زوج چهره سال هنر انقلاب ۲۲۷ شب است که قلم میزنند و رنگ میپاشند
کودکی نقاشیاش را از روی میز برمیدارد و به جمعیت میپیوندد؛ کودکی دیگر جای او مینشیند و پشت میز، محسن فرجی خط میکشد و همسرش فاطمه گودرزی رنگ میزند؛ این تصویر، بیش از 200 شب است که در موکب هنر و رسانه قم تکرار میشود؛ از ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون.
خبرگزاری فارس – قم: برگهای از پشت میز به دستهای کوچک کودکی میرسد؛ کودک نقاشیاش را بالا میگیرد، لبخند میزند و در رفتوآمد جمعیت گم میشود؛ چند قدم آنطرفتر، نوجوانی دیگر چشمبهراه است تا نوبت او برسد.این صحنه در تقاطع خیابان فردوسی و بلوار صدوقی قم، ۲۲۷ شب است که تکرار میشود؛ جایی که موکب هنر و رسانه از ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ برپا شده و هنرمندان، در دل اجتماعات شبانه، هنرشان را به میدان آوردهاند.چراغهای ریسهای و چادر سیاه موکب، فضای ثابتی در دل اجتماعات شبانه مردم ایجاد کرده است و جمعیت دور میزهای کار حلقه زده؛ کودکان چشم به دست هنرمندان دوختهاند و بعضی با پرچم ایران نقشبسته بر گونههایشان، برای تماشای نقاشیها جلو میآیند؛ یکی برگهای با خود میبرد، دیگری پرچمی میخواهد و کودکی پشت میز مینشیند تا خودش رنگی به کاغذ بزند.در این جمع، نقاشی، خوشنویسی و کاریکاتور در کنار آمادهسازی پرچم و پلاکارد پیش میرود؛ جایی که استاد مسعود نجابتی از روزهای نخست همراه موکب بوده و استاد مسعود شجاعی، کاریکاتوریست قمی، نیز در این شبها در جمع هنرمندان حضور داشته است.
در میان این هنرمندان، محسن فرجی، طراح و تصویرگر با حدود ۱۵ سال سابقه در هنرهای تجسمی، و همسرش فاطمه گودرزی، دانشآموخته طراحی لباس و هنرمند نقاش، از اولین روز برپایی موکب تا امروز کنار هم حضور داشتهاند؛ یکی خط میکشد و دیگری رنگ میزند.
همراهی آنها به میزهای موکب شبانه محدود نماند و روزها نیز به منازل و اماکنی میرفتند که هدف حملات موشکی قرار گرفته بود و با نقاشی و تصویرگری، یاد شهدا را بر دیوارهای آسیب دیده آن ثبت میکردند.
از سوگ تا حضور شبانهاستاد فرجی از روزهایی میگوید که خبر شهادت رهبر انقلاب، حالوهوای دیگری به کار و زندگیشان داد؛ از دیدار دوباره با دوستی که خاطره آخرین دیدار رهبر شهید با مردم قم را برایشان زنده کرد: «وقتی همدیگر را دیدیم، آن خاطره مجسم شد و بعد از چند روز دوتایی توانستیم گریه کنیم.» مکثی میکند و ادامه میدهد: «در مورد حضرت آقا انگار جنسش، جنس داغ امام حسین(ع) است که سرد نمیشود.»با آغاز تجمعهای شبانه مردم، ایده برپایی موکب هنر و رسانه نیز مطرح شد؛ هنرمندان قمی ابتدا در حوزه هنری شابلون، پلاکارد و پرچم آماده میکردند و بعد فعالیتشان به حضور شبانه زیر پل فردوسی رسید؛ فرجی میگوید بهجز چند شب که بیماری یا اتفاقی خاص مانع حضورش شده، در این ۲۲۷ شب در موکب حضور داشته؛ حضوری که آن را روزی و توفیقی برای خود میداند.
فاطمه گودرزی نیز از نخستین روزهای برپایی موکب در ماه رمضان، در کنار همسرش حضور داشته و برای حاضران در تجمعهای شبانه نقاشی میکشیده است؛ فعالیت او بهتدریج از الگوبرداری از آثار استادان فراتر رفت و شعارنویسی و کاریکاتور را هم دربر گرفت. او از طرحهایی میگوید که با پیشنهاد و شوخی کودکان شکل میگرفت؛ از جمله کاریکاتورهایی با موشکی که از شکم ترامپ بیرون میآمد.گودرزی این حضور در موکب را شبیه خدمت در هیئت میداند؛ خاطرهای که از چایریختن در هیئت محلهشان در شبهای محرم با خود آورده است: «من این موکب که میآیم، حس هیئت دارم؛ چون شبهای محرم توی مسجد محلهمان هیئت داشتیم و من آنجا چایریز بودم، حس خدمت به اهل بیت(ع)؛ دوست دارم اول وقت بیایم، حضورم پررنگ باشد.»
