انتقاد به وضعیت معیشت کارکنان و برخی رویههای مدیریتی در دیوان محاسبات
با سلام و احترام متأسفانه در ماههای اخیر شرایطی در دیوان محاسبات کشور به وجود آمده است که موجب نگرانی و نارضایتی گسترده کارکنان شده است. یکی از مهمترین دغدغههای کارکنان، کاهش یا حذف بخش قابل توجهی از مزایا و خدمات رفاهی در استان¬ها می-باشد. این وضعیت موجب شکلگیری احساس تبعیض و بیعدالتی میان کارکنان شده و آثار نامطلوبی بر انگیزه و بهرهوری نیروی انسانی بر جای گذاشته است.از سوی دیگر، طی سالهای اخیر تعداد قابل توجهی نیروی جدید جذب دیوان محاسبات شدهاند که نحوه جذب و فرآیند بهکارگیری آنان برای بسیاری از کارکنان و مردم شفاف نیست. انتظار میرود در دستگاهی که خود متولی نظارت بر حسن اجرای قوانین و صیانت از بیتالمال است، تمامی فرآیندهای استخدامی با حداکثر شفافیت، رقابت عادلانه و رعایت کامل ضوابط قانونی انجام شود. همچنین اخبار مربوط به برنامه جذب نیروهای جدید، ضرورت ارائه توضیحات شفاف در خصوص نیاز سازمان، منابع مالی و مبانی قانونی این اقدامات را دوچندان کرده استدر شرایطی که کارکنان به ویژه در استانها با مشکلات معیشتی، محدودیت منابع رفاهی و افزایش حجم وظایف مواجه هستند، اولویتبخشی به جذب نیروهای جدید بدون اقناع افکار عمومی سازمانی، موجب افزایش نگرانیها و کاهش انگیزه در میان بدنه تخصصی دیوان شده استبیتردید سرمایه اصلی دیوان محاسبات، نیروی انسانی متخصص، متعهد و باتجربه آن است. تضعیف انگیزه کارکنان و ایجاد احساس بیعدالتی میتواند بر کیفیت انجام مأموریتهای نظارتی و تحقق اهداف قانونی دیوان تأثیر منفی بگذارد؛ موضوعی که با توجه به جایگاه خطیر دیوان در پاسداری از بیتالمال و نظارت بر مصرف منابع عمومی، نیازمند توجه فوری مسئولان ذیربط است.
لذا انتظار میرود ضمن بازنگری در سیاستهای رفاهی، برقراری عدالت در برخورداری کارکنان سراسر کشور، شفافسازی فرآیندهای جذب نیرو و ارائه برنامه مشخص برای ارتقای وضعیت معیشتی و انگیزشی کارکنان، اقدامات لازم در جهت تقویت سرمایه انسانی و بازگرداندن اعتماد و امید به بدنه کارشناسی دیوان محاسبات صورت پذیرد
چرا مجتمع پتروپالایشگاه میمه احداث نشد؟! از این بابت این سوال را می پرسیم ، چرا که مهندس غلامعلی سرتاج مدیر عامل شرکت مجتمع پتروپالایشگاه شمال منطقه میمه در مصاحبهای در۱۷ اسفند ۱۳۸۷ اظهار داشتند: نزدیکی به خطوط لوله نفت و گاز، واقع شدن در مرکز کشور با لحاظ نمودن مسائل امنیتی، نزدیکی به شاهراه های اصلی و کریدور شمال – جنوب – شرق و غرب، نزدیکی به خطر راه آهن قطار سریع السیر اصفهان – تهران، برخورداری از امکانات بالقوه و بالفعل استان اصفهان، نزدیکی به منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان، امکان تأمین آب از منابع آبی موجود، وجود نیروهای متخصص در استان اصفهان و رعایت مسائل زیست محیطی از دلایل انتخاب منطقه میمه برای اجرای طرح احداث مجتمع پتروپالایش شمال اصفهان می باشد.
پالایشگاه این مجتمع به عنوان نخستین واحد، تا ۳ سال آینده به بهره برداری می رسد....
البته آن گونه که پیداست، باید گفت که دلایل و مزایای مذکور برای احداث مجتمع پتروپالایشگاه در منطقه میمه، پا برجابوده و هست و خواهد بود ، اما شاهدیم که با گذشت بیش از یک دهه ، خبری از احداث مجتمع پتروپالایشگاه در منطقه میمه نیست که نیست؟! به راستی چرا...؟!
زمانبندی اجرای پتروپالایشگاه میمه چه زمانی در نظر گرفته شده بود؟!
