شکوه یک مزار در شور اربعینیها
این روزها کرمان و مزار سرباز اباعبدالله، اربعین در اربعین است، شور اربعینیها و قلبهای نورانی شده برخی یک طرف گلزار شهدای کرمان را پر کرده و شکوه اربعینِ سروقامتان رشید کرمانی و دلهای سوخته، یک طرف دیگر را!
خبرگزاری فارس ـ کرمان، این روزها که مرزها در تبوتاپ است و جادهها در قرق زینبیون قرار دارد، یادمان نمیرود که چه خونها ریخته شده تا این مسیر نورانی، به روی پروانهها باز بشود و باز بماند.به همین دلیل هم هست که هر کسی راهی میشود، اول به گلزار شهدای شهرش سر میزند و به نیابت از یک شهید، قصد سفر میکند.در همین راستا، گلزار شهدای کرمان غوغاست، دلتنگی امان خیلیها را بریده و به این قطعه مقدس کشانده، بین شلوغیها و روزمرگیها، درست وسط نیمروز و زمانی که آفتاب مستقیمترین حالت تابیدن داشت، خودم را به گلزار رساندم، نه برای اجازه گرفتن و راهی شدن که لیاقتش را نداشتم، برای اربعینِ شهدای جدیدمان رفتم! برای تجلیل از سرو قامتانِ جان داده برای وطن ... برای گرامیداشت یاد و خاطره عزیزکردههای نشسته در جوار حاج قاسم! برای به سینه کشیدن عطر تازه شهادت، رفتم تا راوی چهل روزی باشم که جوانان رشید پایتخت مقاومت، خونشان را برای ایران دادند و مظلومانه برای حفظ پرچم این کشور، رفتند.در فضای آکنده از اقتدار، از قسمت بالایی گلزار کرمان انگار غم دیگری فرو میچکد، بالابلندهای سرافرازی که وقتی روی مزارشان را نگاه میکنیم تا نام و نشانشان را بخوانیم، یا خادمالحسین(ع) هستند، یا خادمالرضا(ع)!
اگر بمبها و موشکهای اسرائیل ریشه زندگیشان را نمیزد، حالا اینطرف گلزار برای خداحافظی و پیادهروی اربعین آمده بودند، اما عاشقی را طور دیگر معنا کرده و در جوار حضرت ارباب، به گونهای دیگر نوکری میکنند.گلزار در این ساعت عجیب شلوغ است، برخی آمدهاند خداحافظی کنند، برخی آمدهاند دعا کنند تا از قافله عشق جا نمانند، برخی هم آمدهاند برای سلامتیِ در مسیر ماندهها و به مقصد رسیدهها دعا کنند.انگار درد دلها دارند تا روی شانههای حاج قاسم بریزند، آرام کردن این روحهای سنگین و این قلبهای آزرده، فقط از دست خودش بر میآید. او آوار برداری از روی جسم و جان را خوب بلد است، آزاد کردن استخوانهای در فشار قرار گرفته از درد جانکاهِ شهادت فرزندان وطن، فقط کار خودش است. کرمانیها با عمق وجودشان درک کردهاند که حاج قاسم چه گوهر ارزشمندی است، اگر مزارش را نداشتیم در این دو سال دوام نمیآوردیم. اگر آغوشش وقت و بیوقت باز نبود و شانههای پهنش برای سرهای سنگینشده و دلهای بیتاب وجود نداشت، این شهر و مردم آن، روزهای دیگری را میگذراند. او حالا با شهدای جدید همینجاست، در خروجی گلزار شهدا تا یک یک زائران را از زیر قرآن عبور دهد و برای سلامتیشان دعا کند. این شکوه و این شور عجیب، میراث حاج قاسم است، کسی که برای این روزها و این لحظات، جوانی داد و در حفظ اعتلای اسلام جان باخت، در این رویداد عظیم، یاد سروقامتان سرافراز کرمانی که اربعینشان به اربعین گره خورده و در رأس آنها حاج قاسم را فراموش نکنیم.
12:10 - 15 مرداد 1404