ماجرای شهادت پدربزرگ کودکان غزه؛ مردی که جهانی شد

خالد نبهان مرد فلسطینی که لحظات وداع او با نوه‌ شهیدش جهانی شد و همه‌ دنیا او را به واژه عاشقانه و به احساس زلالش می‌شناختند، روز گذشته در حملات اسرائیل شهید شد.
گروه زندگی: بعد از آنکه تصاویر وداع خالد نبهان پدربزرگ اهل غزه‌ که دخترک چهارساله‌اش را در بغل گرفته بود منتشر شد دیگر همه‌ی جهان او را می‌شناخت، عشق خالد به نوه‌هایش خیلی زود تیتر یک همه‌ رسانه‌ها شد و به او لقب پدربزرگ کودکان غزه را دادند اما دیروز با شلیک مستقیم تانک پس از یک سال از آن وداع جانسوز خالد نبهان هم شهید شد.
خواب بودند، ریم دخترک ۴ ساله، برادرهایش طارق و احمد، مادرشان میسا و پدربزرگ‌شان خالد نبهان. نیمه‌های شب بود که بمباران‌های بی‌وقفه اسرائیل خانه‌شان را در اردوگاه النصیرات جنوب غزه به چشم برهم‌زدنی آوار کرد. خالد پدربزرگ مهربان بچه‌ها با صدای انفجار مهیب بیدار شد، زخمی شده بود، خون از میان موهای جوگندمی‌اش راه صورتش را پیدا کرد، هنوز هم در شوک انفجار بود، فکر این که جگرگوشه‌هایش زیر آوار دفن شده باشند دیوانه‌اش می‌کرد. در تاریکی شب و بین خاک و آوار‌ها دنبال دختر و نوه‌هایش می‌گشت. دخترش و نوه بزرگش احمد به شدت مجروح شده بودند. اما ریم و طارق شهید شدند. خالد باور نمی‌کرد خیال می‌کرد خواب باشند، تکان‌شان داد، صدایشان کرد: ریم بلند شو دخترم بلند شو مثل هر روز بازی کنیم! طارق ببینم چندتا می‌توانی گل به من بزنی  فوتبالیست من! ریم نوه ته‌تغاری و شیرین‌زبان خالد بود، مثل جان او را دوست داشت، قصه این علاقه را همه می‌دانستند. ریم یک تنه دل پدربزرگش را تصرف کرده بود و پیرمرد با آن سن و هیبت با او بچگی می‌کرد، موهایش را می‌بافت، پایه بساط خاله‌بازی‌اش می‌شد و گوش به فرمان او بود.پدر بچه‌ها برای کاری به مصر رفته بود جنگ که شروع شد دیگر نتوانست بازگردد برای همین هم ریم و خانواده‌اش با پدربزرگ زندگی می‌کردند. خالد جانش بسته به جان بچه‌ها بود و این کنار هم بودنشان عشق و وابستگی به نوه‌هایش را بیشتر می‌کرد. اما آن روز باید با تکه‌های قلبش خداحافظی می‌کرد و  به خاک می‌سپردشان، وداع سختی بود آنقدر سخت که خبرش به گوش همه‌ جهان رسید‌.

وقتی پدربزرگ موهای نوه‌اش را میان کفن شانه زد

با طارق ۶ ساله که وداع کرد، ریم را به سینه چسباند، دخترک موهای فر و حالت دارش را خرگوشی بسته بود، گونه و پیشانی‌اش خراش کوچکی برداشته بود اما با این حال هنوز زیبا بود. هر بار که ریم به شوخی خودش را به خواب می‌زد خالد روی گونه و سر بینی‌اش را می‌بوسید، لبخند بزرگی روی صورتش پهن می‌شد و کم‌کم پلک‌هایش را باز می‌کرد: پدربزرگ از کجا فهمیدی بیدارم؟! اما این بار فرق داشت، خالد چندباری با سر انگشتان پلک‌های او را باز کرد و بوسید، گرد و خاک از سر و صورتش گرفت و مثل همیشه از اعماق دل صدایش کرد و مدام تکرار کرد:«روح الروح؛ جان جانان»بعد از آن، همه‌ دنیا خالد را به این واژه عاشقانه و به این احساس زلال می‌شناختند، روح الروح! در کمتر از چندساعت ویدئو پدربزرگ مهربان غزه جهانی شد. پدربزگی که عزیزترین‌هایش را خود کفن کرد. با اینکه حتی چند دقیقه تحمل دوری ریم و طارق را نداشت حالا باید برای همیشه از آنها جدا می‌شد. پدر بزرگی که دل صد تکه‌اش راضی به رضای خدا بود و حتی در کفن هم حواسش بود که موهای طارق را همانطور که دوست دارد مرتب کند. بعدها که پای میز مصاحبه نشست گفت:«من موهایش را شانه زدم همانطور که همیشه از من می‌خواست، مثل عکسی که همیشه به من نشان می‌داد. او موهایش را اینطوری دوست داشت، حالا رفته است.»
۲ MB

