شاگردی تا ابد برخی اساتید دانشگاه های ایران!؟

حضرت آیت الله خامنه ای در طول سالهای زعامتشان بر جامعه به کررات جوانان را به علم آموزی توصیه کرده اند و از اهمیت علم و رسیدن ایران به قله های علمی گفته اند.یکی از مطالب ارزشمندی که ایشان پیرامون علم آموزی گوشزد کرده اند اینست که ما (ایرانیها) برای رسیدن به قله های علمی از اینکه شاگردی غربیها و دنیا را بکنیم ابائی نداریم اما قرار نیست همیشه شاگرد بمانیم!اما بنظر می رسد برخی اساتید دانشگاه های برجسته ایران چنین توانایی را در خودشان و شاگردانشان نمی بینند و اصرار بر شاگردی غرب و سردمداران کنونی علمی در «بزنگاه علمی بشر در عصر انفجار اطلاعات» دارند.در نمونه اخیری از این دست؛ دیروز (همزمان با سالروز طوفان الاقصی) شفقنا گفتگویش با دکتر کیومرث یزدان پناه، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران را منتشر کرد. ایشان اظهار نظر جالبی درباره خاورمیانه و ایران کرده اند و گفته اند:«کار ایران از پیچ تاریخی گذشته و در یک مسیر سخت و سرنوشت ساز قرار گرفته است. اگر انسداد درونی با انزوای بیرونی با هم ادغام شوند، فرو رفتن ایران در بحران ژئوپلیتیکی قطعی است.»البته آینده ایی که دور نیست درستی یا نادرستی اظهار نظر ایشان را اثبات خواهد کرد.

توپخانه شناختی شفقنا علیه خودی ها در سالگرد طوفان الاقصی

شاید با تاکید بر واژه و صفت «مطلقه» ولایت فقیه بود که برخی در حوزه های علمیه به فکر نسبت و جایگاه «مرجعیت» به عنوان وزن تاریخی شیعه در برابر «رهبر جامعه اسلامی» افتادند و کم کم این بحث های نظری وارد حوزه عمل و جامعه شد.یکی از کنشگریهای این جماعت به عید فطر سال 1399 بر می گردد؛ جایی که نشر رسانه ای نظر سایر مراجع پیرامون عید فطر؛ مسئله تزاحم رابطه «امام و امتی» با رابطه «مرجع و مقلدی» را در سطح یک جامعه واحد نمایان ساخت. شکل گیری اجتماعاتی مذهبی در قالب یک ملت واحد که حاکمیت دینی دارد؛ مسئله ای بر مسائل اجتماعی ایرانیان افزود و این رویه بدون هیچگونه کار فکری منسجم تا به امروز ادامه داشته است.در شرایطی حساس منطقه و در دومین سالروز طوفان الاقصی؛ شفقنا (رسانه منتسب به مرجعیت عراق) مصاحبه ای با یکی از اساتید دانشگاه تهران را منتشر می کند نفس انتشار چنین مصاحبه ای اصلا محل ایراد نیست اینکه این استاد ارجمند هم نظرشان را گفته اند اصلا جای بحث نیست اما زمان انتشار چنین مصاحبه ای و البته با چنین تیتر و مضمونی و صد البته «هدف از این کار» بی شک جای سئوال و پرسش است.این حساسیت رسانه ای وقتی بجا و منطقی بنظر می رسد که روند شفقنا را در طول زمان مدنظر قرار می دهیم.

حمله به جبهه خودی با یک عنوان

جنگ های اخیر در دنیا (جنگ روسیه و اکراین یا جنگ اسرائیل و غزه و حتی جنگ دوازده روزه) در دسته جنگ های شناختی و فرامدرن قرار می گیرند . جنگ هایی که رسانه ها در آن روایتگری و روایت سازی هایی که می کنند اهمیت خاصی دارد گاهی فضای عمومی جامعه را آشفته می کنند و گاهی به دشمن علامت ضعف و ناتوانی ارسال می کنند و محرک آغاز یک نبرد می شوند.در چنین شرایطی و در سالروز طوفان الاقصی چرا شفقنا باید یک مصاحبه با عنوان زیر را در خط خبری اش قرار دهد!؟ اگر «انسداد درونی» با «انزوای بیرونی» ادغام شود، فرو رفتن ایران در «بحران ژئوپلیتیکی» قطعی است. برای مطالعه کامل مصاحبه شفقنا (اینجا ) کلیک کنید. بخش هایی مهم از این مصاحبه را در ادامه خواهید خواند.

کنایه به رهبری با کاربری لفظ پیچ تاریخی

پرسش از شفقنا : برگردیم به مساله ایران. به نظر می رسد ایران در یک پیچ تاریخی قرار دارد از طرفی با بازگشت تحریم های سازمان ملل و فشارهای سیاسی و اقتصادی به نوعی وضعیت معیشت مردم در آینده با چالش هایی روبه رو باشد. از طرفی هم بحث حفظ سرمایه اجتماعی در ایران مطرح است. بحث سرمایه اجتماعی در وضعیت کنونی چه اندازه اهمیت دارد و اساسا چه رویکردهایی باید در نظر گرفته شود؟پاسخ استاد: کار ایران از پیچ تاریخی گذشته و در یک مسیر سخت و سرنوشت ساز قرار گرفته استبه نظر کار ایران از پیچ تاریخی گذشته و در یک مسیر سخت و سرنوشت ساز قرار گرفته است. زیرا از یک سو فشارهای بین المللی بر ایران در حد غیر قابل تصوری افزایش یافته و ایران را در مسیر انزوای ژئوپلیتیکی قرار داده است. از طرفی انگیزه جهانی برای برخورد با ایران تا سطح بالایی افزایش پیدا کرده و همین مساله کار ایران را برای ایجاد گشایش و عبور از این مرحله سخت ناممکن کرده است. وضع فعلی اگر به همین شکل ادامه پیدا کند ایران همانند برخی کشورهای منطقه مثل عراق دو دهه قبل، گرفتار بحران ژئوپلیتیکی خواهد شد. این در حالی است که در داخل نیز دو جریان ایجاد فشار عمد بر مردم و جریان بزرگ تحت فشار در حال ایجاد یک سونامی بزرگ هستند که اگر این انسداد درونی با انزوای بیرونی با هم ادغام بشوند، فرو رفتن ایران در بحران ژئوپلیتیکی قطعی است.نظام سلطه نیز همین را می خواهد تا سرنوشت ایران را تغییر بدهد. تجربیات پیرامونی نیز نشان می دهد این مدل بحران های این چنینی در بازه زمانی کوتاه مدت جواب می دهد اما پیامدهای وسیع آن ممکن است بیش از یک دهه ایران را در ابعاد مختلف درگیر نماید.

