هرمز؛ معادلهای که بدون ایران حل نمیشود
گاهی یک ملت لازم نیست برای اثبات قدرتش، مدام از پیروزی حرف بزند؛ کافی است ببینیم طرف مقابل برای رسیدن به خواستهاش تا کجا مجبور به فشار آوردن است.این روزها یکی از روشنترین مصادیق، تنگه هرمز است.آمریکا حالا کار را به جایی رسانده که از «کنترل کامل» هرمز سخن میگوید و حتی از احتمال تبدیل آن به قلمرو آمریکا حرف میزند.
اما واقعیت میدان با ادعاهای سیاسی فرق دارد.اگر هرمز مسئلهای حلشده و تحت اختیار آمریکا بود چرا هنوز یکی از اصلیترین محورهای رایزنیها و فشارهای سیاسی همین تنگه است؟چرا بازگشت جریان عادی کشتیرانی، همچنان نیازمند تعیین تکلیف با ایران است؟اینجاست که باید معنای یک «مصداق پیروزی» را فهمید.پیروزی فقط تصرف یک نقطه یا انتشار یک خبر نظامی نیست. هرمز فقط یک خط آبی روی نقشه نیست؛ بخشی از ژئوپلیتیک ایران است و سالهاست قدرتهای جهانی اهمیت آن را بهتر از بسیاری از ما فهمیدهاند.امروز، با وجود تمام فشارها، تهدیدها و ادعاها هنوز کسی نمیتواند درباره آینده هرمز تصمیم نهایی بگیرد و ایران را کنار بگذارد. حتی بحثهای مربوط به بازگشایی این آبراه نیز همچنان حول موضع و شروط ایران میچرخد.این یک مصداق پیروزی است! نه برای آنکه خیال کنیم کار تمام شده،...بلکه برای اینکه بدانیم ایران هنوز در جایگاهی ایستاده که دیگران برای تغییر معادلهاش ناچارند با خودِ ایران طرف شوند .
00:32 - 17 اوت 2026