سلبریتیهایی که نقل محافل رسانههای خارجی شدند
سلبریتیهایی که شهرت خود را مدیون جامعه ایران هستند، حالا صدایشان از تریبونهایی منعکس میشود که حتی لحظهای جز برای نابودی ایران نمیاندیشند.
در بحبوحه اغتشاشات سال ۱۴۰۱، پس از فوت مهسا امینی و انتشار روایتهای نادرست درباره چگونگی وقوع این حادثه، رسانهای مانند ایران اینترنشنال در کنار دیگر رسانههای اپوزیسیون با تمام توان خود وارد میدان شدند. آنها با تنظیم خبرها، تولید برنامههای تلویزیونی و فعالیت گسترده در شبکههای اجتماعی، روایتهایی بیاعتبار و مغرضانه را بیوقفه به مخاطب ایرانی القا کردند و میکوشیدند آتشی را که جرقهاش با یک حادثه زده شده بود، به سراسر ایران سرایت دهند.در این میان، استفاده از شهرت و جایگاه سلبریتیهایی که گاه خواسته و گاه ناخواسته در مسیر فعالیتهای مغرضانه این شبکهها قرار میگرفتند، به یکی از شگردهای اصلی این رسانهها تبدیل شد؛شگردی که با تریبوندادن به موضعگیریهای این سلبریتیها، تلاش میکرد چهرهای مردمی از آشوبها ارائه دهد و اظهار نظرات آنان را به کل جامعه ایرانی تعمیم دهد.
سکوت در برابر اشتباه؛ دایی از عذرخواهی طفره رفت
مهرماه ۱۴۰۱، ایران اینترنشنال خبری اختصاصی منتشر کرد؛«اسرا پناهی مقابل چشم معلمان و دانشآموزان ضرب و جرح شد». در این گزارش آمده بود که طبق اطلاعات یکی از معلمهای مدرسه شاهد در اردبیل، ضرب و جرح اسرا پناهی توسط ماموران انجام شده و به انتقال او به بیمارستان و جانباختنش منجر شده است. برادر اسرا نیز که به دلیل تلاش برای خودکشی بستری شده بود، پس از مدتی از بیمارستان مرخص شد.
اما خانواده و عموی اسرا داستانی متفاوت روایت میکردند؛ نوجوانی که پس از فوت پدرش به دلیل بیماری درگذشته بود و هیچ ارتباطی با مدرسه شاهد یا اغتشاشات نداشت. علیرغم این شواهد، علی دایی با انتشار پستی در اینستاگرام، ادعای خانواده او را رد کرد. این واکنش دایی در حالی اتفاق افتاد که عموی اسرا از او خواسته بود بدون آگاهی از کم و کیف واقعیت درگذشت برادرزادهاش اظهار نظر نکند، اما گویا «آقای گل ایران» تحت تأثیر روایت نادرست ایران اینترنشنال نمیخواست این درخواست را بشنود.خبر دروغی که از تریبون ایران اینترنشنال منتشر شده بود، با موضعگیریهای علی دایی ابعاد تازهای پیدا کرده بود. این رسانه با انتشار واکنشهای دایی تلاش میکرد از اعتبار و محبوبیت او برای مشروعیتبخشی به خبر نادرست خود استفاده کند و دامنه دروغ و اثرات آن بر مخاطبینش را بیشتر کند.علی دایی بعد از روشن شدن ابعاد ماجرا حاضر نشد زیر بار اعتراف به موضعگیری اشتباه خود برود؛ موضعی که ناآگاهانه و متاثر از روایت نامعتبر ایران اینترنشنال شکل گرفته بود. او حتی از عذرخواهی بابت تحریک عواطف مردم با انتشار اظهارنظر نامعتبر خود نیز طفره رفت.
این مورد نه اولین و نه آخرین باری بود که ایران اینترنشنال با برجسته کردن شخصیت علی دایی و سوءاستفاده از شهرت او ، تلاش میکرد کاپیتان سابق تیم ملی را بهعنوان نماینده مردم در تقابل با حاکمیت معرفی کند. «علی دایی؛ رو به مردم، پشت به مسئولین» عنوان خبری بود که این رسانه برای گزارش مربوط به عدم همراهی او با استاندار در جریان بازی خیریه تیم جام جهانی ۱۹۹۸ و کمک به خانوادههای جانباختگان معدن طبس در مشهد منتشر کرد. عکس مربوط به این اتفاق در حالی در رسانهها دستبهدست میشد که دایی در موقعیتهای مشابه رفتار متناقضی از خود نشان داده بود؛ او در دیدار با استاندار کردستان او را در آغوش گرفت و در برخورد با دیگر چهرههای سیاسی مانند خاتمی و روحانی نیز عکسها و گزارشهایی منتشر شد که در تضاد عیان میان آنچه ادعا میکرد و آنچه در عمل انجام میداد بود.
