سیاست خارجی جدید اوباما در وضعیت عدم اطمینان
در فضای رقابتهای انتخاباتی سال 2012 که اوباما تلاش میکرد تا توانمندیهای مدیریتی خود را برای گرفتن مسئولیت دور دوم ریاست جمهوری اثبات کند، عمده ترین انتقاداتی که از سوی رقبای جمهوری خواه به وی وارد بود در عرصه سیاست خارجی بود.
به گزارش خبرگزاری فارس، از ابتدای سال 2009 میلادی که باراک اوباما سکان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا را برای آغاز دور اول به دست گرفت سیاست خارجی آمریکا با فراز و فرودهای قابل توجهی مواجه بود. برخی اقدامات و تصمیمهای اوباما بر محوریت شعار «تغییر» توانست برای منافع ملی آمریکا دستاوردهای ملموسی به همراه داشته باشد. برخی موفقیتهای سیاست خارجی اوباما در این خصوص را میتوان به خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق، مدیریت نسبی تحولات افغانستان و معرفی نتیجه از این جنگ به جامعه جهانی و داخل آمریکا با هدف قرار دادن رهبر گروه طالبان، اجرای سیاست نوسازی در روابط با روسیه و بالاخره ایجاد اجماع بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران در پرونده هستهای اشاره کرد.
با این وجود، در فضای رقابتهای انتخاباتی سال 2012 که اوباما تلاش میکرد تا توانمندیهای مدیریتی خود را برای گرفتن مسئولیت دور دوم ریاست جمهوری اثبات کند، عمده ترین انتقاداتی که از سوی رقبای جمهوری خواه به وی وارد بود در عرصه سیاست خارجی بود. به همین دلیل پس از پیروزی بر میت رامنی رقیب جمهوری خواه، نخستین اقدام مهم اوباما تغییر در تیم امنیتی خود بود. به طوری که تیم جدید اوباما وزیر خارجه، وزیر دفاع و رئیس سازمان سیا تغییر کردند. این تغییر و تحولات به شدت مورد توجه تحلیل گران کارشناسان قرار گرفت. در این راستا، شاید بتوان واقعی ترین ارزیابی در مورد چرایی این اقدام اوباما را این تحلیل عنوان کرد مبنی بر این که اوباما با هدف انسجام بخشی بیشتر در حوزه سیاست خارجی تلاش کرده است تا در کاخ سفید از افراد همسو تر و هماهنگ تر استفاده نماید.
در عین حال، مجموعه ارزیابی های موجود و هم چنین تحولاتی که در راهبرد سیاست خارجی اوباما تاکنون به وقوع پیوسته، بیانگر آن است که سیاست خارجی اوباما در دور دوم فاقد مختصات دقیق و روشن می باشد و به نظر نمی رسد آمریکا در چهار سال ریاست جمهوری اوباما آمادگی لازم برای انجام تغییرات دکترینی در سطح سیاست خارجی داشته باشد.
برای توضیح دلایل ادعای فوق، ابتدا باید تاکید کرد که کارشناسان معتقدند مجموعه ای از تحولات پس از جنگ سرد و وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 میلادی و هم چنین پیامدهای دو جنگ افغانستان و عراق و در نهایت بحران مالی غرب موجب شده است تا مفهوم دکترین امنیت ملی آمریکا بر محور «مدیریت بر چند جانبه گرایی راهبردی» و با هدف حفظ قدرت رهبری آمریکا تدوین شود. بنابراین راهبرد سیاست خارجی اوباما در مسیر این شیفت تاریخی ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است.
در این راستا، باید توجه داشت که اوباما قادر به انجام اقداماتی خارج از اصول و چهارچوب های دکترین امنیت ملی آمریکا نیست؛ چرا که آمریکا برای پیاده سازی اهداف و اصول دکترین امنیت ملی خود از وجود ساختارها و نهادهایی بهره می برد که طی سال های متمادی شکل گرفته اند و در واقع این ساختارها هستند که اصول راهنمای سیاست خارجی آمریکا را تصویب و ابلاغ می کنند. بنابراین با فرض وجود یک اراده متفاوت در تیم امنیتی اوباما در مورد شیوه برخورد با مسایل جهانی، این تیم تصمیم گیر نهایی نخواهد بود.
ضمن این که برخی ساختارهای مهم مانند کنگره که در اختیار جناح جمهوری خواه هستند حجم انتقادات خود را نسبت به سیاست خارجی اوباما افزایش داده اند. در این خصوص کیفیت رای دادن کنگره به تیم امنیتی جدید اوباما بیانگر آن است که کنگره با حفظ مواضع خود در حوزه سیاست خارجی و تنها با هدف همراهی نسبی با اوباما به این افراد رای داده است.
