حمیدرضا بنایی، کارگردان فیلم «حاج غلام»، میگوید در جریان ساخت روایت زندگی شهید غلامرضا سلیمانی و آشنایی با سالها تلاش او برای محرومیتزدایی و حل مشکلات مردم، به زندگی این فرمانده شهید غبطه خورده است؛ بهویژه وقتی در سفر به یکی از روستاهای محروم چهارمحال و بختیاری فهمیده شهید سلیمانی برای پیگیری مشکلات مردم، دو بار مسیر سخت این منطقه را طی کرده بود.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| قرار بود حمیدرضا بنایی فقط زندگی یک فرمانده شهید را روایت کند؛ مردی که از فارسان برخاسته بود، سالها در مسؤولیتهای مختلف سپاه فعالیت کرده و در نهایت به یکی از چهرههای شناختهشده عرصه خدمت و محرومیتزدایی تبدیل شده بود. اما هرچه دوربین «حاج غلام» جلوتر رفت، خودِ کارگردان هم بیشتر درگیر شخصیتی شد که پیش از این شناخت چندانی از او نداشت.بنایی این روزها در حال ساخت مجموعهای پنجقسمتی از زندگی شهید غلامرضا سلیمانی به سفارش بنیاد فرهنگی روایت فتح است؛ مجموعهای که هر قسمت، بخشی از زندگی این فرمانده را از زاویهای متفاوت روایت میکند؛ از خانواده و سالهای زندگی در چهارمحال و بختیاری تا ۱۲ سال مدیریت در سپاه اصفهان و هفت سال مسؤولیت در سازمان بسیج مستضعفین.اما در میان همه روایتهایی که بنایی برای ساخت این مجموعه شنیده، یک سفر برایش متفاوتتر از بقیه بوده است؛ سفری به یکی از روستاهای محروم چهارمحال و بختیاری.جایی که یک فرمانده برای چند خانواده رفتبنایی به خبرنگار فارس میگوید برای تصویربرداری به روستایی رفتهاند که دسترسی به آن ساده نبوده است. گروه فیلمبرداری با خودرو مسیر سخت منطقه را طی کرده و خودِ کارگردان از دشواری راه خسته شده است.اما بعد متوجه شده شهید سلیمانی نه یک بار، بلکه دو بار همین مسیر را طی کرده بود؛ آن هم نه برای یک سفر تشریفاتی، بلکه برای اینکه مشکل مردم همان منطقه را پیگیری کند.کارگردان «حاج غلام» میگوید شهید سلیمانی در آن زمان فرمانده استان را نیز همراه خود میکرد و حتی مسؤولانی را از تهران پای کار میآورد تا برای مشکلات جاده و آب منطقه راهحلی پیدا شود.
۱۳ MB
اینجا روایت برای بنایی شکل دیگری پیدا میکند؛ چون پای صحبت مردم که مینشیند، میبیند مسئله فقط یک پروژه عمرانی نیست.یک قاطر، لباس و ظرف و راهی طولانی تا چشمهروستا کوچک بود؛ حدود ۱۰ تا ۱۲ خانوار در آن زندگی میکردند. اما برای یکی از خانوادهها، تأمین آب و حتی شستن لباس و ظرف، بخشی از زندگی هفتگی بود.بنایی در روایت خود از دختری در این روستا میگوید که لباسهای یک هفته خانواده و ظرفهای استفادهشده را جمع میکرد، آنها را روی قاطر میگذاشت و راهی چشمه میشد.او باید لباسها و ظرفها را در چشمه میشست، آب مورد نیاز را تهیه میکرد و دوباره همان مسیر را به روستا برمیگشت.کارگردان میگوید وقتی از او پرسیده این کار را چند وقت یکبار انجام میدهد، پاسخ شنیده است: هفتهای یک بار.همین تصویر برای بنایی کافی بود تا بفهمد چرا شهید سلیمانی آن مسیر را طی کرده است.او میگوید وقتی متوجه شده شهید سلیمانی برای حل همین مشکل به آن منطقه رفته، نگاهش به شخصیت او تغییر کرده است؛ فرماندهای که محرومیتزدایی برایش فقط یک عنوان در شرح مسؤولیتها نبود و برای رسیدن به مردم، خودش راهی مسیرهای سخت میشد.
