رسانههای فرانسوی با اشاره به خطای محاسباتی کاخ سفید در قبال ایران، تأکید کردهاند که ترامپ در تلهای استراتژیک گرفتار شده است؛ جایی که نه میتواند بهسادگی به جنگی فرسایشی ادامه دهد و نه خروجی آبرومند برای پایان بحران پیدا کند، در حالی که نقش اسرائیل و فشار متحدان منطقهای، هرگونه توافق احتمالی را پیچیدهتر کرده است.
گروه تحلیل بینالملل: شبکه الجزیره در گزارشی به بررسی دیدگاههای تحلیلگران سه نشریه بزرگ و سرشناس فرانسه (لوپوئن، ليبراسيون و میدیاپارت) درباره «ورود ترامپ به جنگ با ایران» میپردازد که از آن به عنوان «تلهای راهبردی» یاد کرده و تاکید مینماید، اکنون دو گزینه بیشتر پیش روی ترامپ وجود ندارد یا «نوشیدن جام تلخ عقبنشینی» یا دست زدن به ماجراجوییهای بیشتر که پیامدهایش قابل پیشبینی نیست؛ درحالیکه تهران، با وجود فشارها، توانسته ورق را برگرداند و ابتکار عمل راهبردی را در دست بگیرد.ترامپ میان عقده ویتنام و عقیده سوداگریدر مقاله تحلیلی مجله «لوپوئن»، «ژرار آرو»، نویسنده و دیپلمات فرانسوی، مینویسد که ترامپ امروز با همان چالشی مواجه است که پیشینیانش با آن مواجه بودند: چگونه میتوان با حفظ آبرو از یک مداخله نظامی که هر روز آن بدتر از روز قبل است، خارج شد؟آرو میافزاید، تاریخ به ما میگوید که رؤسایجمهور آمریکا، از ویتنام تا افغانستان، همیشه دو گزینه پیش رو داشتهاند: یا توقف جنگ و عقبنشینی، یا تشدید تنش؛ که در اغلب موارد گزینه تشدید را انتخاب کردند، اما در نهایت با شرایطی فاجعهبار عقبنشینی کردهاند.آرو تاکید میکند که ایران، با وجود بمبارانها و ترورها، هیچ نشانهای از ضعف نشان نداده، بلکه نبرد را به اسرائیل کشانده، پایگاههای نظامی و منافع آمریکا در کشورهای منطقه را هدف گرفته و با بهدست گرفتن کنترل تنگه هرمز اقتصاد جهانی را به چالش کشیده است؛ امری که باعث شده تهران از نظر راهبردی دست برتر را در این جنگ داشته باشد.
وی اظهارات ترامپ درباره لشکرکشی به منطقه را «فریب ترامپی» خوانده و تأکید کرده که رئیسجمهور آمریکا از آن دسته افرادی نیست که تلفات انسانی سنگین را تحمل کند، بهویژه آنکه انتخابات میاندورهای کنگره را پیش رو دارد؛ در واقع آنچه ترامپ بهدنبال آن است، «خار و خاشاکی» است تا با دست انداختن به آن خود را از این مخمصه نجات دهد، حتی اگر منجر به توافقی شبیه توافق سال ۲۰۱۵ (برجام) شود، مشروط بر اینکه آبرومندانه از این جنگ خارج گردد. اما در این شرایط باید دید: «موضع اسرائیل چه خواهد بود؟»معضلِ قدرتِ بزرگی که نمیخواهد جنگ کندروزنامه «لیبراسیون» به موضوع چند شخصیتی بودن ترامپ اشاره میکند؛ کسی که از یکسو تهدید به نابودی ایران میکند، اما از سوی دیگر از درگیر شدن در «جنگهای بیپایان» میترسد. «بنیامین دُئیل»، خبرنگار این روزنامه تأکید میکند، ترامپ میکوشد با این ادعا که آمریکا برای تأمین انرژی خود به تنگه هرمز نیاز ندارد، از مسئولیت شانه خالی کند و توپ را به زمین کشورهایی بیندازد که از این وضعیت آسیب میبینند.او میگوید، جنگ در خاورمیانه وارد هفته پنجم خود شده و هرچه میگذرد، بیشتر آشکار میشود که ترامپ کنترل روند عملیات را از دست داده است. به گفته او، این جنگ از همان ابتدا نه اهداف روشن جنگی داشت و نه جدول زمانی مشخصی؛ فقط در این میان وزرای دولتش تلاش میکنند تصمیمهای متناقضی را که از کاخ سفید صادر میشود، توجیه و اجرا کنند.
