«عُمان»، شاعر نامداری که کربلا را از سوگ خارج کرد
تا پیش از «عُمان سامانی»، شاعران کربلا را بیشتر در قالب سوگ و مرثیه میسرودند. اما «عُمان»، شاعر سامانی، با «گنجینهالاسرار» این سنت را شکست. او کربلا را «میدان عشق» خواند و امام حسین(ع) را «سلطان عشقی» که برای وصال به میدان رفته است.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| عاشورا را با چشم دل باید دید. «عُمان سامانی»، شاعر عارفمسلک سامانی، این کار را کرد. او در مثنوی «گنجینهالاسرار» کربلا را نه یک اتفاق، که یک «سیر و سلوک عارفانه» به تصویر کشید. در نگاه او، امام حسین(ع) «سلطان عشق» است که در «میدان عشق» به وصال حق میرسد. خداوند خود را «خون بهای» او معرفی میکند و مرگ، در این نگاه، نه پایان که اوج وصال است. امروز که در سوگ سیدالشهدا(ع) اشک میریزیم، مرور این روایت ناب نیز میتواند دریچهای تازه به سوی درک عاشورا بگشاید.رهبر شهید: من قبل از اینکه این استان و سامان را بشناسم، عمان سامانی را میشناختممیرزا نورالله عمان سامانی، ملقب به تاجالشعرا، در سال ۱۲۵۸ قمری در شهر سامان از توابع چهارمحال و بختیاری متولد شد. نیاکان او همگی اهل ادبیات عرفانی بودند و او نیز در سلک تصوف و عرفان و در زمره ارادتمندان سلسله نعمتاللهیه قرار داشت. عمان سامانی پس از تحصیل در اصفهان و بهرهمندی از محضر عارف و حکیم مشهور آخوند کاشی، به سرودن اشعار عرفانی روی آورد. وی در شصت و چهار سالگی به دیار باقی شتافت و بنا بر وصیتش، پیکرش به نجف اشرف منتقل شد.مقام معظم رهبری، بارها و بارها از «عُمان سامانی» به عنوان یکی از مفاخر چهارمحال و بختیاری یاد کردهاند. ایشان در سفر سال 1371 به چهارمحال و بختیاری فرمودند: «من قبل از اینکه این استان را بشناسم و سامان را بشناسم، عمان سامانی و دهقان سامانی را میشناختم.»
«گنجینهالاسرار»؛ روایت عرفانی از حماسه کربلا«گنجینهالاسرار» مثنوی ۸۳۱ بیتی عمان سامانی است که در سال ۱۳۰۵ قمری در اصفهان و به تشویق آقا سلیمانخان، رئیس خواجهسرایان، به نظم کشید. این اثر در زمره آثار فاخر عاشورایی است که نگاهی تأویلی و عرفانی به نهضت امام حسین(ع) دارد.«عُمان» سامانی را میتوان اولین شاعری خواند که اشعار کربلایی را از قالب سوگ خارج کرد و این واقعه عظیم را در قالبی حماسی آمیخته با عشق و روشنگری ارائه نمود.این مثنوی شریف به روش بینامتنی سروده شده و به آیات قرآن کریم، احادیث، اشعار و اصطلاحات شعرا و عرفای سلف نظیر ابن عربی، شبستری و حافظ تلمیح و تضمین شده است. ساختار این اثر دارای یک دیباچه منثور و ۴۱ بخش منظوم است که بخش اول شامل تجلی خدا در هستی و قوس نزول و بخش ۴۱ بیان قوس صعود حسینی و اختتام منظومه است.گفتگوی سلطان عشق با جبرئیل؛ مرگ اختیاری در میدان عشقیکی از خواندنیترین بخشهای این مثنوی، گفتگوی جبرئیل با امام حسین(ع) است. در این بخش، جبرئیل به عنوان «سلطان عشق» با امام حسین(ع) سخن میگوید و پیام حق را به ایشان میرساند:«جبرئیل آمد که ای سلطان عشق / یکه تاز عرصه میدان عشق»در این گفتگو، خداوند خود را «خون بهای» امام حسین(ع) معرفی میکند:«چون خودی را در هم کردی رها / تو مرا خون، من تو رایم خون بها»این اشاره به حدیث قدسی معروفی دارد که در آن، خداوند میفرماید: «هر که به من عشق بورزد، او را خواهم کشت و خون بهایش بر من واجب است و من خود خون بهای او هستم.» عمان سامانی با این تعبیر، «مرگ اختیاری» امام حسین(ع) را به عنوان اوج سیر و سلوک عارفانه به تصویر کشیده است.