۱۷ MB
«روزانه ۱۶، ۱۷ ساعتش برای مردم بود»بنایی در جریان ساخت این مجموعه با افراد مختلفی از خانواده، دوستان و همکاران شهید در چهارمحال و بختیاری، اصفهان و تهران گفتوگو کرده است.نکتهای که برای او جالب بوده، شباهت روایت این افراد است؛ کسانی که در دورهها و شهرهای مختلف با شهید سلیمانی کار کردهاند، از ویژگیهایی مانند پشتکار، دغدغه مردم و توجه به همکارانش سخن گفتهاند.کارگردان «حاج غلام» میگوید در جریان این گفتوگوها به این نتیجه رسیده که شهید سلیمانی بخش زیادی از روزش را صرف مسائل مردم میکرد؛ به گفته او، این فرمانده گاهی روزانه ۱۶ تا ۱۷ ساعت برای پیگیری امور و معیشت مردم وقت میگذاشت.برای بنایی که پیش از آغاز پروژه شناخت چندانی از شهید سلیمانی نداشته، کنار هم قرار گرفتن این روایتها یک تصویر تازه ساخته است؛ تصویری از فرماندهی که مسؤولیت برایش پشت میز تمام نمیشده و بخشی از آن در روستاهای دورافتاده، جادههای سخت و میان مشکلات واقعی مردم ادامه پیدا میکرده است.از فارسان تا اصفهان و تهرانمجموعه «حاج غلام» قرار است زندگی شهید غلامرضا سلیمانی را در چند مقطع روایت کند؛ یک قسمت به خانواده او و گفتوگو با دختران، برادر و دوستان شهید اختصاص دارد، بخش دیگری به چهارمحال و بختیاری و سالهای فعالیت او در زادگاهش میپردازد و در قسمت دیگری، ۱۲ سال مدیریت او در سپاه اصفهان روایت میشود.هفت سال مدیریت در سازمان بسیج مستضعفین نیز بخش دیگری از این مجموعه است و قسمت پایانی، به روایت زندگی شهید از فارسان تا شهادت میپردازد.
بنایی میگوید در این مسیر با افرادی گفتوگو کرده که هرکدام بخشی از زندگی شهید را دیدهاند؛ اما وقتی این روایتها کنار یکدیگر قرار گرفته، تصویری مشترک از شخصیتی شکل گرفته که دغدغه مردم در بخشهای مختلف زندگیاش تکرار شده است.«واقعاً به زندگیاش غبطه خوردم»شاید مهمترین جمله کارگردان «حاج غلام» درباره این تجربه، همان جایی باشد که دیگر فقط از یک شخصیت سینمایی صحبت نمیکند. بنایی میگوید: «من زندگی شهدای مختلفی را ساختهام، ولی وقتی درگیر زندگی غلامرضا سلیمانی شدم، دیدم واقعاً چقدر آدم بزرگی است.»او از تجربه ساخت این مجموعه میگوید و اینکه شخصیت شهید سلیمانی برایش بهعنوان یک فیلمساز جذاب شده است؛ اما آنچه بیش از همه برایش باقی مانده، دیدن فاصله میان عنوان «فرمانده» و واقعیت زندگی مردی است که برای حل مشکل مردم، خودش مسیرهای سخت را طی میکرد.به گزارش فارس، حمیدرضا بنایی، کارگردان و مستندساز اهل شهرری، دانشآموخته مدرسه هنر و دانشگاه سوره است. او با کارنامهای پربار در حوزه سینمای مستند و داستانی، بیش از ۲۰ اثر درباره زندگی شهدای جنگ تحمیلی و مدافع حرم تولید کرده است.از جمله آثار شاخص او میتوان به مستند «حبیب آقا» درباره شهید حبیبالله افتخاریان، مستند «مثل برادر» روایتی از رفاقت ۴۰ ساله سردار سلیمانی و شهید حسین پورجعفری، و مجموعه پنج قسمتی «حاج غلام» درباره شهید غلامرضا سلیمانی اشاره کرد.او که دستیاری مرحوم حبیبالله کاسهساز را نیز در کارنامه دارد، در آثار خود بر پرهیز از اغراق و تکیه بر واقعیت تأکید دارد و معتقد است شهدا بهذاته چهرههای ماندگاری هستند که نیازی به بزرگنمایی ندارند.#شهید_غلامرضا_سلیمانی#حاج_غلام#حمیدرضا_بنایی