لیبراسیون تاکید کرده که متحدان واشنگتن، از توکیو تا برلین، بهدلیل پیامدهای بسته شدن خلیج فارس در وضعیت اسفباری بسرمیبرند و هر روز که از جنگ میگذرد، بر وحشت آنها از پیامدهای انسداد تنگه هرمز افزوده میشود و این فشار بسیار سنگینی بر دولت آمریکا وارد میکند، دولتی که نمیداند، چگونه خود را از این جنگ خارج کند.شکست اطلاعاتی و سیاسیاما وبسایت تحقیقی«میدیاپارت» در گزارشی به قلم «فرانسوا بوگون» و «رشیده العزوزی» پا را از تحلیل نظامی فراتر نهاده و روی «خطای محاسباتی» کاخ سفید تمرکز میکند و مینویسد: «ترامپ با ذهنیت تاجرپیشهاش نتوانست درک کند که کشوری مثل ایران جنگ را حتی اگر امید به پیروزی هم در آن نداشته باشد، به پذیرش یک توافق تحقیرآمیز ترجیح میدهد.میدیاپارت علاوه بر ترامپ به نقش نتانیاهو نیز اشاره دارد که یکی مانع اصلی هرگونه مصالحهای برای خروج ترامپ از این باتلاق خواهد بود. درحالیکه نظام در ایران آنگونه که شواهد امر نشان میدهد، نه تنها در وضعیت بقا بلکه ثبات است و با قدرت میجنگد.به اعتقاد این سه نشریه ساعت نهایی برای ترامپ فرارسیده است. درحالی که او از طریق پلتفرمهایش تکرار میکند که «جنگ تمام شده» و دشمن همه چیز را از دست داده است، واقعیتهای میدان درست برعکس را نشان میدهند. بهگفته مجله لوپوئن، تنها راهحل فعلی «توافقی با تضمینهای منطقهای» است؛ تضمینهایی که از تکرار چنین جنگی جلوگیری کند.
استفاده از اموال مصادره شده وطنفروشان جهت بازسازی منازل آسیب دیده جنگ
با توجه به حجم خرابی های به وجود آمده در منازل مسکونی در جنگ، شرایطی جهت استفاده از اموال مصادره شده وطن فروشان برای بازسازی منازل آسیب دیده در جنگ فراهم شود.
اقتصاد پایه سیاست و توان نظامی هست و باید قدرتمند باشد تا سیاست و قوای نظامی را بتواند پشتیبانی کند و عقبه قدرتمندی ایجاد کند.
تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که بازگشایی بورس به شدت بدون برنامه انجام شد یا از،عمد با ویرانی کانل بازار سرمایه آغاز شد که انشالله با توجه به تجربه قبلی امیدواریم کا اینبار درست عمل کند.
نقدشوندگی و بازار مثبت با حمایت تمام قد نهادهای قدرت باید اولویت کار باشد
۶ سال بورس در قعر ایستاده و طلا و دلار آمریکا در عرش!!!
هنوز دیر نیست میشود جبران کرد.پس تا کار از کار نگذشته از حالا تدارک کار را ببینید.
اکثر نامگذاری های سال و حتی امسال در مورد اقتصاد مقاومتی و بازار سرمایه بوده و هست اما از عمد یا غیر عمد در حد شعار باقی مانده .اینبار اقتصاد را دریابید که اولیت خواسته رهبری جدید ملت و کشور است و آنرا پشت گوش نیاندازید انشالله.
سهامداری که بعد ۶ سال هنوز امید دارد و پای کار و اقتصاد و تولید ایستاده را دریابید.
رئیس جمهور, وزیر اقتصاد و دارایی, بانک مرکزی, آقای همتی, آقای صیدی.پزشکیان مدنی زاده همتی, رهبری
نه عزیزم.. مهمترین عامل قطع موقت وب بین الملل و بجاش ایجاد اینترنت ملی پرسرعت، دسترسی دشمن از خارج به بیگ داتاهای داخل کشور هست مثلا جی پی اس گوشی ها و لپ تاپها ، یا غیر ازون سایبری های دشمن میتونن ازون تریق به لوکال اینترانت های تو ایران ، حتی نظامیش دسترسی داشته باشن. ماها که جونمون رو برای کشور…
نقشه نهایی دشمن در جنگ رمضان چیست و ما چه کار کنیم؟دشمن چه میخواهد؟آمریکا و اسرائیل بعد از شکست در جنگ ۱۲ روزه و کودتای دی ۱۴۰۴، یک نقشه جدید دارند: ویرانکردن و تجزیه ایران توسط آشوبگرانآنها قصد دارند با آشوب و جنگ داخلی، ایران رو به یک کشور بسیارفقیر و تکهتکه تبدیل کنند.برای این کار:…
با احترامات ویژه و تقدیر از ساحت خر،نمونه بارز گیر کردن خر در گِل است،مدام عرعر میکند و دستو پا میزند و بیشتر فرو میرود و هر که برای نجاتش کوشش میکند را گاز میگیرد
چرا اجناس بی کیفیت و معیوب چینی کل بازار را گرفتند؟
متاسفانه بعد از اخراج محصولات با کیفیت کره ای از ال جی گرفته تا سامسونگ که توسط نمایندگی های معتبر ارائه میشد جای آنرا محصولات چینی به شدت بی کیفیت گرفته.
دیگر کالایی نمانده که معیوب یا شکننده و تقلبی نباشد و یا رنگ شده و یا طول عمری در حد چند روز!!!!
