خبرخوب| ۷هزار نفری که به آرزویشان رسیدند!
امروز در شادی ۷ هزار نفر سهیم هستید. ۷ هزار نفری که بعد از سالها به آرزویشان رسیدند. بسته خبرخوب امروزمان دلتان را گره میزند به اربعین و شوق زائر اولیهایش را برایتان به تصویر میکشد. از آن موکب مادر و دختری میگوید. از زندانیانی که سوار سفینهالنجاه شدند و نشستن پای آخرین درسِ آقای معلم!
گروه خبرخوب: شاید همین حالا که بسته خبرخوب آخرین شنبه مرداد را میخوانید کربلایی های تازه از سفر برگشته هستید که اکسیر زیارت جانتان را جلا داده است یا اینکه تازه کولهبار میبندید و قصد دارید خودتان را تا اربعین برسانید به ششگوشه. شاید هم امسال قرار است به هر دلیلی دلتان را روانه کنید و قدمهایتان را در ایران و طور دیگری خرج اباعبدالله عیلهمالسلام کنید. به هر حال میدانیم که هر کجا باشید حبالحسین شما را قهرمانهای بسته خبرخوب این ایام ما میکند و خبر سازید،آن هم از نوع خوش و حسینیاش! زائران دور و نزدیک کربلا اجازه دهید بسته امروزمان را با شهد شیرین حدیثی شروع کنیم که مخصوص شماست. دعایی که امام صادق علیهالسلام در حقتان کرده است. «خدایا رحمت کن بر چهرههایی که آفتاب، رنگ آنها را تغییر داده، صورتهایی که متوجه قبر اباعبدالله است، چشمهایی که در محبت ما اشک میریزد... خدایا این جانها و بدنها را به تو میسپارم، تا کنار حوض کوثر به هم برسیم.»
کشتی نجات امام حسین و زندانیان خوشبخت!
دومین سالی است که میدان آزادی برای دلهای عاشقان، به بینالحرمین شبیه میشود و رویداد (محرم شهر) در آن برگزار میشود. رویدادی که حال و هوای تهران را در ایام عزاداری سیدالشهدا به حال و هوای کربلا مانند میکنند. البته چند شبی میشود که (محرم شهر) امسال نیز با بدرقه صدها زائر کرب و بلا به کار خودش پایان داده است اما خیر و برکاتش هنوز پابرجا و ماندگار است. محرم شهر را بیشتر به کشتی بزرگی میشناسند که با پرچم و بیرق های قرمز دیدنیتر شده است. همان کشتی «سفینة النجاة» حسینی که برگرفته از حدیث مشهور «اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة» است که در گوشه ای از میدان آزادی جانمایی شده است. این چند روز مختلفی اعم از صدور گذرنامه اربعین، خدمات مختلفی در سفینه النجاه صورت گرفت و گره از کار مردم به واسطه نام مبارک امام حسین علیهالسلام باز شد از خدمات اجتماعی، صدور گذرنامه اربعین و دریافت ارز تا نمایشگاه ملزومات اربعینی و پذیرایی از مهمانان.اما به جز آنها که دلشان به دستگه اباعبدالله وصل شد و سوار کشتی عاقبت بخیری حضرت شدند، زندانیان هم از سفینهالنجاه جا نماندند. زائران محرم شهر با ذکر یا حسین در حاشیه این مراسم میلیاردی اسکناس روی اسکناس گذاشتند تا ۶۱ زندانی جرائم غیر عمد مرد و ۶ زن زندانی نیازمند بعد از سالها زیر پرچم امام حسین علیهالسلام آزاد شوند.
یک موکب مادر دختری!
قدم به قدم از شهرهای مرزی ایران تا خود کربلا موکبهایی است که هر کدام قصه خاص خودشان را دارند. هر کدام روایت عشق زمینی است و عنایت آسمانی. داستان گره دلی است که پای بساط امام حسین علیهالسلام محکم شده است و امام حسینی که فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره میگیرد و هزاران برابر پس میدهد. اما بعضی از این موکبها با وجود کوچکی و سادگیشان دلنشینترند. انگار به جای نذری طبق اخلاص و معرفت است که نوشجان میکنی! آن هم از دست صاحب موکبی که همه داراییاش را پای اربابش آورده است. موکب بیبی خاتون در شهر ابوحمیظه هم یکی از همین موکبهاست. بیبی خاتون نرسیده به شهر سوسنگرد و در مسیر منتهی به مرز چذابه زندگی می کند. یک زن سالخورده است با عبای بلند عربی و دستهای سوخته در تنور نان. او به کمک دخترها، دامادها و نوهها از اولین سال مراسم پیادهروی اربعین تا به امروز نان پخته و به نیت امام حسین (ع) و یاران با وفایش در مسیر زائرین توزیع کردهاست.
