«نیره»؛ دروغ بزرگی که تمام آمریکا برای گفتنش یک دست شد
اشکهای نیره پانزدهساله در کنگره آمریکا ظرف چند ساعت در تلویزیونهای سراسر جهان پخش شد؛ داستانی دلخراش که به ظاهر حقیقت داشت، اما پشت پرده، دسیسهای دقیق و برنامهریزیشده توسط آمریکا و رسانههایش در جریان بود.
خبرگزاری فارس _ گروه رسانه: دو ماه از حملهٔ ارتش صدام به کویت نگذشته بود که در ۱۰ اکتبر ۱۹۹۰ جلسهای توسط «کمیتهٔ حقوق بشر کنگره»، برگزار شد. این جلسه ظاهراً برای ارائه روایتهایی از «قربانیان اشغال کویت» تشکیل شده بود؛ اما هیچکس نمیدانست که قرار است یکی از جنجالیترین صحنههای تاریخ عملیات روانی و سیاست خارجی آمریکا در آن رقم بخورد.در میان حاضرین این جلسه، دختری پانزدهساله به نام نیره پشت تریبون رفت؛ دختری که گریه مجال بیان کلمات را از او میگرفت. با چشمانی سرخ و صدایی لرزان، روایت خود را آغاز کرد و حاضران در سالن را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. او گفت که هنگام کار داوطلبانه در یک بیمارستان کویتی، با چشمان خود دیده است سربازان عراقی نوزادان را از دستگاههای انکوباتور بیرون کشیده و روی کف بیمارستان رها کردهاند تا جان بدهند.
فیلم شهادت ۳ دقیقه و ۳۹ ثانیهای نیره ظرف چند ساعت در شبکههای تلویزیونی آمریکا و سپس در سراسر جهان دستبهدست شد؛ بدون آنکه رسانهها صحت ادعاها را بررسی کنند یا حتی بپرسند او واقعاً کیست. در آن جلسه، هیچ اطلاعاتی از خانوادهٔ نیره منتشر نشد؛ تام لانتوس، نماینده دموکرات کالیفرنیا، به این بهانه که افشای هویت او ممکن است نزدیکانش را در برابر نیروهای صدام به خطر بیندازد، از بیان هویت واقعی نیره طفره رفت.جان آر. مکآرتور، ناشر مجلهٔ هارپرز و نویسندهٔ کتاب «جبههٔ دوم»، دو سال پس از آن حادثه، هویت واقعی نیره—دختر شیخ سعود ناصر الصباح، سفیر کویت در آمریکا—را منتشر کرد. در واقع در جلسهای که نیره شهادت داده بود، پدرش چند صندلی آنطرفتر نشسته و حتی پیش از او سخنرانی کرده بود. اما پدر و دختر طوری رفتار کردند که انگار همدیگر را نمیشناسند. مکآرتور، در مصاحبه با رسانهٔ ایندپندنت دربارهٔ پروپاگاندایی که آن روز تمام حاضران جلسه را متاثر کرده بود گفت:«در جلسه، هیچ روزنامهنگاری نگفت: «نیره، این داستان وحشتناک است؛ من در آستانهٔ گریهام. اما بعد از اینکه نوزادان را روی زمین گذاشتی تا بمیرند، چه کردی؟ کمک خواستی؟ سعی کردی یکی را بلند کنی؟ بعد چه شد؟» ابتداییترین سؤالاتی که هر خبرنگار حرفهای باید میپرسید، پرسیده نشد. نیره موفقیت فوقالعادهای در پروپاگاندا داشت. هیل اند نولتون یک ویدئوی خبری کوتاه درخشان از آن ساخت و در سراسر جهان پخش کرد. در اخبار شب انبیسی بود و میلیونها نفر آن را دیدند. برادرم شهادت نیره را دید و اشک در چشمانش جمع شد. این آغاز کارزار بود. کارزار داشت پا میگرفت.»
هیل اند نولتون، شرکتی که جان آر. مکآرتور به آن اشاره کرده است، در دهه ۱۹۲۰ تأسیس شد و به تخصص در عملیات رسانهای و طراحی کمپینهای بزرگ شهرت داشت. تنها نه روز پس از حمله عراق به کویت، سعود ناصر صباح، سفیر کویت در آمریکا، قراردادی ۱۲ میلیون دلاری با این شرکت امضا کرد.هیل اند نولتون با دقت کامل سخنرانی نیره را تنظیم و آماده کرد. حتی در نسخه مکتوبی که از سخنان او منتشر شد، نیره به یاد نیاورده بود که به ۱۵ نوزاد اشاره کند؛ این شرکت خود آن عدد را به متن سخنان اضافه کرده بود.مکآرتور در کتاب خود، «نبرد دوم»، درباره همکاری بوش با رسانههای آمریکایی و سه مورد کلاهبرداری که برای پیشبرد جنگ خلیج فارس انجام شد، توضیح میدهد. او میگوید هیل اند نولتون ارتباطات بسیار محکمی با کنگره و کاخ سفید داشت و همین ارتباط قوی زمینه تشکیل جلسه «کمیته حقوق بشر کنگره» به ریاست تام لانتوس و جان ادوارد پورتر را فراهم کرد.مکآرتور همچنین انتشار عکسهای جعلی از شکنجههایی که ادعا میشد توسط صدام انجام شده را بخش مهمی از عملیات این شرکت میداند و درباره آن میگوید:«چند ماه پس از پایان جنگ خلیج فارس، وقتی برای کتابم تحقیق میکردم، به دیدن آنچه از «شهروندان برای کویت آزاد» باقی مانده بود رفتم و با آقای ابراهیم، رئیس ظاهری آن سازمان، ملاقات کردم. اولین بار که چیزی مشکوک به نظرم رسید، وقتی بود که او دستهای عکس جنایت بیرون آورد. نگاه کردم و فکر کردم خیلی وحشتناک به نظر میرسد—تصاویری از آدمهایی که تکههای عجیب فلزی در بدنشان فرو رفته بود. خیلی ترسناک بود، اما وقتی دوباره دقیق نگاه کردم، فهمیدم همهٔ آنها مانکن هستند! واقعاً مانکنها را به عنوان قربانیان شکنجه لباس پوشانده بودند.»