در حال حاضر نیز اوباما با موجی از انتقادات داخلی مواجه شده است. در این راستا، علاوه بر کیسینجر که سیاست خارجی اوباما را غیر قابل اعتماد معرفی کرده است، استفان والت تحلیل گر ارشد مسایل آمریکا اخیرا در نشریه فارین پالیسی نوشته است: دویدن برای نشستن روی صندلی که در اولین ماه دور دوم ریاست جمهوری اوباما رخ داد، یادآور آن است که واقعا رویکرد اساسی آمریکا به مسایل سیاست خارجی تا چه حد غیر جدی است. جان بولتون نیز با انتقاد از رویکردهای سیاست خارجی اوباما وی را متهم کرده است که اقدامات چهارسال گذشته وی سیاست های منطقه ای آمریکا را با چالش های جدی مواجه کرده است.
با این وجود، اوباما سعی کرده است با اتخاذ مواضع و رفتارهای متفاوت این گونه وانمود کند که قادر به ارائه طرح های ابتکاری در عرصه سیاست خارجی می باشد. یکی از این مواضع، رفتارهای جدی و تند وی در مقابل نتانیاهو بود که حتی موجب شد نتانیاهو در جریان رقابتهای انتخاباتی 2012 میلادی آمریکا از رقیب اوباما حمایت کند. به همین دلیل برخی کارشناسان این گونه تحلیل کردند که افزایش سطح چالش ها و اختلافات اوباما و نتانیاهو دلیلی برای عدم حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی در شرایط جدید منطقه ای و بین المللی است و حتی اوباما سعی خواهد کرد تا فرایند مذاکرات با طرف فلسطینی را به نتانیاهو تحمیل کند. اما رفتارهای عملی اوباما تاکنون بیانگر آن است که به هیچ عنوان قادر به رعایت نکردن ملاحظه امنیت رژیم صهیونیستی در راهبردهای منطقه ای امریکا نیست. در عین حال، هیچ گونه طرح جدی برای آغاز مذاکرات فلسطینی ندارد.
از طرف دیگر، به نظر می رسد سیاست خارجی اوباما با برخی واقعیت های جدید منطقه ای و بین المللی رو به رو شده و این واقعیت ها اجازه نخواهند داد سیاست خارجی اوباما برای حل و فصل آنها تصمیمهای شفاف و مشخصی اتخاذ نماید.
یکی از مهم ترین این واقعیت ها، تحولاتی است که در نتیجه وقوع انقلابهای عربی در منطقه شکل گرفته اند. کارشناسان معتقدند این تحولات موجب شده است تا راهبرد منطقه ای آمریکا در وضعیت «عدم اطمینان» قرار گیرد. به هیمن دلیل سیاست خارجی اوباما قادر نخواهد بود وضعیت روشنی را در مسیر این تحولات برای خود ببیند. حتی به نظر می رسد آمریکا میزان مسئولیت پذیری امنیتی مستقیم خود در قبال تحولات جدید منطقه را کاهش داده و دو گزینه تکیه بر راهبرد امنیت نیابتی و تشدید شکاف های قومی و مذهبی را برای مدیریت این تحولات انتخاب کرده است. این در حالی است که آمریکا از انتخاب چنین گزینه هایی نباید توقع کسب دستاورد های قابل اعتماد و اطمینان بخش داشته باشد.
لبته آمریکا در شرایط جدید با برخی واقعیت های جدید بین المللی نیز مواجه شده است. از جمله این واقعیت ها، افزایش قدرت های آسیایی و در عین حال تقویت اراده چالش گری روسیه با آمریکا در موضوعات مختلف است. در این خصوص، به نظر می رسد اوباما در شرایط کنونی نیز هیچ گونه راهبرد مشخصی برای تعریف رابطه جدید با روسیه ندارد.
نهایت این که عدم توانایی آمریکا برای اتخاذ تصمیم های قاطع در پرونده سوریه به این معنی است که اگر چه از سال ها پیش مطلوب آمریکا گزینه تغییر رژیم سوریه بوده است، اما اکنون برای دستیابی به چنین مطلوبیتی با طیفی از پیچیدگی های سیاسی و امنیتی مواجه شده و قادر به اجرای راهبرد مشخص نیست.
نویسنده: رضا مومن زادهانتهای پیام/ص
00:04 - 29 اسفند 1391