مذاکره در وضعیت اجبار؛ دیپلماسیِ اسیرِ بازدارندگی نامتقارن

مذاکره ایران و آمریکا در شرایط حمله و تهدید نظامی، نه فرآیند دیپلماتیک، بلکه ابزار امنیتیِ مکمل فشار است؛ جایی که بدون توازن بازدارندگی، مذاکره به توافق پایدار منتهی نخواهد شد.
در چارچوب نظری «دیپلماسی اجبار» شلینگ، مذاکره‌ای که هم‌زمان با حمله اسرائیل و استقرار ناوهای آمریکا در خلیج فارس صورت می‌گیرد، فاقد منطق داوطلبانه است. این وضعیت، گفت‌وگو را از ابزار حل تعارض به مؤلفه‌ای از جنگ ترکیبی و فشار حداکثری تبدیل می‌کند.
از منظر رئالیسم تهاجمی، هم‌زمانی تهدید سخت و دعوت به مذاکره، تلاشی برای تحمیل «تغییر محاسبات امنیتی» طرف مقابل است. در چنین شرایطی، مذاکره نه برای توافق، بلکه برای مدیریت تنش به نفع بازیگر مسلط و مهار پاسخ بازدارنده ایران طراحی می‌شود.
تجربه تاریخی نشان می‌دهد مذاکره تحت آرایش نظامی فعال، بدون توازن تهدید، به تثبیت اجبار می‌انجامد. ایران تنها در صورت بازتولید بازدارندگی مؤثر می‌تواند مذاکره را از وضعیت ابزاری خارج کند؛ در غیر این صورت، گفت‌وگو به بخشی از معماری فشار بدل می‌شود.دکتر عادل شیرازی#مذاکرات#مذاکره#ایران#آمریکا
10:12 - 17 بهمن 1404
سیاست
سیاست خارجی
تحلیل و نظر

6 واکنش
84٫4k بازدید




1 پاسخ

@user17617624193817 بهمن 1404
در پاسخ به
ضمن تشکر از تحلیل ارزشمند در ضمن چرا تیک آبی نویسنده با بقیه تیک های آبی متفاوت است؟ آیا خبرگزاری فارس هویت نویسنده را احراز کرده اند؟ با تشکر