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
انتشار نخستینبار| سرداران شهید شیرازی و پاکپور در قله جاسوسان
تصاویر مربوط به سال ۱۳۹۱ از حضور شهیدان سپهبد پاسدار محمد پاکپور و سرلشکر بسیجی محمد شیرازی در کنار رزمندگان تیپ قمر بنیهاشم(ع) در ارتفاعات جاسوسان و مناطق مرزی شمالغرب کشور، در مأموریتی که به نمایندگی از رهبر شهید انقلاب اسلامی انجام شد، برای نخستینبار منتشر شد؛ تصاویری از روزهای سخت استقرار رزم…
پیادهروها را به مردم بازگردانید؛ ایمنی شهروندان را تضمین کنید
گسترش ساختوساز در شهر، پیادهروهای بسیاری را به محل استقرار کارگاههای ساختمانی تبدیل کرده است. در برخی پروژهها پیادهرو کاملاً مسدود شده و در برخی دیگر، مسیر عبور عابران بسیار باریک، ناهموار و ناایمن است و مردم ناچارند برای عبور وارد خیابان شوند.
این مشکل فقط مربوط به خیابانهای پرتردد نیست و در بسیاری از محلههای شهر نیز دیده میشود؛ در حالی که کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت، استفادهکنندگان از ویلچر و والدین همراه کالسکه، بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند.
پیادهرو متعلق به مردم است و ساختوساز نباید حق عبور ایمن شهروندان را از بین ببرد.
اگر پروژهای ناچار به اشغال پیادهرو است، باید پیش از آن مسیر جایگزین ایمن، هموار، پیوسته و قابل دسترس ایجاد شود و حداقل عرض مفید آن طبق ضوابط فنی مشخص و در تمام طول مسیر حفظ شود.
از سوی دیگر، صرف نصب یک گونی یا پوشش ظاهری در اطراف ساختمان، ایمنی ایجاد نمیکند. پروژهها باید متناسب با میزان خطر، به حصار و تجهیزات حفاظتی استاندارد و مقاوم، توری ایمنی و سایر تجهیزات لازم برای جلوگیری از سقوط مصالح و ابزار مجهز شوند و سلامت این تجهیزات در طول پروژه نیز کنترل شود.
مسیر عبور عابران و محدوده خطر باید در ساعات تاریکی نیز روشنایی و علامتگذاری مناسب داشته باشد.
شهرداری نباید فقط هنگام صدور مجوز نظارت کند؛ بلکه باید بازرسیهای دورهای و سرزده داشته باشد و در صورت وجود خطر جدی، پروژه را تا رفع خطر متوقف کند.
همچنین شهروندان باید بتوانند پروژههای ساختمانی ناایمن را بهسادگی گزارش کنند و نتیجه رسیدگی به گزارش خود را پیگیری کنند.
مطالبه ما
از شهرداری میخواهیم:
* اشغال پیادهرو را مشروط به تأمین مسیر جایگزین ایمن و استاندارد کند.
* استفاده از گونی و پوششهای غیرمقاوم را بهعنوان حفاظ ایمنی کافی نپذیرد.
* استفاده از حفاظ، توری و تجهیزات استاندارد برای جلوگیری از سقوط مصالح را الزامی کند.
* حداقل عرض مسیر عبور و الزامات مناسبسازی برای افراد دارای معلولیت را رعایت و کنترل کند.
* روشنایی و علامتگذاری شبانه مسیرهای موقت را الزامی کند.
* بازرسی مستمر از پروژهها داشته باشد و پروژههای خطرناک را تا رفع نقص متوقف کند.
* سامانهای مؤثر برای گزارش پروژههای ساختمانی ناایمن و پیگیری نتیجه آن ایجاد کند.
ساختوساز برای توسعه شهر ضروری است؛ اما امنیت شهروندان نباید هزینه آن باشد.
پیادهروها را به مردم بازگردانید و ساختوساز ایمن را تضمین کنید.