چین و انقلاب اسلامی ایران
خبرگزاری فارس: در نظر چینیها، ایران تحت حاکمیت شاه، بازیگر مهمی در خاورمیانه بود که سعی می کرد ثبات منطقهای را حفظ کند و قادر بود هرگونه حرکت امپریالیستی شوروی را که در آن روز به بزرگترین دشمن پکن تبدیل شده بود، خنثی سازد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در مالزی، چنانچه انقلاب اسلامی ایران یک دهه پیشتر اتفاق میافتاد، از سوی چین با شادمانی استقبال میشد؛ چرا که در آن زمان، چین هنوز تعهد به ایدئولوژی انقلابی را با صلابت حفظ کرده بود. با این حال، انقلاب اسلامی درست زمانی به وقوع پیوسته بود که چین تحت حاکمیت گروهی از سیاستمداران میانهرو نظیر دنگ شیائوپینگ و هواکوفنگ قرار گرفته بود که میکوشیدند روابط کشورشان را با چین و متحدان جهان سومیشان بهبود بخشند. در نظر چینیها، ایران تحت حاکمیت شاه، بازیگر مهمی در خاورمیانه بود که سعی میکرد ثبات منطقهای را حفظ کند و قادر بود هرگونه حرکت امپریالیستی شوروی را که در آن روز به بزرگترین دشمن پکن تبدیل شده بود، خنثی سازد. بنابراین سقوط رژیم شاه توسط یک انقلاب میتوانست موجد مشکلات زیادی برای چین باشد.* رویکرد چین به انقلاب اسلامی؛ سیاست صیر و انتظاروقوع انقلاب در ایران تقریبا همه مقامات چینی را شگفتزده کرد. چینیها رژیم شاه را رژیمی قدرتمند و مسلط بر اوضاع میدانستند، همانگونه که آمریکاییها درباره رژیم او چنین نظری داشتند. واکنش چین به انقلاب ایران را میتوان در نوع پوشش خبری و تحلیلی رسانههای چینی در آن زمان شناسایی کرد؛ در مراحل نخست، این رسانهها تلاش میکردند تا ناآرامیهای موجود در ایران را نادیده بگیرند.
تنها دو ماه پس از سفر هواکوفنگ، صدر هیئت رئیسه حزب کمونیست چین، به تهران، در زمانی که موج انقلاب در سرتاسر کشور رو به گسترش بود، بیجینگ ریویو تنها به ذکر این نکته بسنده کرد که سفر وی پربار و موفقیتآمیز بوده است زمانی که مطبوعات چین بالاخره پذیرفتند از ناآرامیهای ایران سخن بگویند، ترجیح دادند آن را در حد یک شورش و نافرمانی مدنی فرو بکاهند. سرانجام پس از آنکه موضع شاه در مقابل انقلابیون تضعیف شد، بیجینگ ریویو از وجود معضل سیاسی در ایران خبر داد. با این حال سیاست چین در مورد تحولات ایران، پیگیری نوعی رویکرد صبر و انتظار بود.* استقرار نظام انقلابی در ایران و سیاست دلجویی پکنتنها پس از پیروزی انقلاب و روی کار آمدن دولت موقت بود که مطبوعات چین شروع به اتخاذ مواضع مثبتتری در قبال نظام جدید در ایران نمودند. برای مثال بیجینگ ریویو برای اولین بار درباره انقلاب ایران از عبارات مثبت استفاده کرد؛ با توصیف انقلاب ایران به یک نبرد علیه حکومت فئودال برای ایجاد اصلاحات دموکراتیک. هواکوفنگ تنها کمی پس از استقرار دولت بازرگان، آن را به رسمیت شناخت و به ارسال نامه عذرخواهی به رهبر کبیر انقلاب مبادرت ورزید. امام بارها در طول جریان انقلاب از دولت چین به خاطر موضعش در قبال حرکت عظیم ضد شاهنشاهی انتقاد کرده بود. به طور مشخص او بارها از هوا کوفنگ به عنوان رهبری که از روی پیکرهای خونین شهیدان انقلاب به دیدار شاه رفته، نکوهش نموده بود.
* نگرانی های چین از عواقب انقلاب اسلامی؛ تردید در اصالت شعار نه شرقی نه غربیبا این حال میتوان درک کرد که رهبران چین نسبت نسبت به دولت انقلابی به همان اندازه که به رژیم شاه در دهه آخر حکومتش مشتاق بودند، رغبتی نداشتند نخستین دغدغه چین این بود که انقلاب ایران با شعارهای غربستیزانهاش مقدمات نفوذ بیشتر شوروی در خلیج فارس را فراهم نماید. مقامات چینی همچنین فکر میکردند که جمهوری اسلامی پس از بریدن از غرب، چارهای جز پناه آوردن به کرملین نخواهد داشت. آنها از فعالیت حزب توده که به صورت آشکاری تحت حمایت مسکو قرار داشت، بیمناک بودند. چینیها به شدت از روند ضد آمریکایی انقلاب ایران در هراس بودند. به خصوص که روسها به صفآرایی نیروهای نظامی خود در مرزهای جنوبی و مشترک با ایران پرداخته بودند. البته این واقعیت روشن است که اگر چه انقلاب اسلامی به طور روشنی خاستگاه مذهبی و ایرانی داشت، اتحاد جماهیر شوروی بسیار متمایل بود که در ایران جدید برای خودش جای پایی درخوری فراهم سازد. این امر با توجه به رشد احساسات ضد آمریکایی در ایران قابل درک میباشد.* واکنش چین نسبت به اشغال لانه جاسوسیفرصت برای بهره برداری از انقلاب ایران از نظر مقامات روس زمانی درخشانتر به نظر رسید که در نوامبر ۱۹۷۹ دانشجویان پیرو خط امام به اشغال سفارت آمریکا در تهران مبادرت ورزیدند و امام از اقدام آنها با عنوان انقلاب دوم تمجید نمود.
در جریان اشغال سفارت آمریکا، شینهوا، خبرگزاری رسمی چین، اعلام کرد که "انقلاب ضد آمریکایی در ایران، این فرصت را برای شورویها فراهم کرده که به نقشه معروف تزار برای دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس جامه عمل بپوشانند؛ ابتدا با اشغال افغانستان و حالا از طریق تسلط بر ایران و پاکستان" با این حال، طولی نگذشت که مقامات پکن که ابتدا به اصالت و جدیت شعار "نه شرقی نه غربی" که به عنوان دکترین اساسی سیاست خارجی ایران تردید داشتند، باور نمودند که انقلاب ایران به همان اندازه که ضد غربی است، از شرق نیز دوری میجوید.در مجموع به نظر میرسد که دولت چین که خود نیز برآمده از یک انقلاب بود، بسیاری از تحولات داخلی ایران را با صبر و متانت تفاهم آمیزی از نظر گذراند. چین از موضعگیری در قبال تنش میان ایران و آمریکا خودداری کرد. در نشست ۳۱ دسامبر شورای امنیت سازمان ملل که برای رسیدگی به مسأله گروگانهای آمریکایی در ایران تشکیل شد، چین که از ۱۹۷۱ به عنوان عضو دایم شورای امنیت در این سازمان حضور داشت، به نفع قطعنامه آمریکایی که خواستار آزادی فوری گروگانها بود رأی مثبت داد. با این حال، نماینده چین روشن ساخت که کشور متبوعش به هیچ وجه از هیچ قطعنامهای که مشتمل بر تحریم اقتصادی ایران باشد، حمایت نخواهد نمود.ادامه دارد...انتهای پیام/ق.
11:30 - 2 شهریور 1390