زمانبندی اجرای پتروپالایشگاه میمه که تاکنون مردم شاهد آن نبوده اند چه زمانی در نظر گرفته شده بود؟!
زمانبندی اجرای مجتمع پتروپالایشگاه میمه دقیقاً چه زمانی در نظر گرفته شده بوده ؟! در هر حال چرا تاکنون مردم شهر و بخش میمه شاهد عملیات اجرایی پتروپالایشگاه میمه نبوده اند؟!
شاهد بودیم که بخشدار وقت میمه در گفت و گو و مصاحبه با خبرگزاری ایرنا در ۱۹ خرداد ماه سال ۸۷ درباره احداث مجتمع پتروپالایشگاه در بخش میمه اظهار داشتند: 《انتخاب بخش میمه برای ساخت این مجتمع پالایشگاهی را حاصل جلسات مستمر وطولانی کارشناسی توسط کمیسیون استعدادیابی عنوان کرده》و در این باره افزودند:《با تصویب اجرای این مجتمع در بخش میمه طی سه ماه آتی عملیاتی اجرایی آن آغاز و بر اساس پیش بینی های به عمل آمده فاز اول این طرح طی دو سال آتی به بهره برداری می رسد.》
همچنین در این باره باید یاد آور شویم که بخشدار وقت میمه در مصاحبه و گفت و گو با خبرنگار فارس در ميمه که بولتن نیوز در بهمن ماه سال ۸۷ به انتشار آن مبادرت ورزید اظهار داشتند :《 مجتمع پتروپالايشگاه شمال ميمه يك پالايشگاه نفت خام به ظرفيت ۱۵۰هزار بشكه در روز و دو مجتمع پتروشيميايي شامل مجتمعهاي آروماتيك و الفين دارد كه از سال ۱۳۹۱ زمانبندي اجرا در نظر گرفته شده است.》
حال سوالی که به ذهن مردم شهر و بخش میمه خطور می کند اینکه زمانبندی اجرای مجتمع پتروپالایشگاه میمه دقیقاً چه زمانی در نظر گرفته شده بود؟! در هر حال چرا تاکنون مردم شهر و بخش میمه شاهد عملیات اجرایی پتروپالایشگاه میمه نبوده اند؟!
چرا که با احتساب یک حساب سرانگشتی با توجه به اینکه بخشدار وقت میمه در مصاحبه و گفت و گو با خبرگزاری ایرنا در ۱۹ خرداد ماه سال ۸۷ درباره احداث مجتمع پتروپالایشگاه در بخش میمه این چنین اظهار داشته بود :《با تصویب اجرای این مجتمع در بخش میمه طی سه ماه آتی عملیاتی اجرایی آن آغاز و بر اساس پیش بینی های به عمل آمده فاز اول این طرح طی دو سال آتی به بهره برداری می رسد.》و همچنین با توجه به گفت و گو و مصاحبه بخشدار وقت میمه با خبرنگار فارس در ميمه در این باره که بولتن نیوز نیز در بهمن ماه سال ۸۷ به انتشار آن مبادرت ورزید و در آن مصاحبه و گفت و گو بخشدار وقت میمه در این باره این چنین اظهار داشته بود :《 مجتمع پتروپالايشگاه شمال ميمه يك پالايشگاه نفت خام به ظرفيت ۱۵۰هزار بشكه در روز و دو مجتمع پتروشيميايي شامل مجتمعهاي آروماتيك و الفين دارد كه از سال ۱۳۹۱ زمانبندي اجرا در نظر گرفته شده است.》، می بینم که زمانبندی اعلام شده برای اجرای مجتمع پتروپالایشگاه میمه در مصاحبه و گفت و گو بخشدار وقت میمه با خبرگزاری ایرنا در ۱۹ خرداد ماه سال ۸۷ با زمانبندی اعلام شده برای اجرای مجتمع پتروپالایشگاه میمه در مصاحبه و گفت و گو بخشدار وقت میمه با خبرنگار فارس در میمه که بولتن نیوز در بهمن ماه سال ۸۷ به انتشار آن مبادرت ورزید ، همخوانی و هم پوشانی ندارد!!! به راستی زمانبندی اجرای مجتمع پتروپالایشگاه میمه دقیقاً چه زمانی در نظر گرفته شده بود؟؟؟!!! در هر حال چرا تاکنون مردم شهر و بخش میمه شاهد عملیات اجرایی پتروپالایشگاه میمه نبوده اند؟؟؟!!! اینها سوالاتی است که در این باره به ذهن مردم شهر و بخش میمه خطور می کند ؟؟؟!!! آیا پاسخی برای این سوالات مردم شهر و بخش میمه یافت می شود؟؟؟!!!