شبی که موشکها از آسمان گذشتندیکی از خاطراتی که فرجی از این شبها به یاد دارد، به لحظهای برمیگردد که کار رو به پایان و خیابان ساکت شده بود و هنرمندان خسته، پس از جمعوجورکردن وسایل، دور هم چای مینوشیدند.چراغها خاموش شده بود که چند موشک از آسمان بالای سرشان گذشت؛ جمع از جا بلند شد و چشمها به آسمان دوخته شد، فرجی از شور ناگهانی آن لحظه میگوید: «آخر شب شلیک از بالای سرمان... خیلی خوب بود؛ خستگی ما در رفت. بچهها یک دفعه چنان شور و حرارتی گرفتند که تا صبح دوباره میتوانستند ادامه دهند.»بااینحال، ذهن فرجی از میز کار موکب فراتر میرفت؛ او به نیروهایی فکر میکرد که در سرما و خطر، درگیر مسئولیتی سنگینتر بودند: «همش تو فکر این بودم که این بچههایی که پای لانچر هستند و بچههای نیروهای امنیتی و نظامی چقدر دارن برای مبارزه با دشمن تلاش میکنن؛ ما اینجا پشت میز نشستهایم و قلم میکشیم؛ آنها آنطرف در سرما و خطر ایستادهاند. اگر آنها میتوانند، من هم باید بتوانم.»در همان روزها، یکی از کاریکاتورهای فرجی درباره آتشبس در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد. به گفته او، حتی شبکههای معاند هم آن را بازنشر کردند. روحانیای از موکبهای اطراف پس از دیدن اثر، جملهای به او گفت که در خاطرش ماند: «ثواب بیست سال روضهخوانیام را با این کاریکاتور عوض میکنم.»
از پلاکاردنویسی تا نقاشی کودکانفعالیت موکب در طول این شبها شکلهای تازهای به خود گرفته است و کنار پرچمها و پلاکاردها، نقاشیهای هنرمندان قرار گرفته و فضایی برای کودکان فراهم شده تا خودشان دست به قلم شوند. گاهی هنرجویان و علاقهمندان هم میآیند تا روند شکلگیری آثار را از نزدیک ببینند؛ کتیبهای بزرگ با طراحی استاد مسعود نجابتی و تصویرگری فرجی، نمونهای از همکاری هنرمندان در این جمع است.
گودرزی میگوید در ابتدا تصور میکرد حضورش پس از ۴۰ روز به پایان برسد؛ اما با ادامه فعالیتها، تصمیمش برای ماندن هم پابرجا ماند: «ما کل شرط بودنمان را بر حرف رهبر انقلاب گذاشتیم؛ گفتیم اگر موکب هم جمع شود، ما در این موکب زندگی میکنیم و کماکان ادامه میدهیم.»این بانوی هنرمند قمی از کودکانی میگوید که قبل از آغاز تجمعات شبانه متولد نشده بودند؛ ولی حالا چندماههاند و راه میروند؛ بعضی از آنها در آغوش خانوادههایشان به این محل میآیند و بعضی دیگر از آغوش پدر و مادر پایین گذاشته میشوند و قدمهای لرزانشان را میان میزهای نقاشی برمیدارند.
مادری که برای فرزندش نقاشی گرفته، از علاقه کودک به آمدن دوباره میگوید.مردی هم که پرچمی برای یک محفل مذهبی برداشته، نگاهش به کار هنرمندان را اینطور بیان میکند: «اینها فقط نقاشی نمیکشند. دارند عملاً نشان میدهند که ما هستیم.»
استاد فرجی به گفتوگوی خود با یکی از نیروهای حزبالله لبنان اشاره میکند که گفته بود: « وقتی سید حسن بود، همه اتکای ما به ایشون بود. میگفتیم اگه ایشون نباشه، دیگه تمومه. الان چندین ماهه بدون سید حسن داریم ادامه میدیم.»این استاد هنرمند قمی این حرف را نشانهای از ظرفیت بالای مردم برای ادامهدادن میداند: «همین جمله کافی است که بفهمی این مردم چه ظرفیتی دارند. ما فکر میکردیم بدون حضرت آقا توان ادامه دادن نداشته باشیم؛ حالا چندین ماه است که ایستادیم و در برابر دشمن مقاومت میکنیم.»او این شبهای موکب را از متفاوتترین فصلهای زندگی خود میداند: «برای من خاصترین ایام زندگیام تا الان بوده. امیدوارم اگر زنده باشیم و بخواهیم برای فرزندانمان این شبها را تعریف کنیم، بتوانیم بگوییم که بودیم.»روی میز، کاغذ دیگری قرار میگیرد؛ دستی قلم برمیدارد و کودکی چشمبهراه میماند تا نقاشیاش تمام شود و پشت میز، هنرمندان همچنان مشغول کارند؛ کودکان برای گرفتن نقاشی یا نشستن پای میز، نوبت میگیرند.فاطمه گودرزی تصویر آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر انقلاب، را در دست میگیرد؛ از او میپرسم این حضور شبانه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. نگاهش به تصویر است و پاسخ میدهد:«تا هر وقت که لازم باشه و رهبرمون اجازه بده...»
15:57 - 22 مهر 1405