طرح مهار ایران؛ آرزوی محال آمریکا در رسانههای جهان
فایننشیال تایمز و والاستریت ژورنال، در حالی گفتمان مهار ایران را ترویج میکنند که این رویکرد از استانداردهای حرفهای ژورنالیسم فاصله دارد و مداخله و فشار بر حاکمیت ملی یک کشور را مشروع جلوه میدهد.
خبرگزاری فارس _ گروه رسانه:در روزهایی که پس از فروکش کردن ناآرامیها، آرامش نسبی به کشور بازگشته است، دو نشریه مطرح جهانی فایننشیالتایمز و والاستریتژورنال با انتشار گزارشهایی، به تحلیل فرامتن این تحولات پرداختهاند.هرچند در نگاه نخست، این دو گزارش در راهبردهای پیشنهادی برای تضعیف ایران متفاوت به نظر میرسند، اما در لایههای عمیقتر، هدف مشترکی آنها را به هم پیوند میدهد؛ توجیه ضرورت مهار ایران در چارچوب منافع راهبردی آمریکا و محدودسازی نقش رقبای ژئوپلیتیک آن، بهویژه چین و روسیه.
«مرزهای این کشور ساختگی است و تجزیه آن، منافع روسیه، چین و سایرین را خنثی خواهد کرد» این تیتر گزارشی است که ملیک کیلن در والاستریت ژورنال منتشر کرده است. در واکنش، بن نورتون یادداشتی منتشر کرد و تاکید نمود که پیشنهادات مطرحشده، از همان منطق استعماری و تقسیمبندیهای تحمیلی معاهده سایکس–پیکو پیروی میکنند؛ پیمانی که در سال ۱۹۱۶، قدرتهای استعماری بریتانیا بدون توجه به تاریخ، فرهنگ و خواست مردم منطقه، مرزهای مصنوعی در غرب آسیا ترسیم کردند. نورتون این رویکرد را نمونهای از چشمپوشی از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها برای تأمین اهداف ژئوپلیتیک قدرتهای غربی میداند و در یادداشت خود مینویسد:«روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی بیپرده، لایههای پنهان سیاست را آشکار میسازد و استدلال میکند که امپراتوری آمریکا باید ایران را به سرزمینهای قومی-مذهبی تجزیه کند تا از این طریق چین و روسیه را تضعیف، اسرائیل را تقویت و ایران را بهکلی از صحنه ژئوپلیتیک جهان حذف کند.این مقاله افراطی حتی با ارسال سلاح به جداییطلبان و دامنزدن به جنگ داخلی، به دنبال «تسهیل تجزیه» کشور است. این نگاه، نمادی از نگرش امپریالیستی غرب به ملل مستقل جنوب دنیا است؛ مهرههایی قابل جابجایی در بازی شطرنج قدرت، بیاعتنا به حاکمیت ملی و اراده مردمی.آنان در پی تکرار پیمان شوم ۱۹۱۶ سایکس-پیکو هستند؛ هنگامی که استعمارگران غربی پشت میز نشستند و خودکامانه غرب آسیا را به حوزههای نفوذ تقسیم کردند، بدون توجه به تاریخ، فرهنگ و حقوق مردمان منطقه، تنها برای تأمین اهداف ژئوپلیتیک و اقتصادی خود.»
ملیک کیلن در این گزارش، به تشریح نقشهای میپردازد که ماهیت تجزیهطلبانه علیه ایران دارد. در این چارچوب، مقاله با تمرکز بر تشدید اختلافات قومیتی، تقسیم ایران به واحدهای کوچکتر را دنبال میکند؛ واحدهایی که به تعبیر نویسنده، برای بازیگران خارجی «قابل هضمتر» خواهند بود.سنترویو پارتنرز در یادداشت تحلیلی خود در فایننشیال تایمز با عنوان «برای تغییر در ایران، غرب به صبر نیاز دارد نه افراط»، هرگونه گزینه ضربتی مانند اشغال نظامی ایران را مردود و غیرقابل اجرا در شرایط کنونی عنوان میکند. نویسنده با اشاره به تجربه سرنگونی در شوروی، نشان میدهد که فضای سیاسی و اجتماعی ایران چنین اقدامی را ناممکن میسازد. وفاداری مردم به حاکمیت ایران همراه با تولید روزانه حدود سه میلیون بشکه نفت، شرایطی ایجاد کرده است که گزینههای چکشی غربی عملاً راه به جایی نمیبرند.
نویسنده در ادامه، اظهارات رادیکال دونالد ترامپ علیه ایران و حمایت آشکار او از ناآرامیها را رویکردی مخرب ارزیابی میکند؛ رویکردی که نهتنها به تحقق اهداف راهبردی آمریکا منجر نشده، بلکه به گفته او، اعتبار و وجهه سیاسی آمریکا را در عرصه جهانی تضعیف کرده است. در مقابل، وی از یک طرح تدریجی و بلندمدت دفاع میکند که بر ایجاد شبکههای نفوذ، ارتباط مستمر با مخالفان و تلاش برای خنثیسازی کنترل ارتباطات توسط حاکمیت در شرایط بحرانی استوار است. این راهبرد در کنار دیپلماسی موسوم به «چماق و هویج» دنبال میشود؛ جایی که تحریمهای هدفمند در کنار وعدههای مذاکرهای، بهعنوان ابزار فشار و تغییر رفتار طراحی شدهاند.
تلاش این دو نویسنده برای ارائه راهکارهایی که رویاهای چندینسالهٔ آمریکا درباره ایران را تحقق بخشد، در رسانههای جهانی مطرح میشود، در حالی که این رسانهها از مواجهه با واقعیت محتوای پیشنهادی خود اجتناب میکنند. محتوای این مطالب، آشکارا ماده ۲ منشور ملل متحد را نقض میکند؛ اصلی که تهدید یا استفاده از زور علیه حاکمیت ملی کشورها را ممنوع میسازد. انتشار این گزارشها در بستر والاستریت ژورنال و فایننشیال تایمز آنها را در معرض اتهام سوگیری قرار میدهد؛ رویکردی که در کنار خدشهدار کردن رسالت حرفهای ژورنالیسم، مرز میان اطلاعرسانی و پروپاگاندا را محو میکند.#اغتشاشات #آشوباخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 12:10 - 20 ژانویه 2026