امام حسین(ع)؛ سلطان عشقی که در میدان عشق به فنای فی الله رسیددر نگاه «عُمان» سامانی، امام حسین(ع) تنها یک امام مظلوم نیست؛ او «سلطان عشقی» است که در «میدان عشق» به مقام «فنای فی الله» و «بقای بالله» نائل شده است. عاشورا در این نگاه، یک سفر جهادی عاشقانه است که در آن، «مرگ اختیاری» رخ مینماید و خداوند خود را «خون بهای» آن خوانده است.پیروان امام حسین(ع) در این نگاه، پیروزمندان تاریخ هستند. آنها با خدایند و خدا با آنهاست. راه شهادت برای مجاهدان طریق الهی و طریقت «سلطان عشق» گشوده است و شهیدان عشق، زندگی زیبای جاوید دارند. «عشق» کلیدواژه اصلی نهضت «سلطان عشق» در مثنوی عمان سامانی است.
وداع جانسوز خواهر و برادر؛ روایت عاشقانه عمان از کربلایکی از تأثیرگذارترین بخشهای «گنجینهالاسرار»، وداع امام حسین(ع) با حضرت زینب(س) است. عمان سامانی این وداع را با زبانی عرفانی و بیدلانه به تصویر کشیده است. در این بخش، حضرت زینب(س) با اشک و آه، جلوی اسب برادر را میگیرد و با او به گفتگو مینشیند. امام حسین(ع) در پاسخ به خواهر خود میفرماید:«با زبان دیگر این آواز نیست / گوش دیگر محرم این راز نیست»و زینب(س) در پاسخ میگوید:«تو شهادت جستی ای سبط رسول / من اسیری را به جان کردم قبول»این اشعار، نشان از نگاه عرفانی عمان به واقعه کربلا دارد. او امام حسین(ع) را «سلطان عشق» میخواند که در «میدان عشق» واصل به مقام «فنای فی الله» شده است.تحلیل دکتر سید سلمان صفوی؛ گنجینهای در تراز جهانیسید سلمان صفوی، رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن، در تحلیلی بر «گنجینهالاسرار» عمان سامانی، این اثر را یکی از گنجینههای ادبیات عرفانی جهان اسلام معرفی کرده است. به گفته صفوی، عمان سامانی در این منظومه از منظر عرفانی با زبان استعاری، نهضت امام حسین(ع) را سفر جهادی «سلطان عشق» در «میدان عشق» میخواند.وی تأکید کرده است که در سیر و سلوک جهاد عشق، «مرگ اختیاری» رخ مینماید که حضرت حق خویشتن را «خون بهای» آن خوانده است. از نگاه دکتر صفوی، «سلطان عشق» امام حسین(ع) در میدان عشق واصل به مقام فنای فی الله و بقای بالله شده است.
عمان سامانی، شاعر بزرگ بام ایران، در «گنجینهالاسرار» عاشورا را با زبان عشق روایت کرد. او امام حسین(ع) را «سلطان عشق» خواند که در «میدان عشق» به مقام «فنای فی الله» نائل شد و خداوند خود را «خون بهای» او معرفی کرد. او با نگاهی تأویلی و عرفانی، حماسه کربلا را از قالب سوگ و مرثیه خارج کرد و آن را در قالبی حماسی آمیخته با عشق و روشنگری ارائه نمود.«گنجینهالاسرار»؛ گنجینهای که در بام ایران متولد شد و در قلب تاریخ جاودانه گشت. عاشورا در نگاه عمان، فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ «سفر جهادی سلطان عشق در میدان عشق» است. و این، شاید زیباترین روایت عاشورا باشد.
افتخاری برای بام ایراندر «گنجینهالاسرار»، عمان سامانی صحنههای عاشورا را با زبانی عرفانی و بیدلانه به تصویر کشیده است. در وداع جانسوز امام حسین(ع) با حضرت زینب(س)، آنجا که خواهر، عنان اسب برادر را میگیرد و اشکها راه را میبندد، عمان این لحظه را چنین روایت میکند:«با زبان دیگر این آواز نیست / گوش دیگر محرم این راز نیست»و در وصف علمدار کربلا، حضرت عباس(ع)، وقتی مشک آب را بر دوش میگیرد تا به خیمهگاه تشنهکامان برساند، میسراید:«مشک بر دوش آمد از شط چون برون / شد بسوی تشنه کامان رهسپر»عمان سامانی در «گنجینهالاسرار» ثابت کرد که عاشورا را میتوان با چشمی دیگر دید. «گنجینهالاسرار» نه فقط یک مثنوی عاشورایی، که افتخاری است برای بام ایران.
10:52 - 4 تیر 1405