ضرورت برنامه ریزی راهبردی ایران برای دمشق اشغالی
دمشق سقوط کرد و ابومحمد الجولانی در نخستین سخنرانی اش به ایران حمله کرد و بشار اسد را متهم کرد که سوریه را بستر فعالیتهای ایران کرده بود. ببینید : ویدیوی سخنان جولانی . واقعیت، تلخ است در میانه جنگ سرنوشت ساز غرب آسیا، عقبه جبهه مقاومت و البته نظام حامی مقاومت در سوریه سقوط کرده است. خیلی ها در ایران به دنبال مقصر می گردند از دولت 14 گرفته تا فرماندهان عالی رتبه سیاسی - نظامی را مورد سرزنش و گاها بازخواست قرار می دهند.مادامی که روس ها با ذکاوت تمام پذیرای اسد هستند تا در روایت پازل گونه از سقوط نظام اسد حتی از تهدید برای خودشان فرصت بسازند ما ایرانی ها با دوقطبی و چند قطبی های کاذب داخلی، در حال تخریب «نقاط قوت و همه سرمایه گذاری های حیاتی مان در سوریه» هستیم.حجم تخریب، کارد را به استخوان خانواده شهدای مدافع حرم رسانده است که پیام دادند.فارغ از همه قصورهای ریز و درشتی که شاید شده باشد واقعیت اینست که امکان حفظ نظام سوریه به هیچ وجه برای ایران مقدور نبود! چه بسا حضور نظامی ایران در سوریه باعث می شد سرمایه های مادی و معنوی امروز را هم از دست بدهیم (به غیر از ملاحظات ایدئولوژیک نظام در وقایع سوریه) بی انصافی در نقد و تحلیل چه برای «نقد ایران و مواضعش» و چه برای «نقد بشار و خاندان اسد»، و چه «نقد ارتش و مردم سوریه» و نشر آنها در رسانه های مختلف بازی در نقشه دشمن است. ایران نیازمند یک برنامه ریزی برای دمشق اشغالی ست. برنامه ریزی که در آن موقعیت تاریخی جهان، رویدادهای بی سابقه منطقه و توان خودمان دیده شود و البته برنامه ای که حتی برای آن شهروند بی حجاب زن در خیابان هم نقش قائل فعال شویم و بیگانه اش نپنداریم از هضم رخدادها تا تحلیل درست و تحقق یک اراده ملی
به حرمت خون شهدا به حرمت خون حاج قاسم یکبار هم شده راست و چپ، اصلاح طلب و اصولگرا، بی حجاب و با حجاب و تمام اغراض داخلی مان را در نقد و رسانه ها کنار بگذاریم تا بتوانیم در میان خون و آتش در غزه و لبنان به درستی و در شأن نام ایران و ایرانی نقش تاریخی خودمان را بازی کنیم.1. رخدادهای منطقه را هضم کنیم.2. میان هزاران تحلیل موجود از چرایی و اسباب و علل رخدادها از شرق اروپا (اکراین) گرفته تا خاورمیانه (غزه،لبنان و سوریه) و شرق آسیا (کودتا در کره جنوبی) به صورت ملی بر یک تحلیل جامع و مانع وحدت کنیم.3.اراده ملی مان به رخدادهای جهان را به انحای مختلف به منصه ظهور و بروز برسانیم و از نظام و حاکمیت مطالبه یک برنامه ریزی راهبردی کنیم که در آن نقش یکایک آحاد مردم،رسانه ها،کارشناسان، دانشگاه ها، فعالان اقتصادی، هنری، سیاسی، اجتماعی و سایر نهادها دیده شود.جهان اگر در میانه های جنگ جهانی سوم نباشد بی شک در آستانه آن قرار دارد. سقوط دمشق به دست تروریست ها با حمایت دولت و ملتی که در جنگ اول بین الملل تحقیر شده است و با رویای عثمانی شدن مجدد به نوعی تلاش می کند آن تحقیر تاریخی را جبران کند. گواه محکمی بر این ادعا ست.همه ایرانیان فارغ از دین، نژاد ، قومیت، طبقه اقتصادی،اجتماعی،سبک زندگی و حتی سلیقه سیاسی یک ویژگی مشترک دارند و آن هم صاحب تمدنی دیرینه بودن است. ایرانیان در هر جای این کره خاکی که باشند می توانند خصیصه تمدنی خودشان را از رهگذر این پیچ تاریخ جهانی احیاء کنند. کلید شخصیت ایرانی آینده با اعمال اراده و تحقق امر ملی اش در ایفای نقش فعال در رخدادهای جهانی برای رسیدن به آینده جهانی رقم می خورد. برنامه ریزی برای آزادسازی دمشق اشغالی دقیقا بایستی از همین جا شروع شود.
