و پوشش بیمه‌ای هزینه‌های درمانی کودکان اوتیسمی

اوتیسم نامی که شاید زیاد شنیده باشید اما واقعیت زندگی با این بیماری را خانواده‌هایی درک کرده‌اند که کودک اوتیسم دارند و فشار روانی بسیاری از سوی جامعه به آن‌ها وارد می‌شود. این خانواده‌ها عادت دارند که همیشه انگشت اتهام آدم‌های مختلف جامعه به سمتشان گرفته شود. بارها برای کارهای ساده‌ای که شاید برای دیگران عادی‌تر از عادی باشد، استرس زیادی را تحمل کرده‌اند، مثلا برای خریدی ساده همراه فرزندشان، مدام مضطرب شده‌اند که مبادا قفسه‌ها را به هم بریزد و کسی بگوید تو کودکت را درست تربیت نکردی! بارها اطرافیان، دوست‌ها و آشناها پیشنهادات عجیب و غریب برای درمان می‌دهند و مثال‌ می‌زنند که دختر فلانی تخم کبوتر خورد و خوب شد یا اگر این رفتار را انجام دهی درمان می‌شود. آن‌ها نمی‌دانند که اوتیسم نوعی معلولیت ذهنی است که درمان ندارد و بر روی مغز اثرات منفی می‌گذارد و سبب مشکلاتی در تعاملات اجتماعی فرد با سایرین، ناتوانی در برقراری ارتباط‌های کلامی و غیرکلامی، انجام رفتارهای محدود و تکراری اعضای بدن به ویژه دست‎ها، سختی در یادگیری مطالب و حتی رشد می‌شود. این خانواده ها علاوه بر تحقیر اجتماعی باید هزینه های سرسام آور کلاس های کار درمانی و گفتار درمانی بپردازند که کاملاً آزاد بوده و شامل بیمه نمی شود. لذا از مسئولین امر عاجزانه خواهشمندیم که فکری به حال این خانواده ها کنند.

سازمان بیمه تأمین اجتماعی، سازمان بیمه خدمات درمانی، شورای عالی بیمه، بیمه سلامت

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

@Persian9ulf5 خرداد 1405
اگر قرار بر واکنش روانی بود، زمان شدت درگیری بین بمباران، دلار بالا میرفت، سیلمانیه و هرات تعطیل نبودن، دغدغه اغتشاش مجدد بود و بهترین‌های این کشور ترور شدنیعنی تحلیلگر اقتصادی عامل روانی را علت این نوسان و نوسان احتمالی بعدی میداند؟دلیل این نوسان یک چیزه، اینکه .....

@user1778170387215 خرداد 1405
در پاسخ به
ما 4برابر چین ! بانک داریم !! روزی بیش از 10هزار میلیارد خلق پول میکنن فقط چند بانک بیش از 20هزار هزار میلیازد‌ مازاد اموال دارن ! اگه طبق قانون رفع موانعبانک ها و موسسات اضافی حذف میشدنعرضه اموال مازاد و ادغام ،زیرمجموعه ها اضافی حذف میشد نه تنها تورم و ارز 8 میرسید،منابع برای زیرساخت فراهم

@user1778170387215 خرداد 1405
در پاسخ به
تصمیم غلط شبانه با یک دستور !!! نرخ ارز رسمی چند برابر کردید‌!!! تا بانک ها بنگاهدار و زیرمحموعه ها اضافی و لابی انها بی تفاوت خلق پول کنن و همه تورمش بر دوش مردم !!

@user1778170387215 خرداد 1405
در پاسخ به
اقا همتی و تیمش با‌این تصمیم اشتباه عملا اختیار تعیین و نرخ گذاری تورم و ارز و سپرد دست همون عده صاحب انحصار و الیگارش !!!

@user1778170387215 خرداد 1405
در پاسخ به
هیچ اصلاح ساختاری رخ نداد هیچ بانک اضافی و موسسات حذف نشد نرخ تسعیر بجای کاهش افزایش میدید دولت و بودجه برعکس بزرگتر کردید بنگاهداری ها زیر مجموعه ها و ... همه بزرگتر فقط نرخ ارز و جهش و معادلش چاپ پول و تورمش بر دوش مردم !!!