تعلیم و تعلم عبادت است! بله عبادت است شکی نیست. اما چیدمان این دو کلمه تعلیم ، تعلّم به این صورتِ نوستالوژیک بیشتر برای حفظ وزن و آهنگ و روان شدن جمله تعلیم و تعلّم عبادت است بر روی زبان است. فکرش را بکنید پشت دفترهای چند دهه قبل مینوشتند تعلّم و تعلیم عبادت است. میبینید؟ وزن و آهنگش به پای تعلیم و تعلّم... نمیرسد. آن روزها وقتی این جمله را از پشت دفترهای مدرسه مان میخواندیم نه میفهمیدیم تعلیم یعنی چه نه تعلّم؟ هیچ معلمی هم همت نکرد معنی این دو کلمه تعلیمآموزش و تعلّمپرورش را برایمان بگوید. البته منظورم معنای کلی و عبادت بودن این دو واژه نیست بلکه مقصود حرفم اینست که همین توجه صرف به حفظ آهنگ یک جمله چه مشکلاتی را برایمان بوجود آورد. نمیدانم از چه زمانی شاید از همان ابتدای ورود سیستم مدرسه به کشورمان بود که توجه و تمرکز بیشتر از آنکه به پرورش یا همان تعلّم باشد به سمت آموزش یا تعلیم روانه شد. تلاش شد یک بچه مدرسه ای یاد بگیرد و آموزش ببیند، طوطی وار مطالب را وارد ذهنش کند و همان را به زبان بیاورد و اگر با یک چالش علمی جدید مواجه شد همان جا ذهنش قفل کند. بگذارید با یک مثال تفاوت تعلیم و تعلم را بهتر برایتان روشن کنم. یک بچه مدرسه وقتی وارد مدرسه میشود تا پایان دوره مدرسه علوم مختلف مانند ادبیات، دینی، ریاضیات، علوم، تاریخ، زیست، فیزیک، شیمی و ... یاد میگیرد و بقول خودمان تعلیم میبیند. همین فرد با ورود به جامعه با چالش های مختلف مواجه میشود که غالب آن ها واکنش ها تربیتی و پرورشی است. فرض کنید میخواهد دوست انتخاب کند، ازدواج کند، امرار معاش کند، فرزند تربیت کند، گفتگو کند، در خیابان و کوچه و بازار با مردم حشر و نشر داشته باشد. قبول دارید بیشتر کارهای روزمره ما همین چند موردی بود که گفتم؟ اگر نگوییم 100 درصد اما غالب رفتارهای ما را تشکیل میدهند. گاهی میبینیم دو نفر با هم گلاویز شده اند، چند نفر به هم توهین میکنند، یک زوج جوان در حال متارکه هستند، خیابانی از شدت بی نظمی راننده ها قفل شده است، معبر یا منظره ای مملو از زباله شده است. همه این ناهنجاری ها و بی نظمی ها نتیجه توجه به تعلیمآموزش و کم لطفی نسبت به تعلمپرورش است. بنظر شما یک انسان اجتماعی با تبحر در معادلات دیفرانسیل میتواند از وقوع مشاجره با یک دوست جلوگیری کند. یا می تواند با دانستن تاریخ تولد فلان شاعر مانع از فروپاشی کانون زندگی مشترک با همسرش شود؟ البته دانستن علوم مختلف از امور مهم جامعه است. دانستن علوم زیستی، پزشکی، فنی و مهندسی باعث رشد و ترقی و ایجاد رفاه اجتماعی می شود ولی مسئله اهم یک جامعه نیست. اصلا بیایید از یک زاویه دیگر به قضیه نگاه کنیم. فرض کنید در سال 1 میلیون نفر با مدرک دیپلم فارغ التحصیل می شوند. آیا نیاز هر ساله جامعه 1 میلیون نفری است که همگی میخواهند دکتر و مهندس شوند؟ طبق گزارش ها سیستم آموزشی کشور ژاپن یکی از کارآمدترین سیستم های جهان است اگر نگاهی به سازوکار این سیستم آموزشی بیاندازیم میفهمیم شاید از مهمترین علت های پیشرفت این کشور همین سیستم آموزشیست. گفتنیست در کلاسهای اول و دوم آموزش زبان ژاپنی، ریاضیات، مهارتهای زندگی سیکاتسو، ترکیبی از علوم و مطالعات اجتماعی، موسیقی، هنر نقاشی و صنایعدستی، تربیتبدنی، اخلاق dotoku و فعالیتهای ویژه tokubetsu katsudo مانند فعالیتهای خانهداری و غیره آموزش داده میشود. در کلاسهای سوم و چهارم، مطالعات علمی و اجتماعی جایگزین سیکاتسو میشود و sogoteki na gakushu مطالعات یکپارچه به برنامه درسی اضافه میشود. در کلاسهای پنجم و ششم، اقتصاد در خانه پختوپز، دوخت و غیره آموزش داده میشود. دانشآموزان ژاپنی هنرهای ژاپنی مانند شودو و هایکو را نیز آموزش میبینند. هایکو نمونهای از اشعار ژاپنی حدود 400 سال پیش است. فعالیتهای ویژه مدارس و آماده شدن برای مراسم مدرسه نیز بر توسعه شخصیت، تلاش و همکاری گروهی میافزاید. به این ترتیب میبینیم که عمده برنامه های یک مدرسه ژاپنی مربوط به علوم اجتماعی و تربیتی است.بلعکس در ایران برنامه های آموزشی مدرسه تبدیل به یک مسابقه برای کسب نمره بالاتر و البته مافیای کلاس ها و کتاب های کمک اموزش شده است. تا جایی که وزیر آموزش و پرورش هم میگود زور ما برای مقابله با این مافیا نمیرسد!