از مقاومت سخت تا مقاومت نرم و هوشمند در دمشق اشغالی
سخنرانی جانانه حضرت زینب (س) در کاخ اموی پس از اسارت در واقعه کربلا نشانی از مقاومت نرم و هوشمندانه پس از مقاومت سخت در هم کوبیده شده سید الشهداء در میدان است. از قضا اگر امروز نام حسین بن علی (ع) شده ورد زبان آزادگان عالم و حتی گاندی از آن یاد می کند به سبب مقاومت نرم و هوشمندانه ایی ست که یک زن در تاریخ از خود به یادگار گذاشته است.چقدر امروزمان به گذشته گره خورده و شبیه است : «زن»، «مقاومت»، «جنگ سخت و نرم»، «شکست ظاهری در میدان» و «پیروزی معنوی و اسطوره ای ثبت شده در تاریخ»!؟نگران نباشیم چطور و چگونه قرار است جبهه های مقاومت در لبنان و غزه پشتیبانی شوند، سپاه قدس وظیفه اش را می داند.آنجا که باید فعال باشیم حوزه مطالبه گری بجا از دولت و نظام است:از دولت چهاردهم که یکی از دغدغه هایش شده زن مطالبه کنیم برنامه ای بدهد که زن ایرانی نه فقط حضور فعال اجتماعی داشته باشد بلکه بتواند نقش فعال بین المللی خودش را ایفا کند. راهکار مبارزه با بی هویت کردن زن ایرانی دقیقا تعریف نقش دقیق برای او در مواجهه با جهانی ست که در حال ساخته شدن است.شیرین ابوعاقله ایرانی در ماجرای غزه کیست!؟ از وزارت علوم بخواهیم با این همه امکانات و دانشجو و دانشگاه رشته هایی از علوم اجتماعی مردم منطقه غرب آسیا یا رشته های آکادمیک مشابه در حوزه تاریخ و تمدن ملل غرب آسیا عرضه کنداز دانشگاه های ایران بخواهیم اگر قرار است هویت خودشان را پیدا کنند به تعریف مسائلی بپردازند که مسئله جهان است: عدالت و نقشش در جهان پس از جنگ سوم!؟از وزارت خارجه دیپلماسی فعال عمومی را بخواهیم.از احزاب و جریان های سیاسی بخواهیم در حوزه کنشگری فعالانه امر ملی در رخدادها و وقایع پیش روی منطقه برنامه ارائه کنند و غیره
برنامه مقاومت ایران در سوریه اشغالی
ما ایرانی ها اگر هوشمند و با برنامه باشیم می فهمیم با اشغال سوریه، تازه کارمان شروع شده؛ نه تمام !؟مقاومت ما ایرانی ها بایستی دو جنبه مقاومت سخت و مقاومت نرم را در بر بگیرد. در مورد مقاومت نرم که مفصل تر است و اراده ملی و تحقق امر ملی طلب می کند در مقاله دیگری مفصل صحبت خواهم کرد. اما مقاومت سخت و نزدیک ما در سوریه با تروریست ها و اسرائیل!لزوم حضور سخت ایران در میدان سوریه:یکسال و اندی از طوفان الاقصی می گذرد و سوریه بنا به دلایل گوناگون تحرک خاصی در مواجهه مستقیم با اسرائیل نداشته است و ایران با علم به اینکه یک حکومت فراگیر -علیرغم همه مشکلاتش بر سوریه حاکم است - در میدان سوریه بهره موثری از حضور فیزیکی اش احیانا بجز پشتیبانی لجستیک از مقاومت نبرده است. در تمام مدت حاکمیت اسد دست و بال ایران و نیروهای مقاومت حاضر در سوریه در مواجهه با اسرائیل بسته بوده است. حالا که سوریه وارد دالان تاریک شده است و تروریست ها حاکم شده اند سهم خواهی های تروریست ها و بازیگران بین المللی اوج می گیرد، ایران فقط باید شکل حضورش را تغییر دهد. به جای اینکه حضور قابل رویت و ملموس داشته باشد حضور شبه وار اما موثر در معادلات سوریه و حتی منطقه داشته باشد. بی شک زدن مواضع نیروهای ایرانی و مقاومت وقتی مواضع مشخص و ثابتی ندارند سخت تر از قبل خواهد بود.علاوه بر مقابله با اسرائیل از خاک سوریه؛ تاسیس مقاومت سوریه (برای حفظ استقلال، هویت و یکپارچگی ) ماموریت دیگری ست که می تواند سرلوحه کار سپاه قدس باشد. نیروی مقاومت سوریه می تواند طیف وسیع از سوری ها را شامل شود: از نظامیان ارتش اسد گرفته تا مردم عادی کوچه و بازار و حتی معارضین معتدل دولت اسد #ایران #سوریه #مقاومت#ترکیه#امریکا 15:42 - 19 آذر 1403