فوتبالیست سابق تیم ملی، در حالی که همواره به بودن در کنار مردم ایران افتخار میکند، در کنار این ادعا، عکسهایی از او کنار بابک زنجانی، مفسد اقتصادی، نیز منتشر شده است. او همچنین با ابراهیم حامدی، معروف به ابی، خواننده خارجنشین، نیز عکس گرفته است؛ خوانندهای که پیشتر اعلام کرده بود حاضر نیست ترانه «خلیج فارس» را در امارات اجرا کند چون با اجرای این ترانه و بردن نام خلیج فارس در دبی دیگر نمیتواند در امارات کنسرت برگزار کند.
فردوسیپور؛ مجری ورزشی که از ورزش حرف نمیزند
اواخر دهه هفتاد بود که عادل فردوسیپور با برنامهی نود دوشنبهشبها را برای فوتبالدوستان ایرانی به شبی متفاوت تبدیل میکرد؛ شبی که در آن تحلیلها، حاشیهها و روایتهای حول مسائل مربوط به فوتبال ایران روی آنتن شبکه سه میرفت.اما پس از گذشت نزدیک به چهار سال از توقف برنامه نود، عادل فردوسیپور که آنتن تلویزیون را از دست داده بود، اینبار با اجرای برنامهی «۳۶۰» در یکی از پلتفرمهای ایرانی به عرصه رسانه بازگشت. برنامهای که ناچار بود در کنار وفاداری به همان سبک اجرای فردوسیپور در نود—سبکی که او را به یک برند تبدیل کرده بود—به حاشیههای بیشتری بپردازد تا در رقابت سنگین پلتفرمها دیده شود.اما این گرایش به حاشیهپردازی بهتدریج شدت گرفت. فردوسیپور که پیشتر هم گهگاه خارج از میدان فوتبال اظهارنظرهایی مطرح میکرد—نمونهاش واکنشهایش در ماجرای حادثه پلاسکو—در «۳۶۰» بیش از گذشته به سمت موضوعات غیرورزشی و بحثبرانگیز رفت.
فردوسیپور در ویژهبرنامهای که برای قرعهکشی جام جهانی اجرا کرد میزبان علی دایی بود، فردوسیپور در این برنامه به صراحت از احساس شخصی خود مبنی بر اینکه که میان تیم ملی و مردم فاصله افتاده است سخن گفت؛او به گمان خود این فاصله را نتیجه نوع رفتار و برخورد برخی بازیکنان، اعضای کادر فنی و حتی مسئولان تیم ملی عنوان کرد. اما نکته جالب ماجرا این بود که که مشابه همین انتقادات او، از زبان مزدک میرزایی نیز شنیده شد؛ مجری سابق صداوسیما که حالا در شبکه ایران اینترنشنال برنامه اجرا میکند و متهم به سرقت آرشیو صدا و سیما نیز است. میرزایی از ادای احترام نظامی برخی بازیکنان تیم ملی انتقاد کرد؛ حرکتی که پس از جنگ دوازدهروز و در حمایت از انسجام ملی در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی میان غالب ورزشکاران ایرانی رایج شده بود.
در میانه روزهای مقاومت مردم ایران در جنگ ۱۲ روز—روزهایی که فضای عمومی کشور آکنده از وحدت، همبستگی و حمایت از میهن در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی بود—برنامه «۳۶۰» و شخص عادل فردوسیپور در قبال حمله مستقیم رژیم صهیونیستی به ایران تقریباً واکنش قابل توجهی نشان نداد. با این حال تو اخیرا نسبت به رفتار وحید شمسایی در مسابقات کشورهای اسلامی در عربستان واکنش نشان داد؛ آنجا که شمسایی دست خود را به نشانه ارادت به امام علی (ع) بالا برد. فردوسیپور این حرکت را «برهمزننده وحدت» تعبیر کرد؛ اظهارنظری که از تریبون رسانههایی چون بیبیسی فارسی نیز بازتاب یافت.
اما این نخستینبار نبود که عادل فردوسیپور در مقام مجری یک برنامه ورزشی، رفتاری نزدیک به تفتیش عقاید را متوجه یک چهره ورزشی میکرد. پیش از ماجرای شمسایی نیز، او در یکی از برنامهها علیرضا جهانبخش را صرفاً به دلیل خواندن سرود ملی کشورش و دیدار با رئیسجمهور شهید آیتالله رئیسی با لحنی نزدیک به مواخذه خطاب قرار داده بود.
