خیانت به هویت ملت؛ سرکوب زبانهای مادری در عصر پهلوی
ایران، سرزمینی با تنوع کمنظیر زبانی و فرهنگی است. این تنوع، نه تهدیدی برای وحدت ملی، بلکه سرمایهای تمدنی و اجتماعی به شمار میرود. با این حال، در دوره حکومت پهلوی، سیاست رسمی کشور بر تمرکزگرایی و یکسانسازی فرهنگی استوار شد؛ رویکردی که پیامد آن، به حاشیهراندن زبانهای محلی و قومی در عرصه آموزش و فرهنگ عمومی بود.
2اسفند، همزمان با روز جهانی آموزش زبان مادری که از سوی یونسکو به رسمیت شناخته شده است، فرصتی برای بازخوانی یکی از مهمترین ابعاد عدالت آموزشی و فرهنگی در جوامع چندزبانه فراهم میآورد. زبان مادری، صرفاً ابزار ارتباط نیست؛ ریشه هویت، حافظه تاریخی و حامل فرهنگ یک ملت است.آموزش به زبان مادری، ستون اصلی توسعه سواد است. کودکی که مفاهیم پایه را به زبان دل و خانهاش میآموزد، با اعتمادبهنفس بیشتر، درک عمیقتر و انگیزهای قویتر وارد مسیر علم میشود. تجربه جهانی نشان داده است که محرومکردن کودک از زبان مادری در سالهای ابتدایی تحصیل، نهتنها به افت تحصیلی میانجامد، بلکه شکافهای اجتماعی و فرهنگی را عمیقتر میکند.با این حال، در دوره حکومت پهلوی چه در زمان رضاشاه و چه در دوره محمدرضا شاه سیاست یکسانسازی زبانی به بهای نادیدهگرفتن تنوع فرهنگی کشور دنبال شد. محدودیتها و فشارها علیه آموزش و انتشار رسمی زبانهای غیرفارسی، بسیاری از کودکان این سرزمین را از حق طبیعی آموختن به زبان مادری محروم کرد. این رویکرد، بهجای تقویت وحدت، به تضعیف سرمایه انسانی و فرهنگی انجامید.در دوران رضاشاه، سیاست دولت بر ایجاد هویتی یکنواخت و مبتنی بر قرائتی خاص از ملیگرایی متمرکز بود. این سیاست در حوزه زبان، به محدودسازی کاربرد رسمی زبانهای غیرفارسی انجامید. در ادامه، در دوره محمدرضا شاه نیز همین رویکرد تمرکزگرایانه تداوم یافت و نظام آموزشی کشور عملاً به آموزش انحصاری به زبان فارسی محدود ماند. این رویکرد، به جای بهرهگیری از تنوع زبانی به عنوان یک سرمایه ملی، آن را به حاشیه راند و عملاً میلیونها کودک را از حق طبیعی آموزش به زبان مادری محروم ساخت.
نتیجه این سیاستها، محرومسازی میلیونها کودک از حق طبیعی آموزش به زبان مادری در سالهای نخست تحصیل بود؛ حقی که امروز در اسناد بینالمللی آموزشی به رسمیت شناخته شده و نقش آن در توسعه سواد و کاهش نابرابریهای آموزشی اثبات شده است. کودکانی که ناگزیر بودند نخستین تجربه مدرسه را با زبانی متفاوت از زبان خانه آغاز کنند، با چالشهای مضاعف آموزشی روبهرو شدند؛ چالشهایی که آثار آن تنها فردی نبود، بلکه در سطح اجتماعی نیز بازتاب یافت. سرکوب زبانهای مادری را میتوان خیانت به هویت ملت دانست. زیرا هر زبان، بخشی از تاریخ، ادبیات، جهانبینی و زیستجهان یک قوم را در خود حمل میکند. تضعیف زبان، به معنای تضعیف پیوند نسلها و کمرنگکردن سرمایه فرهنگی کشور است. سیاست یکسانسازی زبانی، به جای تقویت همبستگی ملی، شکاف فرهنگی ایجاد کرد و ظرفیتهای نهفته در تنوع ایرانی را نادیده گرفت.پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قانونگذار در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به موضوع زبان توجه ویژهای نشان داد. مطابق اصل ۱۵ قانون اساسی: (( زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است... اما استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.)) ضمن تأکید بر زبان رسمی کشور، استفاده از زبانهای محلی و قومی در رسانهها و تدریس ادبیات آنها در مدارس را مجاز دانست. این تصریح قانونی نشان میدهد که عدالت زبانی میتواند در چارچوب وحدت ملی تعریف و تضمین شود.امروز، بازخوانی تجربه تاریخی عصر پهلوی، نه برای توقف در گذشته، بلکه برای عبرتآموزی و تقویت آینده است.
توسعه پایدار و پیشرفت واقعی، بدون احترام به تنوع فرهنگی و زبانی ممکن نیست. پاسداشت زبانهای مادری، پاسداشت کرامت انسانی و هویت ملی است؛ و هر سیاستی که این حق را نادیده بگیرد، در برابر تاریخ و ملت، مسئول خواهد بود.عدالت زبانی؛ پیششرط توسعه پایداردر جامعه بشری است . تجربه جهانی نشان داده است که احترام به تنوع زبانی، نه تهدیدی برای وحدت ملی، بلکه تقویتکننده آن است. کشوری که به همه زبانهای خود میدان رشد میدهد، سرمایه اجتماعی و انسجام پایدارتری خواهد داشت.بزرگداشت روز جهانی آموزش زبان مادری، یادآوری این حقیقت است که زبان مادری "امتیاز" نیست، بلکه "حق"است؛ حقی که پاسداشت آن، گامی اساسی در مسیر عدالت آموزشی و پیشرفت همهجانبه کشور به شمار میرود.آموزش به زبان مادری، مسئلهای صرفاً فرهنگی نیست؛ موضوعی بنیادین در توسعه انسانی، عدالت آموزشی و انسجام اجتماعی است. تجربه تاریخی نشان میدهد نادیدهگرفتن این حق، به تضعیف سرمایه انسانی میانجامد، و به رسمیت شناختن آن، به تقویت مشارکت و پیشرفت ملی کمک میکند.
00:31 - 4 اسفند 1404