اشکهای دختر کرمانشاهی در گلزار شهدای کرمان
دلم خیلی میخواست به کرمان سفر کنم و سردار را ببینم، حاجقاسم حیف بود، حیف! تا قیامت حیف بود ...
خبرگزاری فارس _کرمان: بهنوش دختر کرمانشاه، روی صندلی سرد محوطه گلزار شهدای کرمان نشسته و از حرص و ناراحتی، پاهایش را تند تند تکان میدهد، شارژ موبایلش تمام شده و نمیتواند به دلخواه خودش عکس بگیرد، از زائران شارژ طلب میکند و از شانس بدش شارژری که به موبایلش بخورد پیدا نمیکند.همین موضوع باب صحبتم با این خانم پرانرژی را باز میکند، او مسافر یک سفر ۵ روزه به کرمان است که ۴ روزش را در راه میگذراند. دو روز مسیر کرمانشاه تا کرمان را طی کرده و دو روز هم طول می کشد تا برگردد.او همه این سختیها را به جان خریده تا مزار حاجقاسم را ببیند، میگفت: تا حالا کرمان نیامده بودم، اما بعد از شهادت سردار خیلی دوست داشتم بیایم و مزارش را ببینم.همه این سالها به همسرم میگفتم بریم کرمان، اما هیچ وقت فرصتش پیش نیامد، تا اینکه چند روز پیش یکی از دوستانم گفت میخوام برم مزار سردار ...از او پرسیدم چهطوری؟ با کی؟ گفت از طرف یک موسسه! شمارهاش را داد تا تماس بگیرم ببینم جا دارد یا نه، زنگ زدم که خوشبختانه توانستم اسمم را بنویسم و راهی بشوم.دلم خیلی میخواست به کرمان سفر کنم و سردار را ببینم، حاجقاسم حیف بود، حیف! تا قیامت حیف بود ...بغضش شکست و اشکش جاری شد، بعد هم گفت از هر چیزی خواستی بپرس، از حاج قاسم نه ... نمیتوانم ادامه دهم ...
17:37 - 12 دی 1403