نگاه امیدوارانه به بیگانه و ترویج خوی اشرافیگری، از آسیبهای انقلاب
نگاه امیدوارانه به بیگانه، عدم توجه به توان و قدرت داخلی و همچنین رواج اشرافیگری و تجملگرایی در بین مسئولین، بزرگترین آسیب برای ارزشهای انقلاب است.
به گزارش خبرگزاری فارس از ابرکوه، یکى از اهداف اصلى انقلاب اسلامى که بر پایه آموزههاى دینى بنا نهاده شده محو طاغوت و تفکر طاغوتى بوده است. بر همین اساس، صفات برگرفته از نظام طاغوتى از قبیل تجملگرایى، اشرافیگری، ویژهخوارى، سهمخواهى و زیادهطلبى در زمره مذمومترین رفتارهاى کارگزاران نظام اسلامى برشمرده شده و رهبر حکیم انقلاب نیز مسئولان را در تمام ردههاى حاکمیتى، از این صفات ناپسند بر حذر داشتهاند. یکى از ملاکهاى اصلى سنجش مسئولین با معیارهاى انقلاب، شیوه زندگى و نوع رفتار آنان با مردم است. هر اندازه که به معیارهاى انقلابى پایبند باشند، به همان اندازه از صفات مغایر با آرمانهاى انقلاب فاصله گرفته و خود را با ارزشهاى اسلامى و انقلابى هماهنگ خواهند ساخت و هر مقدار که تجملگرایى و اشرافی گری در سبک زندگى شخصى و ادارى آنها رخنه کرده باشد، از این ارزشها دور مىشوند. آندسته از مسئولین که از فرصت خدمتگزارى به مردم، براى ثروتاندوزى سوءاستفاده مىکنند، بهتدریج از عامه مردم که دغدغه انقلابى دارند، فاصله گرفته و در جهت برآورده کردن توقعات طبقه مرفه قدم برمیدارند بهطور که مردم دیگر قادر به درک آنان نیستند. دردناکتر از این حالت، زمانی است که متجاهرین به اشرافی گری، بهعنوان ذخیره کشور معرفى شده و بر بهکارگیرى این قشر مدعى در مناصب مدیریتى، اصرار میشود.
در این صورت، خطرى که سکاندار انقلاب به آن اشاره داشتند، اتفاق افتاده، اعتماد مردم به مسئولان کاهشیافته و بین آنان با مردم شکاف ایجاد خواهد شد اگر اولین نتیجه تفکر اشرافى و تجملگرایى را بىتوجهى به قشر ضعیف و محرومان جامعه بدانیم، یقیناً سخنى بهگزاف نگفتهایم. این قشر، بنا بر توصیف امام راحل، «ولىنعمتان انقلاب» هستند و در تمام بزنگاههای تاریخ بهدور از تزویر در صف اول ایستاده ولى سهمشان از معیشت عزتمندانه بهاندازهاى که برخى براى رفاه حداکثرى قشر برخوردار جامعه تلاش مىکنند، ادا نشده است. نگاه امیدوارانه به بیگانگان! پیشرفتهاى جمهورى اسلامى در تمام زمینهها اعم از هوا - فضا، نانو تکنولوژى، پزشکى، هستهاى، نظامى و... را حتى دشمنان و سلطهگران جهانى نیز نتوانستهاند تکذیب کنند ولى با اینحال، برخى بهجاى اتکا و تمرکز بر این توانمندىهاى خارقالعاده، هنوز راهحل خروج از مشکلات و معضلات کشور را در نگاه امیدوارانه به بیگانگان تعریف مىکنند و این زنگ خطرى است که بهاندازه همه تهدیدات کشور باید به فکر مقابله با آن بود. تجربیاتى از خطرات و آسیب هاى خوى اشرافیگری در تاریخ 39 ساله جمهورى اسلامى نیز نمونهها و تجربیاتى از خطرات و آسیبهاى خوى اشرافی گری و خودبرتربینى برخى خواص وجود دارد که شاید بتوان مهمترین آنها را فتنه بزرگ سال ۱۳۸۸ دانست.