آینده، دور نیست!؟

پرسش از شفقنا : فکر می کنید مردم ایران در این مقطع تاریخی و با وجود جنگ ۱۲ روزه که از سر گذراندند در صورت تکرار چنین جنگی، چه واکنش های احتمالی خواهند داشت؟پاسخ استاد : با در نظر گرفتن تمام جوانب امر و شرایطی که در آن قرار گرفته ایم، واقعاً چشم انداز امیدوار کننده ای را برای ایران و مردم ایران نشان نمی دهد و شرایط سیاسی نیز به گونه ای است که امکان اصلاحات عمیق و اثر گذار و متفاوت از گذشته و حال نیز به هیچ عنوان دیده نمی شود. برخی مصوبات عجیب و غریب مجلس در ماههای اخیر نیز دستاویزی برای تشدید فشارها بوده و معلوم نیست چه اراده و انگیزه ای پشت این تصمیم گیری ها وجود دارد! مثل مصوبه حذف چهار صفر پول ملی که اجرای آن ممکن است ستون های حکمرانی را به یکباره از جا بکند. از طرفی دیگر شکاف های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اعتقادی در ایران سر به فلک گذاشته اند و مدل تجویزی، کارایی لازم برای ساماندهی آن به سبک گذشته را قطعا نخواهد داشت.

اساتیدی ناامید و همیشه شاگرد

فضای عمومی دانشگاه ها پر است از همین اساتید غرب گرا، ناامید، دنباله رو غرب و البته همیشه شاگرد که با رویکردها و پیش بینی های غلط شان هم جوانان به عنوان سرمایه های اصلی ایران را ناامید کرده اند و هم جامعه را سردردگم و مضطرب!؟از کوزه همان تراود که در اوست.با این وصف؛ با وجود چنین اساتیدی چه انتظاری از دانشجویان و فضای دانشگاهی ایران داریم!؟سخنان دکتر یزدان پناه از سنخ حرف های نخ نمایی ست که استاد ارجمند جناب آقای متقی در تیرماه پس از جنگ دوازده روزه بیان کردند و آقای یزدان پناه هم به همان اندازه ی آقای متقی نسبت به دانشگاه و جامعه مسئولیت پذیر هستند و البته «مسئولیت ناپذیری»؛ ضعف بنیادینی ست که از فرهنگ عمومی ما به دانشگاه ها سرایت کرده است و با «غرب گرایی» این مراکز علمی و «استکبار» درونی شان پیوندی عجیب خورده است.جناب متقی آن زمان در بخش خبری رسانه ملی مدعی شده بودند: «اسرائیل حداکثر ظرف یک هفته آینده دوباره به ایران حمله می‌کند!؟» نهم تیرماه بود که مطلبی در فارس نوشتم و نسبت به مسئولیت ناپذیری اساتید دانشگاه های برجسته تهران هشدار دادم. البته آن مطلب به ظاهر در نقد جناب متقی بود اما در اصل یک جریان را در دانشگاه ها هدف می گرفت. جریانی که استاد یزدان پناه نیز بنظر می رسد بخشی از آن باشد.مشاهده کنید: فیلم «مصاحبه متقی و ادعای ایشان در تلویزیون»محتوای خبر «تحلیل های بی ملاحظه و بی ملاحظگی تحلیلی (ابراهیم متقی)»

سخن پایانی

در پایان متذکر می شوم بر خلاف آنچه به کررات از سوی روشنفکران و اساتید مطرح می شود؛ مردم از هر صنف با هرگونه سطح تحصیلاتی و هر میزان دینداری به خوبی می دانند که در بزنگاه های مهم تاریخی به حرف چه کسی گوش دهند و چه کاری را انجام دهند.مردم نیازمند قیم در دین و مدیریت زندگی شان نیستند و این صنف هایی که در جامعه موجود است فقط و فقط نمایی از تقسیم کار صورت گرفته در جامعه است و چیزی ورای آن نیست. پندار اشتباهی ست که تصور کنیم برخی صنوف (مثلا اساتید دانشگاه یا اینفلوئنسرها یا مراجع تقلید یا رسانه های جمعی و نوظهور) مرجعیتی خدشه ناپذیر در بین آحاد مختلف جامعه دارند و به همین جهت مردم دنباله رو آنها هستند. این ادعای ذهنی حداقل در عصر انفجار اطلاعات به شدت زیر سئوال است. بهتر است بیش از اینکه به جایگاه و رتبه مان بیاندیشیم به مسئولیت هایمان فکر کنیم.#طوفان_الاقصی#ایران #اسرائیل #امریکا#دانشگاه#رسانه#شفقنا#رهبری#جریان_علمی#علم
11:02 - 16 مهر 1404
سیاست
دانشگاه
حوزه علمیه