گوشواره هایی که یک عمر روی پیرهن خالد آویزان بود

از آن به بعد یک گوشواره کوچک دخترانه همیشه روی لباس خالد آویزان بود. درست سمت چپ لباس و روی قلبش! گوشواره ریم بود. موقع وداع خالد متوجه شد بود یکی از گوشواره‌های دخترکش نیست، مانده بود زیر آوار. اما گوشواره‌ی دیگرش شکسته و خونی هنوز توی گوشش بود! دلتنگی هر جا خودش را یک جور نشان می‌دهد و برای خالد چهره دلتنگی همان گوشواره‌ای بود که از فردای شهادت او گل‌سینه‌اش شد و همه‌جا و همیشه همراهش بود.خالد دیگر دل‌خوشی از میوه‌ها نداشت، هرچند در غزه چیزی برای خوردن پیدا نمی‌شد اما حتی اسم و عکس میوه هم برایش دردآور بود، طارق و ریم شب قبل از شهادت‌شان مدام بهانه میوه می‌گرفتند اما جنگ میوه‌ای نگذاشته بود که دل بچه‌ها به آن خوش شود، خالد عادت نداشت دست رد به سینه بچه‌ها بزند هر چه می‌خواستند و هرچه می‌گفتند را فراهم می‌کرد، آن روز فقط یک پرتقال کوچک پیدا کرد. پرتقالی که قرار بود صبح همه با هم بخورند اما قبل از خوردن آن ریم و طارق شهید شده بودند.بازی بچه‌ها در خیابان خاطره تلخی برای خالد نبهان تازه می‌کرد. ریم و طارق شب قبل از شهادت‌شان اصرار داشتند با بابابزرگ‌شان بیرون از خانه بازی کنند اما به خاطر حملات هوایی اسرائیل خالد مجبور شده بود دست رد به سینه‌شان بزند. بعد از آنها چند عروسک که از میان آوار پیدا کرده بود تمام دلخوشی او شدند البته شهادت ریم و طارق باعث شد خالد پدربزرگ تمام بچه های غزه بشود.
۳ MB

روزی که خالد پدر بزرگ غزه لقب گرفت

حالا نه فقط با ریم و طارق که با همه‌ بچه‌های غزه بازی می‌کرد. هر روز در اردوگاه آوارگان بچه‌های قد و نیم قد را دور خودش جمع می‌کرد و دل به دلشان می‌داد. مسابقه طناب‌بازی، بادبادک بازی، مسابقه دو و... هرچه آن‌ها اراده می‌کردند آقای خالد نه نمی‌آورد. گاهی هم به بازار می‌رفت و از آنچه داشت و آنچه در بازار مانده بود برای کودکان هدیه‌های کوچک می‌خرید. خنده‌های طارق و شیرین زبانی‌ها وشیطنت ریم را بین صورت‌های معصوم ده‌ها کودک آواره که پیدا می‌کرد دلش آرام می‌گرفت. بعد از آن پدربزرگ روح‌الروح، پدربزرگ تمام غزه بود به چادر بچه‌های مجروح سر می‌زد، زخم‌هایشان را نوازش می‌کرد، برای دست و پاهای نداشته‌شان دلداری‌شان می‌داد و از آینده برایشان می‌گفت. همان آینده‌ای که همیشه با ریم وطارق تجسم کرده بودند: شما می‌روید دانشگاه، تا آن موقع حتما غزه آزاد شده است خبری از جنگ نیست. دکتر مهندس می‌شوید، فوتبالیست و ورزشکار آن وقت فلسطین را شما می‌سازید. بچه‌های غزه دلشان به هدیه‌های آقای خالد، به حرف‌ها و قصه‌های شبانه‌اش، به لبخندهایش و خستگی‌ناپذیریش در بازی، به فعالیت‌های خیریه او و غذا و داروهایی که برایشان می‌آورد خوش بود اما دیروز پدر بزرگ همه‌ بچه‌های غزه در جریان حملات اسرائیل به اردوگاه النصیرات شهید شد. گلوله تانک اسرائیلی مستقیم او را هدف قرار گرفت درحالی که خالد تا لحظه آخر مشغول امدادرسانی به مجروحان بود. صاحب عبارت پر از احساس روح‌الروح زنده تر از قبل است حتما حالا دست طارق و بیم را گرفته و باهم بازی می‌کنند، گوشواره‌های زیباتری برای ریم خریده و موهای طارق را همانطور که دوست داشته برایش شانه زده است.
16:38 - 27 آذر 1403





8 پاسخ

در پاسخ به @z_nadali
رژیم صهیونیستی قاتل بنیان خانواده

تصویر نمایه‌ی ‌علی وحدانی‌
@Msg139227 آذر 1403
در پاسخ به @z_nadali
روحش شاد چه مرد مهربانی بوده خوشا به سعادتش که با اخلاق نیک به شهادت رسید

تصویر نمایه‌ی ‌یاسین‌
در پاسخ به @z_nadali
روحش شاد .لعنت بر اسراییل . خدا نابودعان کند صعیونیستها

تصویر نمایه‌ی ‌الهام موذنی‌
@Emoazeni27 آذر 1403
در پاسخ به @z_nadali
أحسنت...وستظل عبارة “روح الروح” خالدة في وجدان الشعب الفلسطيني وكل محبي السلام والعدالة في العالم.

تصویر نمایه‌ی ‌عمامه خاکستری‌
در پاسخ به @z_nadali
پدربزرگ مهربان غزه را سانسور می کنند و محمد جولانی تروریست را نماد حاکمیت اسلامی نشان می دهند!