پی نوشت:
با توجه به اینکه ، بخشدار وقت میمه در دوره ای رئیس ستاد نماز جمعه میمه بوده و گویا عضو ستاد نماز جمعه میمه می باشند ، ستاد نماز جمعه شهر میمه ، به این مهم همت گمارد
اختلاط فضای بازی و سرگرمی با فضای عبادی و زیارتی در حریم آرامگاه حضرت حیقوق نبی ع تویسرکان
۵ MB
مطالبه
آرامگاه پیامبرخدا در تویسرکان نیاز به تفکیک فضای زیارتی از تفریحی دارد
چگونه شد که حیقوق اینگونه شد؟؟
چرا یک مکان عبادی و مقدس برای مسلمانان و سایر ادیان الهی در تویسرکان به یک مکان با کارکرد غیر مذهبی و گاه رفتارهای خلاف شان و جایگاه یک پیامبر الهی تبدیل شد؟
سگ گردانی ، رفتارهای خلاف عرف دختر و پسر ، پوشش های نامتعارف ، حضور معتادان و ... در اطراف و نزدیکی یک مکان مقدس از کجا شروع شد؟
تا اوایل دهه ۷۰ آرامگاه حیقوق نبی ع در تویسرکان شامل یک صحن بزرگ سنگفرش و یک حوض آب بزرگ جهت گرفتن وضو بود. و برگزاری نماز جمعه دربهار و تابستان و نماز مغرب و عشا در فصل تابستان در این مکان مقدس برقرار بود. امام جمعه های وقت حجت الاسلام سبزواری ، حجت الاسلام هدایتی نژاد و امام جمعه موقت حاج آقا فوزی در جوار آرامگاه حیقوق نبی ع بارها نمازجمعه را اقامه کردند.
تا اوایل دهه هفتاد آرامگاه و پیرامون این مکان مقدس صرفا یک مکان عبادی و زیارتی بود. و در اطراف آرامگاه حیقوق نبی تنها برقراری نماز و فرایض دینی و زیارتی انجام می پذیرفت.
در دهه هفتاد با شهردار شدن شاهرخی در شهرداری تویسرکان( شاهرخی استاندار اسبق همدان و فعلی لرستان ) به یکباره رویکرد شهرداری تویسرکان به دلیل ضرورت و نبود یک مکان تفریحی در شهر تویسرکان نسبت به آرامگاه مقدس حضرت حیقوق نبی ع و فضای پیرامونی آن تغییر کرد. و به نوعی اختیارات آرامگاه حضرت حیقوق نبی ع به تدریج به شهرداری واگذار شد و بخش زیادی از صحن که به نماز جمعه اختصاص داشت و حوض وضوخانه تخریب شد و به فضای سبز ، چمن کاری و فضای تفرجگاهی افزوده شد. و به تدریج با توسعه فضای تفریحی و تفرجگاهی کار به جایی رسید که آرامگاه حیقوق نبی ع به تدریج نه به عنوان یک مکان مقدس و عبادی بلکه به عنوان یک پارک تفریحی در افکار عمومی شناخته شد. و نقش هیئت امنا و امام جمعه شهرستان تویسرکان کمرنگ شد. در دوره حجت الاسلام والمسلمین هدایتی نژاد کاملا تمام اختیارات در حوزه آرامگاه حضرت حیقوق نبی توسط امام جمعه و حاج آقا فوزی و هیئت امنا اتخاذ می شد.
کار تا آنجا پیش رفت که در دوره شهرداری مجید درویشی در اطراف آرامگاه حیقوق نبی ع پیست اسکیت و مجموعه تاب و سرسره تعبیه شد. و شهرداری بر اساس وظایف ذاتی خود نگاهی پارک گونه به آرامگاه این پیامبر خدا اتخاذ می کرد. و در دوران شهرداری مالمیر و گمار در ضلع غربی یک شهربازی کوچک با کشتی پرنده ایجاد شد که تا قبل از کرونا فعال بود و در تابستان جلو قبله نمازگزاران حتی در هنگام نماز هم با موسیقی به کار خود ادامه می داد. و در این بازه های زمانی امام جمعه های شهرستان تویسرکان به تدریج خود را از تصمیمات در خصوص آرامگاه حیقوق نبی کنار گذاشته دیدند.
حال امروز در سال ۱۴۰۵ ما با آرامگاه یک پیامبر الهی در ایران مواجه هستیم که در نوع خود منحصربفرد است هم کارکرد عبادی و زیارتی و مقدس دارد و هم کارکرد تفریحی و تفرجگاهی و هر دو امروز در تناقض با هم قرار دارند.