به اعتقاد بسیارى از ناظران و تحلیلگران، بسترها و زمینههاى حوادث پس از انتخابات ریاست جمهورى دهم، ریشه در سالهاى پس از دفاع مقدس و رحلت امام خمینى و آلوده شدن دولتها و دولتمردان نظام اسلامى به اشرافیت سیاسى، اقتصادى و فرهنگى داشت قرآن و منابع تاریخى و روایى شیعه پر است از مواردى که مستقیم و غیرمستقیم آموزههایى مرتبط با موضوعاتى از قبیل زهد، روابط اجتماعى، متکبران و مستکبران، تفاخر و زیادهطلبى و امثال آنها طرح مىنماید. در اندیشه دینى یکى از مهمترین عوامل انحطاط جوامع و گرفتار شدن در عذاب الهى، انحراف بزرگان جامعه بهویژه ثروتمندان و فساد انگیزی آنان معرفى شده است. انقلاب اسلامى سعى بر آن داشته است که گام در مسیر تحقق نظام و جامعهاى اسلامى بگذارد، بنابراین بررسى و شناخت ابعاد متفاوت موضوع در اندیشه دینى از اهمیت فراوانى برخوردار است. نظام مدیون پابرهنگان و مستضعفان است رهبر کبیر انقلاب، مسئولان نظام را مدیون پابرهنگان و مستضعفان مىدانند که آنان را از زندانها و انزوا نجات دادهاند؛ همچنین ایشان پس از پایان جنگ تحمیلى از شروع جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنهها و مرفهین بىدرد خبر مىدهند. آیتالله خامنهاى نیز در برهههاى مختلف زمانى بعضاً با تعابیرى نادر و کمنظیر به خوى اشرافی گری و دنیاطلبى میتازند که بدون شک این تأکیدات مکرر نشاندهنده اهمیت فوقالعاده موضوع است.
رواج اشرافی گری از دوره سازندگى یکى از انتقادات جدى که از همان اوایل به دولت دوران سازندگی وارد مىشد، موضوع ترویج تجملگرایى و رفاهطلبى بود چیزى که بسیارى آنها عیان و واضح مىدیدند. این واقعیت تلخ بود که سیاستهاى برخى عناصر این دولت، مسابقهاى بىحساب در دنیاخواهى و منفعتطلبى بهویژه در میان مسئولان و صاحبمنصبان را در پى داشته است. روحیه رفاهطلبى و برترىجویى در دولت موسوم به اصلاحات نیز نهتنها تضعیف نشد، بلکه در حوزه سیاسى و فرهنگى نیز بهشدت گسترش یافت. نگاه و منش اشرافى چیزى بود که بهروشنى در فتنهانگیزى سال ۸۸ دیده مىشد زیرا برخى از سردمداران فتنه که عموماً از دولتمردان سابق بودند و آزرده از کوتاه شدن دستشان از منابع و مطامع، تلاش داشتند به هر نحو ممکن به مسند قدرت بازگردند، برخی دیگر نیز به خاطر حفظ منافعشان سکوت کردند. آنان جنبه سیاسى، فرهنگى، اجتماعى و یا اقتصادى بالاتر براى خود قائل بودند و براى دست یافتن به این حق خود انگاشته هر اقدامى را مجاز شمردند. موضوع طبقات مستضعف، عدالت و امثال آن از یکسو و اشرافیت، مفاسد اقتصادى و موضوعات مشابه از دیگر سو، از مباحثى است که حجم زیادى از تولیدات فرهنگى و هنرى را به خود اختصاص داده است.
رهبر معظم انقلاب هشدارهایی را مکرراً در رابطه با اشرافیگری و رعایت حقوق مستضعفین به مسئولان و مردم میدادند که برخی از آنها به شرح ذیل است: «لزوم حفظ و تقویت روحیهى مردمى و پرهیز از اشرافی گری» ۶/۴/۹۶ در جامعهى اسلامى، حکومت سلطنتى، حکومت شخصى معنا ندارد، حکومت زَر و زور، حکومت اشرافى، حکومت تکبّر بر مردم معنا ندارد، حکومت امتیازخواهى و زیادهخواهى و براى خود جمع کردن و افزودن معنا ندارد ۳۰/۶/۹۵ اگر مجلس مرعوب غرب باشد، مرعوب آمریکا باشد، دنبال حاکمیت جریان اشرافی گری باشد، ریلگذارى او در این جهتها خواهد بود؛ کشور را بدبخت خواهند کرد. ۲۸/۱۱/۹۴ امام طرفدار جدی حمایت از محرومان و مستضعفان بود؛ امام نابرابرى اقتصادى را با شدّت و حدّت رد مىکرد؛ اشرافی گری را با تلخى رد مىکرد؛ به معنای واقعى کلمه امام طرفدار عدالت اجتماعى بود؛ طرفدارى از مستضعفان شاید یکى از پرتکرارترین مطالبى است که امام بزرگوار ما در بیاناتشان گفتند. ۱۴/۳/۹۴ اولین ضعف ما گرایش به دنیاطلبى بود که گریبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسؤولین دچار دنیاطلبى شدیم، دچار مادیگرائی شدیم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافی گری یواشیواش از قبح افتاد. وقتى ما اینجور شدیم، این سرریز مىشود به مردم. ۱۴/۱۱/۹۰ وقتى من و شما زندگیمان را زندگى رفاهطلبانه و اشرافى قرار بدهیم، مردم از ما یاد مىگیرند.
یک عدهاى منتظر بهانهاند؛ به ما نگاه مىکنند، مىگویند آقا ببینید اینها چهجورى زندگى مىکنند، ما هم مىخواهیم همینجور زندگى کنیم ۱۶/۵/۹۰ انتهای پیام/3404.
14:35 - 12 اسفند 1396