بابا زشته! میترسی از ۲ تا گلوله؟
نمیدانم بهمنماه بود یا اسفندماه ۹۸، ولی چیزی از شهادت ابرمرد جبهه مقاومت نگذشته بود که ویدیویی از او و در میانه معرکه نبرد منتشر شد و شجاعت مردان ایرانی را به رخ دنیا کشید، حالا اما بعد از ۷ سال، چشمان ترسیده و پاهای به فرار گذاشته مردان جنگطلب فرصت خوبی ساخت تا آن را یک بار دیگر ببینیم.
خبرگزاری فارس ـ کرمان، سکانس اول: راهپیماییست، تجمع است، زن و مرد و کودک و جوان و نوجوان! از همه قشری آمدهاند توی خیابان! فریاد خونخواهی بلند شده و شور استقامت ملی به راه افتاده ... از خیابان کناری ناگهان صدای مهیب انفجار میآید و ستونی از آتش و دود بر میخیزد. ترس؟ نه!! حتی شانههای مردم هم نمیپرد، گره مشتها محکمتر و فریاد اللهاکبر بلند تر میشود. این صحنه در شمال کشور ضبط شده و در تاریخ به یادگار مانده است.
سکانس دوم: به تهران میرویم، به روز قدس! جمعیت هر لحظه بیشتر و بیشتر میشود، مردم و مسوولان گامبهگام پیش میروند تا یک روز خاص را گرامی بدارند، تا چشم کار میکند، جمعیت ایستاده و فریادهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل در صدای جنگندههای دشمن در هم آمیخته شده، یکی از مسوولان کشور در حال مصاحبه است، صدای انفجار از نزدیکی جمعیت بر میخیزد، مردم اما با شعار اللهاکبر جان تازه میگیرند و آقای مسوول بدون اینکه صدایش بلرزد و رشته کلام از دستش خارج بشود، رساتر از گذشته خطونشان میکشد.
سکانس سوم: سری هم به جنوب بزنیم، به میناب، جایی که حامی صادقی در میان آتش و دود، دنبال مادرش میدود تا معلمش را نجات بدهد، گامهای استواری داشته و کسی نتوانسته جلویش را بگیرد، میداند که ممکن است شهید شود، اما میدود و میرود و با موشک دوم رژیم جنایتکار، آسمانی میشود.
این فقط چند سکانس از شجاعت مثالزدنی ایرانیان طی روزهای اخیر است که جهانی را به تحسین واداشته. دنیایی که حالا فهمیده این خاک پهلوانپرور است و تنها فقط حاج قاسم نبود که سر نترسی داشت و شلیک گلوله به سمت خودش را ننگ میدانست و آن را به بازی میگرفت.
خدا رحمت کند فردوسی حکیم را که روزگاری برایمان نوشت: «هنر، نزد ایرانیان است و بس!» این هنر را برخی شجاعت و رزم و دلاوری و جنگآوری تعبیر کردهاند، موضوعی که هر روز و هر لحظه بیشتر به واقعیت نزدیک میشود.برای درک بهتر آن، به ضیافت شام کاخ سفید نگاه کنید!
13:41 - 6 اردیبهشت 1405