امروز در یک مکان تفریحی و پارک در ایران شما می توانید با هر پوششی تردد کنی ، بازی بچه ها از توپ بازی تا دوچرخه سواری و اسکیت و حتی موتور سواری مجاز است. و حتی در خلوتی های روز می تواند محل قرار دختران و پسران و ... باشد. چیزی که در همه پارک ها می توان دید از پارک صیفیه ملایر تا لونا پارک همدان تا پارک آب و آتش تهران
اما آیا در مکان های زیارتی و عبادی مانند : امامزاده صالح تجریش یا امامزاده عبدالله همدان یا امامزاده حسن تهران یا آرامگاه حضرت دانیال نبی در شوش و... هم وضع مانند جوار آرامگاه مقدس پیامبر خدا حضرت حیقوق نبی است؟!
جالب است خود اهل کتاب از جمله کلیمیان هنگام ورود به آستان مقدس حضرت حیقوق نبی از حجاب برای زنان و عبا و کلاه برای مردان استفاده می کنند.
و خود کلیمیان از وضع پوشش در حریم آرامگاه حیقوق نبی گلایه دارند.
چه باید کرد؟؟ نقش مردم و مسئولان در این تناقض چیست؟؟
روزی بر اثر ضرورت و نبود فضای تفریحی این اختلاط فضای عبادی و زیارتی با مکان تفریحی و پارک گونه در تویسرکان رخ داد.
آیا امروز در سال ۱۴۰۵ با وجود مکان های تفرجگاهی و تفریحی جدید و جذاب در تویسرکان مانند دریاچه مادر تویسرکان ادامه این مسیر اختلاط و کمرنگ کردن فضای عبادی و زیارتی آرامگاه حضرت حیقوق نبی جایز است؟
بلاشک اندیشمندان و صاحبان اندیشه و تفکر این اختلاط را نمی پذیرند و خواهان تفکیک فضای مقدس و عبادی و زیارتی آرامگاه حضرت حیقوق نبی از فضای تفریحی و سرگرمی هستند .
فضایی که با یک برنامه ریزی اصولی می تواند پناهگاه امن الهی باشد. مکانی مقدس که روح انسان را به ملکوت وصل کند و شأن و جایگاه آرامگاه پیامبر الهی حضرت حیقوق نبی حفظ گردد.
امروز ما جوانان تویسرکانی از قشرهای مختلف خواهان ورود جدی هیئت امنا حضرت حیقوق نبی ع که ریاست آن بر عهده امام جمعه شهرستان تویسرکان است به این مسئله و حل این مشکل هستیم. تا این مکان مقدس به کارکرد اصلی خود بازگردد.
امام جمعه محترم تویسرکان، آیت الله شعبانی نماینده ولی فقیه در استان همدان، ستاد برگزاری نماز جمعه، سازمان اوقاف و امور خیریه
با این وضعیت پرداختی حسابی شرمنده خانواده هایمان شدیم دستگاه نظارتی مثل دیوان محاسبات بایستی حداقل حقوق کارکنانش بیشتر از کارکنان ستادی شرکت نفت باشه ولی متأسفانه حقوق مدیرکل دیوان محاسبات استانها به اندازه ی حقوق یک نیروی نگهبان شرکت نفت هم نمیرسه و این مایه دلسردی و از دست رفتن انگیزه کارکنان شده
گرانفروشان، محتکران، کمفروشان را تحریم کنیم و کالاهایشان را نخریم
ملت نیز به یاری دیگر قوا باید بشتابد ، و خود آستین را بالا بزند و سزای گرانفروش را ،که همان نخریدن است را در کف دستش بگذارد.
دستان بلند مافیای گرانفروشی،احتکار،کم فروشی،بی کیفیت فروشی ،با منت فروشی ،تورم فروشان ،و گران کنندگان کالا و خدمات ،باید یکبار برای همیشه با همکاری آحاد مردم ، مردم در صحنه و جانفدا و نیروهای دلسوز و دیگر سازمان ها و نهادهای پاکدست قطع گردد.
تنها راه مقابله با مافیای گرانی، گرانفروشان و کاسبان جنگ و تحریم ، اتحاد مردم با دولت و سازمانهای حمایت کننده است و نباید آنها را در این راه تنها بگذاریم.
دیدید در این چند دهه ، اگر این اتحاد شکل میگرفت و مردم نیز وارد میدان میشدند و خرید محصولات و خدمات گران و بی کیفیت را تحریم میکردند، وضع الان این نبود .
