علیالطاهر؛ ارتفاع استراتژیکی که اسرائیل برایش دروغ گفت
تپه علیالطاهر دیگر تنها یک ارتفاع در جنوب لبنان نیست، بلکه به یکی از مهمترین گرههای راهبردی نبرد در این منطقه تبدیل شده است. اصرار رژیم صهیونیستی بر تصرف این محور و مقاومت بر حفظ آن، نشان میدهد سرنوشت این نبرد میتواند آینده حضور نظامی دشمن در شمال رود لیتانی و بخشی از موازنههای میدانی و سیاسی منطقه را رقم بزند.
گروه تحلیل بینالملل: بامداد شنبه، رژیم صهیونیستی مدعی شد نیروهایش تپه راهبردی «علیالطاهر» در جنوب لبنان را به تصرف درآوردهاند؛ ادعایی که بهسرعت و بهطور رسمی توسط حزبالله تکذیب شد. با روشنتر شدن تحولات میدانی نیز مشخص گردید این ادعا بیشاز آنکه بازتاب واقعیت میدان باشد، بخشی از جنگ روانی و تبلیغاتی رژیم برای القای برتری و تأثیرگذاری بر افکار عمومی و روند تحولات سیاسی بوده است.اما این پرسش همچنان باقی است که چرا اسرائیل درست در آستانه نشست هیئتهای لبنانی و اسرائیلی برای بررسی توافق، چنین ادعایی را مطرح کرد؟ تپه علیالطاهر چه جایگاهی در معادلات نظامی جنوب لبنان دارد که اسرائیل تلاش کرد آن را بهعنوان یک دستاورد راهبردی معرفی کند؟ پاسخ به این پرسشها، اهمیت واقعی این ارتفاع و نقش آن در موازنههای میدانی و سیاسی جنوب لبنان را آشکار میکند. علیالطاهر؛ ارتفاعی فراتر از یک موقعیت جغرافیاییاهمیت تپه علیالطاهر از موقعیت ممتاز و اشراف عملیاتی آن بر بخش گستردهای از جنوب لبنان ناشی میشود. این تپه بر شهر نبطیه، محورهای ارتباطی شرق و جنوب لبنان و مسیرهای تحرک نیروهای زمینی اشراف دارد و بههمین دلیل، امکان دیدهبانی، هدایت آتش و رصد تحرکات میدانی را فراهم میسازد. در نبردهای زمینی، بهویژه در مناطق کوهستانی، چنین ارتفاعاتی نقشی فراتر از یک عارضه طبیعی دارند و به نقاطی تعیینکننده در مدیریت عملیات و کنترل میدان تبدیل میشوند. اهمیت این ارتفاع با جایگاه راهبردی شهر نبطیه نیز پیوند خورده است. نبطیه، بهعنوان دروازه ارتباطی میان محورهای جنوب لبنان و مناطق داخلی این کشور، از موقعیتی ژئوپلیتیکی و عملیاتی برخوردار است و در عین حال، یکی از مهمترین پایگاههای مردمی مقاومت به شمار میرود. این شهر در دوران اشغال جنوب لبنان و همچنین پس از آزادسازی سال ۲۰۰۰، نقشی مؤثر در تحولات میدانی و سیاسی جنوب لبنان ایفا کرده است. از همین رو، ارتفاعات مشرف بر نبطیه، بهویژه تپه علیالطاهر، علاوه بر ارزش نظامی، از جایگاهی نمادین و راهبردی نیز برخوردارند و هرگونه تحول در این محور، فراتر از یک جابهجایی تاکتیکی، بر معادلات میدانی جنوب لبنان تأثیر میگذارد.