آیا اینهمه سازمان بازرسی و قضایی و پلیس و مبارزه با قاچاق و نهادهای بازرسی و پلیس فتا که داریم برای جمع آوری و مقابله با این کالاهای تقلبی چینی کافی نیستند؟!!!
متاسفانه به صورت گسترده اجناس معیوب و بی کیفیت با طول عمر کوتاه در تمامی فروشگاه های معتبر آنلاین مثل دیجی کالا و غیره به صورت گسترده عرضه میشوند و به اسم اصل فروش میرود و ترفند فروش نیز با ارائه تخفیف هست تا خریدار متوجه نشود و یا بسته بندی کالا و شماره سریال کاملا با دقت با سریال جنس مطابقت دارد!!!طوری جنس تقلبی میزنند که فقط وارد کننده و فروشنده میداند تقلبی است و خریدار بعد مدتی که استفاده میکندیا نمیسوزد یا بعد خرابی متوجه آن میشود.
از قطعات اتومبیل گرفته تا اجناس برقی و الکترونیکی.
آیا وقت آن نرسیده تا نمایندگی معتبر ایجاد شود و بساط این حجم اجناس تقلبی چینی نباشیم.
بارها دیده شده روی اجناس خورده ساخت ایران ولی زیر برچسب زده ساخت چین!!!!
آیا چین کل ایران را از محصولات بی کیفیتش اشباع کرده و اینهمه ارگان دریافت کننده بودجه ناتوان در جلوگیری از آن هستند؟؟!!!!!!!!!
چین محصولات با کیفیت هم میزند چرا اجناس بی کیفیتش نصیب ما میشود؟
با مسوولان چینی هم باید صحبت شود که این حجم از محصولات تقلبی را در کشورش اجازه تولید ندهد و اگر میدهد اجازه فروش آنرا به دیگر کشورها ندهد.
سازمانهای بازرسی و مبارزه با قاچاق پلیس فتا و گمرک و وزارت امور خارجه و وزیر اقتصاد و صنعت و دیگر ارگان ها با تعامل با تجار ایرانی و چینی این مشکل را حل کنند.
بازرسی کل کشور, وزیر اقتصاد و دارایی, سازمان تعزیرانت حکومتی, ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه، سازمان بازرسی کل کشور
لزوم خروج از آژانس و NPTخواهشن به حرمت خون این همه شهید بی گناه ، از آژانس و ان پی تی خارج شوید.ما عضو این مراکز شدیم که جنگی به ما تحمیل نشود.حال که هم پول رو دادیم هم چوب را خوردیم و هم پیاز ، دیگر ماندن در این پیمانها ، بی معنی و دهن کجی به خواست ملت ایران است.
به شعار نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی برگردیم و آن را تببین کنیم
کلیدی ترین و مبنای انقلاب ۵۷ شعار شعار نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی بود.
مفهوم اصلی نه به شرق و نه به غرب این بود که تحت استعمار این دو قطب غرب و شرق قرار نگیریم.
مستعمره شدن توسط هر قطبی باعث میشود که کل منابع مادی و انسانی و نیروی فعال و منابع زیرزمینی کشور تحت اختیار آنها قرار گرفته و در راستای اهداف آنها هزینه شود.
جایگاه ما در این چند دهه بعد این شعار در کجاست؟
از وضعیت فعلی ما چه کشورهایی سود کردند و چه کشورهایی ضرر کردند ؟
آیا مسوولان ما به این شعار پایبند بودند؟
آیا حمایت ابرقدرت از کشور ضعیف تر آنرا تحت الحمایه کردن کشور است یا مستعمره کردن آن؟
به نظر میرسد وقت آن رسیده بازبینی کنیم ببینیم در کجای ساختار جهانی قرار گرفتیم؟
شعار نه شرقی و نه غربی یعنی منافع خودمان را در نظر بگیریم نه منافع غرب و شرق را.
همانطور که غرب در طول تاریخ چه بر سر ما آورده شرق هم در طول تاریخ و حتی تاریخ معاصر چه بر سر ما آورده.
نه قدرت شرقی و نه قدرت غربی فکر ما نیستند و فقط برای منافع خودشان هستند و کشور را در راستای اهداف خودشان هدایت میکنند.
هنر تعادل بین این دو قدرت و دو قطب شرق و غرب هنر مسوولان خواهد بود و جایی که هر کدام از این قدرت ها چتر کامل بر سر کشور اندازند کشور به سوی تک قطبی شدن خواهد رفت که نتیجه آن کاملا مشخص است.
تعامل و دوستی البته دوستی در حد سیاسی و بر اساس اصول منافع ملی بر قرار باشد تا ضعف در هر کفه باعث چیره شدن و علیه کردن کفه دیگر بر کشور نشود.
در خواست دارم تا این مورد توسط مسوولان و خبرگزاری ها و استادان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد و برای مردم تببین گردد.
در ضمن از جناب آقای پزشکیان تشکر میکنم در حال بستن گلوگاه های فساد هستند که نشان دهنده عظم قوا در بهبود وضعیت کشور است.
شورای سران قوا, خبرگزاری ها, مجلس و دولت جمهوری اسلامی ایران, رئیس جمهور, وزیر خارجه