مردم به صورت خودجوش کالاهای گران ، خودرو ، خدمات گران و بی کیفیت را نخرند و بگذارند دلالان و جریان نفوذ و کاسبان جنگ و کاسبان تورم ، خود را به آب و آتش بزنند و از ریشه خشکانده شوند.
اگر محصولی را گران کنند و با شگردهای روانشناسانه خود ، و نفوذ در سازمان های قیمت گذاری و حمایتی ، مردم را وادار به خرید محصولات بی کیفیت و گران خود بکنند ، وضع میشود همینی که میبینید.
برخی از سازمانها و قوانین همیشه دست گرانفروش را باز گذاشته اند و گرانی و تورم را البته با یک نمایش پلیس بد و خوب و زد و خورد نمایشی به صورت قانونی تایید کردند.
دیگر تورم و گرانی به یک رسم و عادت تبدیل شده و از نظر روانی و ذهنی تورم در مغز ما جا اندازی شده است!
وقتی از گرانفروش ، بی کیفیت فروش و محتکر ، باز خرید میکنید و از جریان پول را به سوی او روان میسازیم، نباید توقع داشته باشیم که گرانی و تورم کنترل گردد .
مسئولان اگر تک و تنها میتوانستندجلوی مافیای تورم را بگیرند ، تا الان تورم و احتکار و گرانی کنترل شده بود و دلار ۱۰۰۰ تومانی به ۱۷۰۰۰۰ هزار تومان نمیرسید و قیمت ملک و ماشین و اجاره و مواد غذایی به این اعداد نجومی رشد نمیکرد.
اگر دولت تنها باشد تنها کاری که میتوانند بکنند ، برداشتن صفرها از روی اسکناس است و ادامه چاپ و اوراق بدون پشتوانه .
باید به مسئولان پاکدست و سالم ،هم صدا شد تا کمر گرانی ، کم فروشی و احتکار را بشکنیم.
نمونه موفق آن نیز مقابله با اینترنت طبقاتی بود.
دیدید با خواست و انسجام و اتحاد مردم ، و با کمک پویش مردمی در خبرگزاری فارس ، و با حمایت رئیس جمهور مردمی و با درایت کشور جناب آقای پزشکیان و انجام آن توسط معاون اول ایشان ، کمر مافیای اینترنت را شکستیم.
بیایید دست به دست هم دهیم ، با حمایت و درایت دیگر نهادهای پاکدست ، کمر گرانفروشان و محتکران و دپو کنندگان کالا و خدمات را بشکنیم.
خدمات و کالاهای گران، بیکیفیت و احتکار شده را نخرید.
ما خود با خرید کردنهایمان در این گرانی و تورم شریک هستیم.
تحریم گرانکنندگان کالا و خدمات و نه به گرانی و تورم ، شعار ما خواهد بود.
لطفا ، این کمپین را حمایت و نشر حداکثری کنید.
رئیس جمهور منتخب و معاون اول ریاست جمهوری، وزرا و وزیر رفاه و وزیر جهاد کشاورزی و، وزیر صنایع و دیگر وزرا، سازمان حمایت از مصرف کننده و تولید کننده، شورای رقابت و دیگر سازمان های نظارتی و قیمت گذاری، مجلس ، نمایندگان مجلس ، کمیسیون اقتصادی مجلس، نهادهای امنیتی و بازرسی و سازمان های مقابله با جریان نفوذ، شورای سران قوا
بارالله ها خودت همکارای دیوان رو از شر جن و انس در پناه خودت نگه دار تا از تنگی معیشت دست به فساد مالی نزنن، تا الان که همکارای ما رو حفظ کردی، از وقتی مدیریت تغییر کرد هر روز بدتر از دیروز، خدایا ما و همکارای ما جز تو یاری نداریم لطفا به حق آقای شهیدمون ما رو از شر همه ی اینا حفظ بفرما.
از صمیم قلب آرزو میکنم دوره ریاست ایشون هر چه سریعتر تمام بشه، توان ما داره تمام میشه، مایل نیستیم اما فشاری که به من و خانوادهام وارد شده رو باید جوابگو باشه، هم در این دنیا هم در آخرت
چرا کسی به فکر معیشت همکارای دیوان محاسبات نیست، همکارا این همه استرس و تهدید و... رو تحمل میکنند آخر از نظر معیشتی زمانی جز اولینا تو کشور بودیم الان تقریبا با آموزش و پرورشیا یکی شدیم، دکتر دستغیب لطفا رسیدگی کنید مسئولیت و معیشت همکارا و خونواده هاشون با شماست، لطفا به داد همکارا برسید.