تغییر لحن غرب؛ تلاش برای خروج آبرومندانه از بحران سوریه

خبرگزاری فارس: تغییر لحن غرب و توطئه‌گران علیه سوریه نشان از آن دارد که آنان به ناکامی خود و بقای اسد و نظام در سوریه اذعان کرده و به دنبال یافتن راهی برای خروج مسالمت‌آمیز از بحران سوریه هستند.
به گزارش خبرگزاری فارس ، «لؤی حسن»،‌ نویسنده جهان عرب در مقاله‌ای در پایگاه خبری العهد، به بررسی آخرین تغییر و تحولات جاری در عرصه سیاسی و میدانی سوریه پرداخته و در این‌باره می‌نویسد: به نظر می‌رسد که تغییر و تحولات جدیدی در چارچوب بحران سوریه در جریان است و درحال شنیدن سخنانی هستیم که تا پیش از این طی بحران سوریه به گوش نمی‌رسید، اظهاراتی مانند: - آرویه لادسو، معاون دبیرکل سازمان در امور عملیات حفظ صلح: «معارضان مسلح در سوریه خطری علیه نیروهای حافظ صلح در جولان تشکیل می‌دهند». - لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه: نشانه‌هایی دال بر نزدیکی سقوط اسد وجود ندارد». این درحالی است که وی یک ماه و نیم پیش از آن در گفت‌وگو با رادیو فرانسه گفته بود: «به نظر من بشار اسد به آخر کار رسیده و باید از ائتلاف جدید معارضان سوریه برای جلوگیری از تسلط جهادی‌های تکفیری بر اوضاع حمایت کرد». اما هم اکنون وی از این بیم خود سخن می‌گوید که «مبادا معارضان سوری صرفا افراد فرصت طلب جهادی تکفیری و بنیادگرایی باشند». و در گزارشی که روزنامه نیویورک تایمز آن را تحت عنوان «معارضان در به دست آوردن دل‌ها و عقل‌ها ناکام ماندند» منتشر کرد، «آن برنارد»، خبرنگار این روزنامه از بیروت گزارش داد: «در حالی‌که جنگ خانگی در سوریه به دو سال خود نزدیک می‌شود، دشمنان بشار اسد و حامیان بین المللی آنها از به دست آوردن حمایت هواداران نظام و همچنین اقلیت‌های این کشور مایوس شده و در این خصوص باید گفت، با شکست مواجه شده‌اند».
در گزارش «شورای ناتو» نیز «فردریک سی هوف»، مشاور سابق رئیس جمهوری آمریکا در پرونده سوریه گفت:‌«میلیون‌ها سوری همچنان خواستار قرار گرفتن در کنار حکومت بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه هستند». در حالی‌که «هیلاری کلینتون»، وزیر خارجه سابق آمریکا حدود یک سال پیش با صدایی رسا گفت که «برکناری اسد از قدرت تنها راه حل بحران سوریه است». وی تا پیش از پایان ماموریتش به عنوان وزیر خارجه آمریکا می‌گفت که «کناره‌گیری اسد از قدرت نه تنها پیش شرط عملیات انتقال سیاسی در سوریه است، بلکه باید نتیجه آن شمرده شود». نکته قابل تامل اینکه کری، جانشین کلینتون در نشست خود با اعضای کنگره طی هفته گذشته حتی نامی از سوریه هم نبرد و تنها به این اکتفا کرد که به سوالاتی که از وی در این خصوص شده پاسخ گوید، موضوعی که به نظر تمام ناظران دور نخواهد ماند و همچنین همه توجه خواهند داشت که وی انگشت اتهام خود را به سوی کسانی نشانه گرفت که از آنها تحت عنوان «طرف‌هایی در خلیج فارس هستند که به جبهه یاری کمک نظامی می‌کنند».
بی‌تردید درگیری اخیر فرانسه در مالی به طور خاص و غرب به طور عام آنها را واداشته تا به صورت جدی به فکر راه خروجی عملی برای بحران سوریه بیافتند و عامل و ریشه این تامل جدی را باید در تسلط و حاکمیت «جبهه یاری» بر عرصه سوریه دانست و پیشتر گفته شد که دلیل اصلی موفقیت جبهه یاری در سوریه را باید در ناتوانی «ارتش آزاد» در پر کردن عرصه سوریه ملاحظه کرد که دلیل آن عدم ارائه جایگزین مناسب و قانع کننده به جای نظام حاکم در سوریه به کسانی است که به این جبهه ملحق شده بودند و این موضوعی است که موجب جدایی بسیاری از این جبهه و بروز اختلافات شدید در آن شد تا بیش از پیش ماهیت واقعی این جبهه برای همه آشکار شود و همگی بیش از پیش دریابند، عناصری که این جبهه را تشکیل می‌دهند، مشتی جانی و جنایتکار و فراری از عدالت و قانون هستند و تنها توصیف زیبنده این عناصر مسلح نه ارتش آزاد که «گروه‌های تروریستی» است. حرص و طمع کسب غنایم بیشتر از اینجا و پول‌های کلان‌تر از منابع خارجی برای حمایت از آنها برای تداوم جنگ برخی از این گروه‌ها را رو در روی هم قرار داد و به درگیری و منازعه مسلحانه و تغییر مسیر کشاند تا جبهه یاری از فرصت پیش آمده نهایت بهره‌ را ببرد و بر مناطق تحت کنترل آنها تسلط پیدا کند و دامنه جنایات و جرایم خود را توسعه و گسترش بیشتری دهند که آخرین آن «کشتار السلمیه» بود که جبهه یاری بنابر اعتراف خود، دست به آن زد و «هیثم المناع»، از سران معارضان سوری هم ارتکاب آن توسط این جبهه را مورد تاکید قرار داد.