۷هزار نفری که به آرزویشان رسیدند!
از مراسم اربعین و شکوه عظمتش فقط حسرت نصیب او شده بود. سالها حسرت دوری که بغض شده بود در گلویش و مدام پای تصاویر تلویزیون میشکست. هر بار که کسی خداحافظی میکرد و میرفت رشته دلش پاره میشد که کی بالاخره او هم کربلایی میشود. روی چرتکه دنیا که حساب میکرد حالا حالا ها شاید هم تا ابد داشتههایش کفاف زیارت را نمیداد اصلا در خرج و مخارج زندگیشان هم مانده بودند چه برسد به اربعین! در کمال ناباوری اما یک روز زنگ در خانهشان خورد و خبر رسید که امسال مهمان بنیاد مستضععان هستند و زائر امام حسین علیهالسلام.صحبت از یک نفر و شوق کوله اربعین بستنش نیست، صحبت از ۷۵۰۰ زائراولی نیازمندی است که راهی شدهاند.
آخرین درس آقای معلم!
سالها پای آن تختههای گچی ایستاده بود، صبوری کرده و دلسوزانده بود تا آن بچهها از پشت نیمکتهای قدیمی مدرسه هرکدام روی نیمکت اثرگذاری در کشور بنشیند و آیندهساز باشند. پای درس آقا معلم بچهها هم زندگی آموختند و هم علم. کمکم قد کشیدند، بزرگ شدند و آقا معلم موسپید کرد و شکسته و بازنشسته شد اما این هم پایان کار او نبود.چند روز پیش دنیا روی قلب آقامعلم سنگینی کرد و او دچار سکته قلبی و سپس مرگ مغزی شد اما آخرین درسش را هم روی تخت بیمارستان برای بچهها و اطرافیانش هجی کرد. آقا معلم رفت اما آن روز زنگ درس زندگی بود چرا که وصیت کرده بود تمام اعضای بدنش را اهدا کنند و زندگی را به چند بیمار نیازمند پیشکش کنند. غلامرضا محمدی معلم اهل خلخال است که حالا در کارنامه افتخاراتش مشق زندگی و جانبخشی هم به ثبت رسیده است.
جاماندهها بخوانند!
نشستهاید پای تلویزیون، چشمتان به قدمهای زائران است و دلتان گوشهِ شش گوشه؟! گهگاهی همانطور که چشمتان خیره به تلویزیون است آه بلندی میکشید و حسرت جاماندنتان را میخورید؟! این روزها بغض گره خورده به جانتان و اسم خودتان را گذاشتهاید جامانده؟!جامانده نیستید، دلدادهاید. دلدادهای که طاقت دوری دلدار را ندارد و خودش را کم سعادت فرض کرده، اما فکر و خیال باطل نکنید.سید روحالله حسینی میگوید: «حدود دو سال به خاطر شرایط کرونا مرزها بسته شد و ایرانیها به پیاده روی اربعین نرفتند با این توصیف پس سعادت یک جا از همه ما گرفته شده! نه اینطور نیست! گاهی خیر و صلاح این است گاهی رسالت دیگری در جای دیگری داریم البته که باید از اهلبیت (ع) این توفیق را بخواهیم و تلاش کنیم که راهی بشویم، اما نرفتن عاشقان اباعبدالله به پیادهروی اربعین نشان از کم سعادتی آنها نیست.»
خوشخبر باشید!
و اما سخن پایانی، خبرهای خوبتان را در قالب دلخواه خود (عکس، متن، فیلم، صوت و…) تولید کنید و آن را با هشتگ #خبر_خوب در شبکههای اجتماعی منتشر کنید تا هم دیگران را در حال خوش خودتان شریک کنید و هم ما بتوانیم اخبار شما را بازنشر کنیم. اگر هم تمایل داشتید در هر یک از شبکههای اجتماعی که فعال هستید، خبرتان را از طریق اکانت khabar_khoub_iran@ یا شماره تلفن ۰۹۳۳۰۸۲۶۳۱۲ برای ما بفرستید. در این جشنواره فرقی نمیکند در ایتا و بله و روبیکا و گپ باشید یا در تلگرام و اینستاگرام و توییتر و واتساپ؛ مهم این است که سهمی در حال خوش اطرافیانتان داشته باشید.منتظر خبرهای خوب شما هستیم. خوشخبر باشید.پایان پیام/#اربعین #اربعین_۱۴۰۳#کربلا #زائراولی#اهدا_عضو#جامانده 07:12 - 27 مرداد 1403