اعتراف جنگطلبهای آمریکا به توهم پیروزی ترامپ بر ایران
اذعان رابرت کیگان و تئوریسینهای ارشد جناح جنگطلب در واشنگتن به اشتباه محاسباتی ترامپ در ورود به جنگ با ایران، نشاندهنده فروپاشی اجماع نخبگان سیاسی آمریکا بر سر گزینه نظامی علیه تهران است. این اعتراف صریح، فراتر از یک مخالفت حزبی، به معنای پذیرش رسمی بنبست راهبردی آمریکا در خاورمیانه و تغییر موازنه قدرت به سود ایران در منطقه است.
گروه تحلیل بینالملل: اعتراف رابرت کیگان، نظریهپرداز برجسته و از معماران فکری مداخلهگرایی نظامی آمریکا، مبنی بر اینکه «علت» تروریسم معاصر مداخلات واشنگتن بوده است، یک اظهار نظر ساده نیست؛ بلکه اعلام رسمی شکست پروژهای است که سه دهه هزینههای جبرانناپذیری بر نظم بینالملل تحمیل کرد. کالبدشکافی یک اشتباه استراتژیک: پارادوکس امنیتدر دوران پس از ۱۱ سپتامبر، دکترین نومحافظهکاری بر پایه این فرض بنا شد که ایالات متحده به عنوان «قدرت استثنایی»، وظیفه دارد از طریق قدرت سخت، نظم لیبرال را به قلب خاورمیانه صادر کند. اما فکتهای میدانی نشان داد که این رویکرد به «پارادوکس امنیت» منجر شد. مداخله نظامی در عراق (۲۰۰۳) نه تنها ثبات ایجاد نکرد، بلکه با فروپاشی ساختارهای دولتی، خلاء قدرتی ایجاد کرد که به ظهور داعش انجامید. کیگان اکنون به واقعیتی اذعان دارد که منتقدان ساختاری چون «سوزان سانتاگ» در سال ۲۰۰۱ بابت آن تکفیر شدند: «دشمنی با آمریکا به خاطر ارزشهای فرهنگی غرب نیست، بلکه واکنشی به هژمونی نظامی ایالات متحده در جغرافیای اسلامی است.» هزینههای مادی و فرسایش اعتبار بینالمللیبر اساس دادههای پروژه «هزینههای جنگ» دانشگاه براون، ایالات متحده بیش از ۸ تریلیون دلار در جنگهای پس از ۲۰۰۱ هزینه کرده است. این سرمایهگذاری عظیم نه تنها به اهداف دموکراتیک مدنظر کیگان و همفکرانش دست نیافت، بلکه منجر به کشته شدن صدها هزار غیرنظامی و آوارگی میلیونها نفر شد. نکته راهبردی در اینجا «هزینه فرصت» است؛ درحالی که واشنگتن در باتلاقهای خاورمیانه مشغول «ملتسازی» شکستخورده خود بود، چین با تمرکز بر توسعه اقتصادی و نفوذ نرم، توازن قدرت را در شرق آسیا تغییر داد. اعتراف کیگان به اینکه جنگ با ایران یک «فاجعه استراتژیک» است، تاکید میکند، ترامپ از درک این نکته مهم عاجز بود که دریابد، ورود به جنگ با ایران و مهمتر از آن ادامه آن، مسیر قدرتگیری هرچه بیشتر روسیه و چین را در نظام بینالملل هموارتر میکند. بنبست پاسخگویی در ساختار نخبگانییکی از کلیدیترین نکاتی که رابرت کیگان به آن اعتراض میکند، مصونیت سیستماتیک نخبگان جنگطلب از بازخواست است. افرادی چون «چارلز کراتهامر» و «تونی بلر» که با تکیه بر فکتهای جعلی (مانند سلاحهای کشتار جمعی عراق) جهان را به کام جنگ کشاندند، هرگز با هزینهی سیاسی روبرو نشدند. این «بحران اعتبار»، شکافی عمیق میان افکار عمومی آمریکا و لایههای قدرت ایجاد کرده است. برای نخستین بار در تاریخ معاصر، نظرسنجیها نشان میدهد که اکثریت جامعه آمریکا مخالف مداخلات نظامی جدید آمریکا در کشورهای دیگر هستند. این تغییر رفتارِ جامعه آمریکا، عملاً دستان حکومت را برای مانورهای سنتی نظامی بسته است.
چرخش از خاورمیانه به خانه: ترس از فاشیسم داخلیچرا کیگان اکنون اعتراف میکند؟ نکته کلیدی در «تغییر اولویتهای تهدید» نهفته است. ظهور دونالد ترامپ و قطبیسازی شدید در جامعه آمریکا، نخبگان سنتی را به این نتیجه رسانده که خطر فروپاشی از درون (فاشیسم داخلی) به مراتب جدیتر از تهدیدهای خارجی در خاورمیانه است. در واقع، اعتراف به بیهوده بودن جنگهای بیرونی، ابزاری است برای بازگرداندن منابع و تمرکز بر حفظ بقای ساختار سیاسی در داخل خاک آمریکا.فرجام: ضرورت بازنگری بنیادینپایان عصر نومحافظهکاری به معنای صلح جهانی نیست، بلکه نشاندهنده یک «عقبنشینی اجباری» از سوی ایدئولوگهایی است که واقعیتهای ژئوپلیتیک را قربانی توهمات آرمانگرایانه کردند. نجات از «کابوس فعلی» یعنی پایان دادن به جنگ آمریکا علیه ایران که میراث مستقیم سیاستهای دهههای گذشته است، مستلزم عبور از منطق «پلیس جهانی» و پذیرش نظم چندقطبی است. تاریخ ثابت کرد که امنیت با پرچمهای مصلحتی و شرکتهای نظامی خصوصی تامین نمیشود؛ بلکه محصول درک صحیح از مرزهای قدرت و احترام به تمامیت سرزمینی ملتهاست. واشنگتن اکنون بر سر دو راهی است: پذیرش حقیقتِ تلخی که کیگان به آن اشاره کرد، یا اصرار بر مسیر داگلاس موریها که نتیجهای جز فروپاشی نهایی هژمونی آمریکا نخواهد داشت.
اعتراف کیگان، ضروت خروج آمریکا از توهمِ تکقطبی و پذیرش ناگزیرِ واقعیتهای ژئوپلیتیک است. با فروپاشی زیربنای فکری مداخلهگرایی، تداوم وضع موجود برای واشنگتن دیگر نه یک انتخاب، بلکه یک فرسایشِ بدون بازگشت است. از این منظر، شاخصِ سنجشِ این چرخش راهبردی، نه تغییر در لفاظیهای سیاسی، بلکه در جابهجاییِ اجباریِ وزنههای قدرت، بازتعریف ردیفهای بودجه دفاعی و عقبنشینیِ فیزیکی از کانونهای تنش نمود پیدا خواهد کرد؛ فرآیندی که در آن، "اضطرارِ بقا" جایگزین "ارادهی سلطه" شده است.
13:18 - 30 فروردین 1405