فرمانده سیزده سالهها!
آمدهاند انتقام زخمهایی را بگیرند که از حضرت حیدر خوردهاند، خون از چشمهایشان میچکد و صدای ساییدهشدن دندانهایشان روی یکدیگر نشان میدهد که چه بغضی از آل علی دارند و چه کینهای از آل محمد! در مقابلشان اما نوجوانیست از نسل همیشه برندهها و از سلاله فاتحان و فائزان ...
خبرگزاری فارس ـ کرمان، قاسم است و فرزندِ پسر ارشد حضرت امیرالمومنین، همان یکهتاز جنگها و فاتح نبردها!هر چند سن و سال کمی داشت، اما رجزخوانیاش میگفت، تیغ دو دماش را از پدر بزرگش به ارث برده و خون علی در رگهایش میجوشد! از تبار حیدر کرار است که در سیزده سالگی، مرد قیام و فتح شده و به نبرد خصم آمده است.یک طرف قاسم بن حسن است و یک لشکر از دشمن در طرف دیگر، نگاهش به دوردستهاست، روی لبخند حضرت مجتبی! نگاه قدردانش را بالا میآورد و میگوید: «ممنون که عمو رو راضی کردی پدر!» وقتی امام چشمهایش را به نرمی روی هم میگذارد و لبخند شیرینی روی لبهایش مینشیند، نبرد قاسم هم آغاز میشود. مثل ماه کامل در صحرای کربلا درخشیده و چشم در چشم پر از کینه هزاران نفری دارد که سالها بغض علی را در سینههایشان پرورش دادهاند.آمدهاند انتقام زخمهایی را بگیرند که از حضرت حیدر خوردهاند، خون از چشمهایشان میچکد و صدای ساییدهشدن دندانهایشان روی یکدیگر نشان میدهد که چه بغضی از آل علی دارند و چه کینهای از آل محمد!در مقابلشان اما نوجوانیست از نسل همیشه برندهها، آقاییست از سلاله فاتحان و فائزان، کسی که نسل در نسلشان آبروی بشریت بوده و در زندگیشان باخت ندادهاند.هیبت علویاش ترس توی چشمهایشان میکارد، لباس بلندی پوشیده و به جای کلاهخود، عمامه گذاشته، چیزی که او را بیش از همیشه شبیه پدرش کرده است، قاسم، حسنوار میجنگد و حسین(ع) برایش وَ إِن يَكَاد میخواند ...ناگهان عرش میلرزد و او محتویات جامی را سر میکشد که برایش احلیمنالعسل است.از عاشورا تا همین حالا، نوخاسته حضرت حسن الگوی نوجوانانی است که نخواستند زیر بار زور و ذلت بروند.
20:37 - 10 تیر 1404