چرا رژیم صهیونیستی بر تصرف این ارتفاع اصرار دارد؟برای اسرائیل نیز علیالطاهر تنها یک هدف تاکتیکی نیست. اشغالگران این ارتفاع را کلید ایجاد یک «سرپل» عملیاتی در شمال رود لیتانی میدانند؛ منطقهای که میتواند امنیت خطوط تدارکاتی و استمرار حضور نیروهای متجاوز را تضمین کند.پس از ناکامی در محورهای حجیر، سلوقی، زوطر، یحمر و غندوریه، اسرائیل تلاش کرد با انتقال مرکز ثقل عملیات به محور خردلی، ارنون و کفرتبنیت، شکستهای پیشین را جبران کنند. هدف نهایی این تغییر آرایش نیز دستیابی به ارتفاعات علیالطاهر و ایجاد واقعیتی جدید در میدان بود.اما باقی ماندن این ارتفاع در اختیار مقاومت، نیروهای اشغالگر مستقر در اطراف ارنون و قلعه شقیف را در معرض انزوا و فرسایش مستمر قرار داده و هرگونه حضور آنان در شمال لیتانی را به حضوری ناپایدار و پرهزینه تبدیل کرده است.
شکست پروژه اشغال در میدانمقاومت با اتکا به شناخت دقیق زمین، طراحی کمینهای مرکب، بهرهگیری مؤثر از موشکهای هدایتشونده، پهپادهای رزمی و اجرای جنگ فرسایشی، تمامی تلاشهای ارتش اسرائیل برای تصرف محور علیالطاهر را ناکام گذاشت و مانع از تثبیت هرگونه حضور میدانی دشمن در این منطقه شد.ارتش اسرائیل طی شش مرحله عملیات گسترده کوشید خود را به ارتفاعات علیالطاهر برساند، اما هر بار با مقاومت سرسختانه رزمندگان مقاومت روبهرو شد؛ نبردی که بیش از ۸۰ کشته و زخمی در میان افسران و نظامیان ارتش اسرائیل بر جای گذاشت. افزایش تلفات در میان افسران نشان میدهد ارتش اسرائیل ناچار شده هدایت عملیات در این منطقه را شخصاً به فرماندهان میدانی بسپارد و آنان نیز شخصاً در خطوط مقدم نبرد حضور داشته باشند؛ واقعیتی که از دشواری مأموریت و بنبست عملیاتی رژیم در این محور حکایت دارد.
علیالطاهر؛ نماد پیوند میدان و بازدارندگیتحولات این محور نشان داد که نبرد علیالطاهر تنها بر سر یک ارتفاع نیست، بلکه آزمونی برای آینده حضور نظامی رژیم صهیونیستی در شمال لیتانی است و تا زمانیکه این ارتفاع در اختیار مقاومت باقی بماند، تثبیت هرگونه حضور پایدار برای اشغالگران با هزینههای سنگین همراه خواهد بود.از سوی دیگر، این نبرد نشان داد که میدان همچنان تعیینکننده اصلی روندهای سیاسی است. هرگاه مقاومت بتواند ابتکار عمل را در میدان حفظ کند، دشمن ناگزیر خواهد شد واقعیتهای جدید را در عرصه دیپلماسی نیز بپذیرد.
نتیجهگیرینبرد علیالطاهر، بیش از آنکه نبردی بر سر یک ارتفاع باشد، رویارویی دو راهبرد متقابل است؛ راهبرد اشغالگری که میکوشد با تصرف گرههای کلیدی، حضور خود را در جنوب لبنان تثبیت کند و راهبرد مقاومت که بر فرسایش دشمن، جلوگیری از تثبیت اشغال و حفظ موازنه بازدارندگی استوار است.واقعیتهای میدانی نشان میدهد اسرائیل، با وجود برخورداری از برتری هوایی، پشتیبانی گسترده آمریکا و حجم بالای آتش، نتوانسته پروژه تثبیت اشغال در محور علیالطاهر را محقق کند. در مقابل، مقاومت با اتکا به شناخت زمین، تجربه رزمی، ابتکار عملیاتی و اراده رزمندگان خود، این ارتفاع را به یکی از مهمترین نمادهای شکست راهبرد نظامی دشمن تبدیل کرده است. از این رو، سرنوشت علیالطاهر تنها سرنوشت یک ارتفاع نیست، بلکه بخشی از آینده موازنه قدرت در جنوب لبنان و یکی از شاخصهای اصلی موفقیت راهبرد مقاومت در برابر پروژه اشغالگری به شمار میرود.
13:18 - 7 تیر 1405