اما قضیه چه بود که این خبرنگار گریهها و سخنرانی نیره را پروپاگاندا خطاب کرد؟ پنج ماه بعد از جلسه کنگره، شبکهٔ ABC جان مارتین را به همان بیمارستان فرستاد و مشخص شد که هیچ چیزی از داستان نیره درست نیست. شاید تنها یک نوزاد بهطور اتفاقی از انکوباتور افتاده باشد؛ و این تنها بخش واقعی ماجرا بود.اما زمانی ساختگی بودن این ادعا مطرح شد که دیگر دیر شده بود؛ زیرا در ۱۹ دسامبر ۱۹۹۰، سازمان عفو بینالملل یک گزارش ۸۴ صفحهای دربارهٔ نقض حقوق بشر در کویت اشغالی منتشر کرد. در این گزارش آمده بود: «گفته شده ۳۰۰ نوزاد نارس پس از آنکه سربازان عراقی آنها را از انکوباتورها بیرون کشیدند و دستگاهها را غارت کردند، جان باختند.»این سند، که به سرعت در رسانههای جهانی منتشر شد، به یکی از پراستنادترین دلایل برای جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ بدل شد. در ۹ ژانویه ۱۹۹۱، رئیسجمهور جورج اچ. دبلیو. بوش در نامهای که به روزنامههای دانشگاهی سراسر آمریکا فرستاد، به گزارش عفو بینالملل استناد کرد. در سنای آمریکا، شش سناتور بهطور مشخص در سخنرانیهای خود برای حمایت از قطعنامهٔ اجازهٔ استفاده از نیروی نظامی به این داستان اشاره کردند؛ قطعنامهای که در نهایت فقط با اختلاف شش رأی تصویب شد.به فاصلهٔ سه ماه و هفت روز از گریه و ادعاهای نیره، بزرگترین ائتلاف نظامی علیه صدام پس از جنگ جهانی دوم توسط آمریکا شکل گرفت. در ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱، عملیات «طوفان صحرا» آغاز شد و در چهل روز صدام شکست خورد.
این جنگ در فضایی علیه صدام شکل گرفت که جورج بوش پدر در ده سخنرانی خود به ماجرای نیره استناد کرده بود و از این حربه برای راضی کردن افکار عمومی آمریکا که پس از پایان و شکست در جنگ ویتنام، تمایلی به جنگ نداشت، استفاده میشد.جان آر. مکآرتور همچنین در مصاحبه خود در مورد تاثیرات سناریو ساختگی شهادت نیره گفت:«من کمی حساب کردم و دیدم که نظرسنجیها در دسامبر ۱۹۹۰ و ژانویهٔ ۱۹۹۱، کشور را تقریباً پنجاه–پنجاه بین تحریم و جنگ نشان میداد. اما وقتی رأی نهایی در سنا گرفته شد، با پنج رأی اختلاف به نفع جنگ گذشت. شش سناتور داستان انکوباتور نوزادان را دلیل اصلی رأی خود—نوعی دلیل نهایی و قانعکننده بر تردید اولیهشان برای جنگ—ذکر کردند. چند نفر دیگر که به جنگ رأی دادند گفتند جنایات عراقیها بهطور کلی دلیل خوبی برای جنگ است.»در سال ۱۹۹۲، عزیز ابو حامد، پژوهشگر دیدهبان حقوق بشر، با پزشکان همان بیمارستان گفتوگو کرد. پزشکان تأکید کردند که بخش زایمان بیمارستان حدود ۳۰ انکوباتور داشته است؛ همهٔ دستگاهها سالم و در جای خود بودهاند و هیچ نوزادی از انکوباتور بیرون کشیده نشده بود.پس از انتشار این گزارش، سازمان عفو بینالملل که پیشتر از روایت نیره دفاع کرده بود، موضع خود را پس گرفت.
پس از رسوایی نیره، او ۲۸ سال از انظار عمومی ناپدید شد و تنها در سال ۲۰۱۸، در مراسم درگذشت پدرش، دوباره دیده شد.کارزار روابط عمومی، با همکاری دولت بوش و با طراحیای دقیق و حرفهای که بخش بزرگی از آن جعلی و ساختگی بود، توانست افکار عمومی و کنگره آمریکا را متقاعد کند. مکآرتور توضیح میدهد که دلایل واقعی ورود آمریکا به جنگ بیشتر ژئوپلیتیک، کنترل منابع نفتی و نمایش قدرت پس از پایان جنگ سرد بوده است؛ دلایلی که هرگز به مردم آمریکا گفته نشد، زیرا نمیتوانستند جنگ و پیامدهای آن را بر اساس این واقعیتها توجیه کنند. در اثر این کارزار ساختگی و پس از حمله نظامی آمریکا، تحریمها علیه عراق آغاز شد و در نتیجه، چند صد هزار کودک عراقی به دلیل سوءتغذیه جان خود را از دست دادند.#اعتراف_اجباری_bbc#دروغ_نیره#دروغ_آمریکا#جنگ_کویت#bbcاخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 20:55 - 30 آبان 1404