خبرخوب|روزی که خادمان رضوی در گوش نوزادان اذان گفتند!
دلتان هوای مشهدالرضا را نکردهاست؟! خب، پس سوار قطار سریعالسیر بسته خبرخوب امروزمان شوید و از خبرهای خوبی که به نام آقایمان گره خورده دیدن کنید. البته پیش از آن ما با همت بلند یک فرد قطع عضو که شاهکار ساخت غافلگیرتان خواهیم کرد.
بیمعطلی برویم سراغ بسته خبرخوبمان که هر روز ما و شما را به بهانه خوشیهای روزگار دور هم جمع میکند اما قبل از آن یادآوری کنیم که امروز در تقویم به نام روز پدر علم ارتباطات و روزنامهنگاری( پروفسور کاظم معتمدنژاد) ایران ثبت شده و با اجازه شما از همه خبرنگارانی که با عینک خوشبینیشان قهرمانهای ناشناخته را پای میز مصاحبه مینشانند و قلمشان همیشه خوشخبر است تشکر کنیم آنها که سور و سات مهمانی خبرخوب ما را فراهم میکنند تا هر روز دست پر به استقبال تان بیاییم!
مردی که برای خودش دست و انگشت مصنوعی ساخت!
«فقط یک شرکت آمریکایی هست که انگشت مصنوعی تولید می کند ولی در شرایط تحریم فعلی، آنها حتی به ما جواب هم نمیدهند.» پزشکان با همین چند جمله آب پاکی را ریخته بودند روی دستش، انگار باید در اوج جوانی با جای خالی آن سه انگشت قطع شده میسوخت و میساخت. ۲۵سالش بود که ازدواج کرد. برای اینکه نانآور خانه باشد مثل بسیاری از جوانها دغدغه شغل داشت و به دنبال کار مناسب میگشت. دستآخر به پیشنهاد برادرش در یک کارگاه صنعتی مشغول شد. به قلق دستگاههای صنعتی آشنا نبود برای همین هم یک روز سه تا از انگشتانش را زیر یکی از این دستگاهها جا گذاشت. صحبت از مهندس امیر پایدار ثانی است؛ مردی که وقتی برای تهیه انگشت مصنوعی به جایی نرسید، خودش دست به کار شد و بعد از یک سال آزمون خطا بالاخره موفق شد انگشت مکانیکی، دست مکانیکی و الکترونیکی تولید کند و با تاسیس یک شرکت دانشبنیان در تبریز به جمع ۵ شرکت تولیدکننده دست هوشمند در دنیا بپیوندد.
مهمان ملاقاتی خاص بیماران بیمارستان بندرعباس که بود؟!
تلویزیون چند روزی است که از میلاد امام رضا علیه السلام و خواهرش سلامالله علیها میگوید و تصویر حرم را قاب میگیرد. مگر میشود این تصاویر را دید و دلتنگ حرم نشد مخصوصا که زندگی به تن و جانت سخت گرفته باشد و دنبال آغوش امن آقایت باشی! دل او هم از روی تخت بیمارستان پرکشیده بود: کاش میشد الان حرم امام رضا بودیم! اما زود به خودش نهیب زد «اووووه ۱۴۰۰ کیلومتر راهه، تازه اگرم نبود مگه من میتونستم از رو تخت بیمارستان بلند شم با این حالم؟!» دوباره زل زد به تلویزیون و صحن و سرای حرم، بازهم صدای صلوات خاصه امام رضا به گوشش میرسید اما اینبار از جایی نزدیکتر شاید همین چند قدمیاش و در راهرو بیمارستان! وقت ملاقات بود و اینبار امام رضا علیهالسلام برای دیدار بیماران آمده بود. خادمان آستان قدس رضوی با پرچم حرم بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج در بیمارستان خلیج فارس بندرعباس حضور پیدا کردند و فرصت زیارت و چشیدن طعم نبات و نمکهای تبرکی آقا نصیب کادر درمان و بیماران شد. جالبتر اینکه خادمان حرم در گوش نوزادان تازه متولد شده اذان گفتند و اولین هدیه این نوزادان از آستان قدس رضوی رسیده بود.