در قبال این تغییر و تحولات و حقایق جاری در عرصه سوریه فرانسوی‌ها در 28 ژانویه اعلام کردند که تلاش دارند، با گردآوردن معارضان سوری کنار یکدیگر اختلافات موجود بین آنها را از بین ببرند، در حالی‌که پیشتر شاهد بودیم که فرانسه اقدام به متحد کردن 11 گروه مسلح به عنوان اقدامی ضروری پیش از ارائه کمک‌های نظامی به ائتلاف معارضان سوری کرده بود، اما نکته قابل تامل در این خصوص این است که یک منبع فرانسوی تاکید کرد که تجربه مالی به فرانسه یاد داد که آنها باید مراقب باشند، سلاح‌ها را به دست افراد نامناسب ندهند. زبان جدیدی که امروزه درباره بحران سوریه به کار می‌رود، از سوی غرب یعنی دشمنان سوریه است، زبانی که پیشتر در شرق توسط روسیه هم به کار می‌رفت. گفت‌وگوی مدویدیف با شبکه تلویزیونی سی ان ان طی هفته گذشته بسیار بحث برانگیز بود، وی در گفت‌وگو با این شبکه گفته بود که «فرصت‌های بقای اسد در قدرت کاهش می‌یابند و هیچ‌گاه طرفدار و خواهان این نظام نبود و اصلا از آن حمایت نکرده‌ایم».
درست است که میدویدیف چنین سخنانی را بر زبان آورده بود، اما به نظر می‌رسد که وی درپی پنهان کردن چیزهای دیگری بود، از جمله اینکه وی نمی‌خواست، موجبات تحریک آمریکایی‌ها را فراهم کند، به ویژه آنکه پیشتر نمایندگان این دو کشور ملاقات‌هایی با یکدیگر در ژنو نیز داشته‌اند و با به دست گرفتن وزارت خارجه به دست کری، کاخ سفید خود را آماده می‌کند که دیدگاه جدیدی نسبت به بحران سوریه به دست آورد، چراکه دیده بودیم کری در برابر کنگره گفته بود که «آنچه مرا نگران می‌کند، آن است که کسی نمی‌داند، اگر نظام در سوریه سرنگون شود، چه کسی می‌خواهد جای سران کنونی را بگیرد و چه نظامی جای این نظام را خواهد گرفت، این درحالی است که ما با خطر بزرگ‌تری تحت عنوان سلاح‌های شیمیایی مواجه هستیم و این بی‌تردید بیانگر این امر است که کاخ سفید درحال بازنگری در محاسبات سابق خود درباره بحران سوریه است که مهمترین این قضایا، موضوع سرنگونی نظام در سوریه‌ است. همچنین به نظر می‌رسد که آمریکا به خوبی به خطرات و بازتاب‌های منفی سرنگونی نظام در سوریه پی برده است و دریافته که واشنگتن بزرگترین متضرر در این عملیات است.
باید در نظر گرفت که سوریه در محاسبات روس‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد، چه اگر غیر از این بود، هیچ‌گاه چند روز پیش یکی از مسئولان ارشد ستاد مشترک ارتش روسیه در حاشیه ارسال قطعات دریایی به سواحل سوریه نمی‌گفت که «دلیل استقرار و تجمع نیروی دریایی روسیه در دریای مدیترانه به این دلیل است که این منطقه از اهمیت بسزا و ژئوسیاسی بسیاری برای روسیه برخوردار است، به ویژه آنکه در این منطقه روسیه دارای پایگاه‌های امداد دریایی هم وجود دارد»، به این ترتیب تاکید دشمنان سوریه بر کناره‌گیری اسد از قدرت به معنای ضربه وارد کردن به نظام سوریه و از جمله نیروهای مسلح و ارتش این کشور است که دست پروده خود روسیه است. اگر تمام موارد فوق الذکر را مد نظر قرار دهیم، باید گفت که گذشتن روسیه از سوریه و اسد توهمی بیش نیست و کسانی‌که بر سوریه شرط بندی کرده‌اند، نباید این بار دیدگاه‌های «ولید جنبلاط» در دیدار اخیرش با لاوروف را که تاکید کرده بود که «اسد ماندگار است» به فراموشی بسپارند. انتهای پیام/++
سوریه
09:18 - 13 بهمن 1391

2 بازنشر
24 بازدید




1 پاسخ