چه سخت گذشت حسین از علیاکبرش!
عطر علی، اکسیر روزهای سخت و لحظات پر درد حسین بود، با بهانه و بیبهانه محکم در آغوشش میگرفت تا بوی مادرش و جدش را از او استشمام کند و دوباره به زندگی برگردد.
خبرگزاری فارس ـ کرمان، نه از علیاکبر نوشتن آسان است و نه از علیاکبر خواندن، او کسی بود که حسین(ع) با همه ابهت و اقتدارش، در مقابل شهادتش کم آورد و شکست!اگرچه امام عاشوراییان برای هر کدام از شهدای کربلا بویژه عباس(ع) کمرش شکسته بود، اما برای نحوه شهادت علی، خاک روی دنیا ریخت و برای همیشه آن را دفن کرد... پسر ارشد بود و رفیق پدر، از همان روزهایی که به دنیا آمده بود، او را به یاد پدر بزرگ مادریاش میانداخت، هر چه بزرگتر میشد، بیشتر به رسولالله میبُرد، اخلاق و رفتارش با حضرت امین برابر با اصل بود.هر کس علی را میدید، انگار خاتمالنبیین را دیده، ناخودآگاه زیر لب صلوات میفرستاد و قدرت خدا را تحسین میکرد. میگفتند جای فاطمه(س) خالی که پدرش را در قامت نوهاش سیر تماشا کند!عطر علی، اکسیر روزهای سخت و لحظات پر درد حسین(ع) بود، با بهانه و بیبهانه محکم در آغوشش میگرفت تا بوی مادرش و جدش را از او استشمام کند و دوباره به زندگی برگردد.در صحرای کربلا علیاکبر برای حسین یک تنفس عمیق بود، یک روح تازه که هر وقت کم میآورد به قامت بالا بلندش نگاه میکرد و چشم روی چهرهاش میچرخاند!
علی که به میدان رفت، برای کوفیان آشنا آمد، رجزخوانی را که شروع کرد، در چهرهاش دقیقتر شدند که بدانند او کیست که چنین در پس پرده ذهنشان نشسته و یادشان نمیآید.صولت محمدیاش داشت ارادهها را سست میکرد که ناگهان شمشیر روی فرقش نهادند، خون روی چشمهای اسب ریخت و مسیر بازگشت را اشتباه تشخیص داد.اسب، علی را به دل دشمن برد و شمشیر روی آیههای قرآن نشست، محمد ثانی، حدیث تلخ اربا اربا شد و حسین با دیدن پیکرش، همانجا با دنیا خداحافظی کرد.
19:38 - 13 تیر 1404