زعفران ایرانی سر سفره ۵۵ کشور جهان
سکوی پیشین خبرخوب دل شما را هم مشهدی کرد؟! زیارت قبول! عجله نکنید قرار نیست به همین زودی از شهر امام رضا جانمان سفر کنیم. خبرخوب بعدیمان هم در این سکو از مشهدالرضا است و طلای سرخ سوغاتش که به دل ۵۵ کشور جهان نشسته است. مدیرکل توسعۀ بازار تعاون روستایی از افزایش صادرات زعفران با بستهبندی زیر ۳۰ گرم در سال ۱۴۰۲ نسبت به سالهای قبل خبر داد و گفت: ۲۲۱ تن زعفران ایرانی سال ۱۴۰۲ به ۵۵ کشور صادر شد. امارات، چین، اسپانیا، افغانستان، قطر، ایتالیا، کویت، عمان، بحرین و فرانسه مقاصد اول تا دهم صادرات زعفران ایرانی بودند.
پادرمیانی امام رضا بین سه طایفه خوزستانی!
امروز انگار بسته خبرخوبمان را از هر سمت و سویی که ببریم یک سرش ختم میشود به آقای مهربانیها امام رضا علیهالسلام. اصلا انگار خادمان آستان قدس رضوی با آن رداهای سرمهای دلنشینشان، دست ما و شما را هم گرفتهاند و تا آن پرچم ملکوتی بارگاه رساندهاند که اینقدر بستهخبرخوب امروزمان عطرآگین است. دهه کرامت که میآید خادمان آقا هم بار و بندیل جمع میکنند و سفیران عشق میشوند در جای جای کشورمان و هرسال کولهبارشان سنگینتر میشود از گرههایی که به واسطه توسل مردم به آقاجانمان باز میشود و حاجتهایی که اجابت میشود، اما چهارمین بسته خبرخوبمان از سه طایفه خوزستانی حکایت دارد که به احترام پرچم مقدس بارگاه رضوی اختلاف چندین و چندسالهشان را کنار گذاشتند و به جای پیگیری پروندههای قضاییشان و اجرای احکام، همدیگر را بخشیدند و میان بزرگان طایفه صلح و سازش برقرار شد.
آقایی که حرفهای یواشکی دلمان را هم میشنود!
از عبدالله بن ابراهیم غفارى نقل است که تنگ دست بودم و روزگارم به سختى مىگذشت. یکى از طلبکارهایم براى گرفتن پولش مرا در فشار گذاشته بود. به طرف صریا حرکت کردم تا امام رضا(ع) را ببینم. مىخواستم خواهش کنم که وساطت کنند از او بخواهد که مدتى صبر کنند. خدمت امام که رسیدم مشغول صرف غذا بودند. مرا هم دعوت کرد تا چند لقمهاى بخورم. بعد از غذا ، از هر درى سخن به میان آمد و من فراموش کردم که اصلا به چه منظورى به صریاء آمده بودم. مدتى که گذشت، حضرت رضا(ع)، اشاره کردند که گوشه سجادهاى را که در کنارم بود ، بلند کنم. زیر سجاده، سیصد و چهل دینار بود. نوشتهاى هم کنار پول ها قرار داشت. «ما تو را فراموش نکردهایم. با این پول قرضت را بپرداز! بقیهاش هم خرجى خانوادهات است.»
خوشخبر باشید!
و اما سخن پایانی، خبرهای خوبتان را در قالب دلخواه خود (عکس، متن، فیلم، صوت و…) تولید کنید و آن را با هشتگ #خبر_خوب در شبکههای اجتماعی منتشر کنید تا هم دیگران را در حال خوش خودتان شریک کنید و هم ما بتوانیم اخبار شما را بازنشر کنیم. اگر هم تمایل داشتید در هر یک از شبکههای اجتماعی که فعال هستید، خبرتان را از طریق اکانت khabar_khoub_iran@ یا شماره تلفن ۰۹۳۳۰۸۲۶۳۱۲ برای ما بفرستید. در این جشنواره فرقی نمیکند در ایتا و بله و روبیکا و گپ باشید یا در تلگرام و اینستاگرام و توییتر و واتساپ؛ مهم این است که سهمی در حال خوش اطرافیانتان داشته باشید.منتظر خبرهای خوب شما هستیم. خوشخبر باشید.پایان پیام/#امام_رضا #دهه_کرامت #مشهد #زعفران #دانش_بنیان #فرزندآوری #نوزاد
07:01 - 23 اردیبهشت 1403