تیزپروازان کرمان؛ در آغوش آسمان

نمی‌دانم آسمان به آنها عادت کرده بود، یا خودشان مأمن و مأوایشان را در آن یافتند و تصمیم گرفتند در آنجا بمانند، از همدیگر سبقت گرفتند تا اینکه به خودشان آمدند و دیدند در آسمان هفتم‌اند. یکی‌شان صدایش را بلند کرد و گفت: اینجا چقدر آشناست، روحانی جمعشان جواب داد، ترجمه سوره الرحمن است، انگار!
خبرگزاری فارس ـ کرمان: تیز پرواز بودند و آسمان‌ها جایگاه‌شان، سرشان بالا بود و نگاه‌شان به دوردست‌ها! پسران قهرمان کرمان را می‌گویم، ارتشی‌های نترسی که آسمان را امن می‌کردند تا زمین جای بهتری برای زندگی مردم باشد.نمی‌دانم آسمان به آنها عادت کرده بود، یا خودشان مأمن و مأوایشان را در آن یافتند و تصمیم گرفتند در آنجا بمانند، از همدیگر سبقت گرفتند تا اینکه به خودشان آمدند و دیدند در آسمان هفتم‌اند. یکی‌شان صدایش را بلند کرد و گفت: اینجا چقدر آشناست، روحانی جمعشان جواب داد، ترجمه سوره الرحمن است، انگار!روی زمین اما قصه دیگری داشت، جمعیتی مشکی‌پوش، دور تابوت‌های پرچم‌نشان را گرفته و دردهایشان را فریاد می‌زدند. خانواده‌هایشان در گوشه‌ای از میدان استوار ایستاده‌اند، رنگ‌شان پریده و دهان‌شان خشک شده، اما انگار نگاه نافذ را از فرزندانشان یاد گرفته‌اند، آموخته بودند که سرشان را بالا بگیرند و نگاه‌شان افق روشن را ببیند.
محو صلابتشان بودم که صدای بلندی افکارم را بهم ریخت، محکم روی سر و صورتش می‌زد و بلند بلند گریه می‌کرد. فکر کردم یکی از خانواده‌های شهداست، دستم بی‌اراده روی شانه‌اش نشست و نگاه‌مان در هم گره خورد.خواستم دلداری‌اش بدهم، می‌خواستم بگویم ما همه داغداریم و آتشی سرد نشدنی در وجودمان شعله کشیده که گفت: خانواده این شهدا نیستم اما پدر از دست دادم، امامم را گم کرده‌ام، رهبرم ترکم کرده است. تقصیر من است، اگر لیاقت داشتم اینطور نمی‌شد، اگر خدا دوستم داشت قبل از او مرا می‌برد تا این روزها را نبینم.گریه‌هایش در شعارهای حماسی گره خورد و تشییع شهدای هوانیروز کرمان آغاز شد و میدان آزادی با تلاوت قرآن، زمزمه سرود ملی و رقص پرچم‌ها رنگ وطن گرفت. امام جمعه کرمان اولین سخنران بود، صدایش که از میکروفون پخش شد، مثل همیشه نبود، مرد آرامِ کرمان، لحن اقتدار گرفته و صدایش رساتر شده بود.وقتی شهادت رهبر را به مردم تسلیت گفت، شعاری خودجوش به گوش رسید «رهبر ما زنده است، ترامپ بازنده است» آقای علیدادی‌سلیمانی دستش را بالا برد و‌ صورتش درخشید.او به مردم توصیه‌هایی کرد، می‌گفت: اراده خدا، اراده مردم، اراده نیروهای مسلح و رفتار مسؤولان در پیروزی ما موثر هستند. وی ادامه داد: خداوند با ما است چون ما او را یاری می‌کنیم، مردم در صحنه هستند و نیروهای مسلح عرصه را برای دشمن تنگ کرده و مسؤولان سه قوه هم مورد تایید امام شهید هستند. لذا راه خود را ادامه دهید که پیروزی نزدیک است.
این را هم گفت که باید در راه‌تان ثابت قدم باشید، دشمن شکست خورده و در پی نفوذ و فریب است، نترسد و راه را بر آنها ببندید. تحرکاتی دارند که شب‌های آینده را برای شما تلخ‌تر کنند، مراقب باشید و در خیابان‌ها بمانید.تکبیر‌ها بلند شد و واژه‌های جدید از دهان جمعیت بیرون ریخت که نشان از حماسه‌سازی و حماسه‌سرایی این ملت دارد.ما ذوالفقار حیدریم، منتقمان رهبریم»، «این آخرین پیامه مذاکره حرامه»، «خامنه‌ای رهبر، گشته فدای حیدر» این شعارها بخشی از آنها بود اما چیزی که رنگ نفرت داشت، شعاری دیگر بود، مرگ بر پهلوی، بی‌شرفِ اجنبی ...
13:59 - 14 اسفند 1404

0 بازدید