سلبریتیهای خارجنشین؛ پشیمان اما گرفتار در مواضع ضدایرانی
موقعیت سلبریتیهایی که در اغتشاشات ۱۴۰۱ ایران، همسو با جریانهای ضدانقلاب شدهاند، به قدری متزلزل شده است که برای حفظ جایگاه خود، علاوه بر ابراز پشیمانی از مهاجرت، مجبورند اظهارنظرهای بیشتری علیه جمهوری اسلامی داشته باشند تا بتوانند همچنان در مقام یک سلبریتی مخالف نظام در عرصه رسانهای فعالیت کنند..محمدرضا شفاه، تهیهکننده سینما، نیز در واکنش به ابراز پشیمانی فرخنژاد و دیگر سلبریتیهایی که ایران را ترک کردهاند، موقعیت کنونی آنها را ناشی از تحلیل غلط و ناآگاهی از فضای سیاسی عنوان کرد. به گفته او، این افراد گمان میکردند با خروج از کشور در چنین مقاطعی میتوانند در لیگی جدید و با جایگاهی بالاتر فعالیت کنند.
فرخنژاد؛ از بازیگر نقش مامور امنیتی تا چهرهای علیه امنیت
حمید فرخنژاد، بازیگری که در روزگار نه چندان دور در سینمای ایران فعالیت میکرد، در آخرین تجربه بازیگری خود در ایران پیش از ترک کشور، در سریال «سقوط» نقش یکی از ماموران امنیتی ایران در مقابله با داعش را ایفا کرد. اما در جریان اغتشاشات سال ۱۴۰۱، او ناگهان به چهرهای بدل شد که در مقام سلبریتی اپوزیسیون ایران ظاهر شد و مدتی بعد، کنار پرچم شیروخورشید، به تمجید از رضا پهلوی پرداخت. چند ماه پیش، در گفتوگویی با شبکه ایران اینترنشنال — که در این مدت یکی از اصلیترین تریبونهای مصاحبه و گفتوگو با عوامل رژیم صهیونیستی بود — فرخنژاد ضمن حمایت از حملات اسرائیل به ایران، آن را اقدامی «رهاییبخش» برای ملت ایران خواند؛ حملاتی که صدها نفر، از مردم عادی گرفته تا فرماندهان ایرانی، در اثر آن به شهادت رسیده بودند. اما فرخنژاد در حالی این روزها از حمله اسرائیل به ایران حمایت میکند که خود، پیشتر به دلیل حمله روسیه به اوکراین رفتاری کاملاً متفاوت نشان داده بود. او در ویدئویی که از سوی بیبیسی منتشر شد، اعلام کرد جایزه جشنواره مسکو را به نشانه اعتراض به اقدام نظامی روسیه به آن کشور بازمیگرداند.
او پیش از ترک ایران نیز، در مصاحبهای جنجالی جملهای بر زبان آورد که سر و صدای زیادی به پا کرد: «کل هشتاد میلیون ایرانی فدای پسرم» اما پس از خروج از کشور، به یکباره تصمیم گرفت در مقام مدافع تمامقد مردم ایران آن هم از تریبون رسانههای ضدانقلاب خود را معرفی کند. فرخنژاد بارها تأکید کرده از زمانی که از ایران رفته است، در هیچ فیلمی به کار گرفته نشده است.
برزو ارجمند؛ از سودای فروپاشی ایران تا اعتراف به فروپاشی روانی
برزو ارجمند، بازیگری که پس از فرار از ایران به آمریکا در مواضعی همسو با رسانههایی چون ایران اینترنشنال ظاهر شد، در بهمن ۱۴۰۱ با انتشار ویدئویی مخاطبان را به حضور در تجمعات اعتراضی علیه جمهوری اسلامی فراخواند؛ فراخوانی که بلافاصله از سوی ایران اینترنشنال پوشش و بازنشر داده شد.او که در سال ۱۴۰۰ بهبهانه اجرای نمایش «پازل» همراه با احسان کرمی از ایران خارج شد و پس از آن در سلسله رفتارها و موضعگیریهای رسانهای به یکی از چهرههای فعال اپوزیسیون علیه ایران تبدیل شد.پیشتر، همزمان با روزهایی که حادثه تلخ فروریختن ساختمان متروپل خوزستان کشور را در سوگ فرو برده بود، حضور او در مراسم عروسی ساسی مانکن و انتشار تصاویر رقص و شادیاش با واکنشهای منفی کاربران مواجه شد.
13:59 - 21 آذر 1404