قتل همسر با چاقو در لارستان؛ زن جوان قرباني خشم همسر شد
در مصاحبه با استاد روانشناس باليني دانشگاه؛قتل فجيع در خانه؛ خشم پنهان؛ خون بر زمينمحمد علی جمالی پور خبرنگار جنوب فارس و بوشهر؛ در یکی از خانههای جنوب، جایی که باید مأمن آرامش باشد، خشم پنهان سالها به انفجار رسید. مردی با ضربات چاقو همسرش را به قتل رساند؛ نه در خیابان، نه در تاریکی، بلکه در خانهای که روزی با عشق بنا شده بود. این قتل فجیع، نماد خشونت خانگیای است که در سکوت رشد میکند و در خون پایان مییابد.در شهرستان لارستان، زن ۳۷ سالهای قربانی خشمی شد که سالها در سایه اختلافات خانوادگی پنهان مانده بود. همسرش، مردی ۴۰ ساله، با ضربات چاقو جان او را گرفت و با خودروی سرقتی گریخت. پلیس در کمتر از دو ساعت او را دستگیر کرد، اما این فاجعه بار دیگر نشان داد که خشونت خانگی نهتنها واقعی، بلکه مرگبار است.خانه، جاییست که باید مأمن آرامش و امنیت باشد. اما گاه همین فضا، به صحنهای از خشونت و جنایت بدل میشود. قتلهای خانوادگی، بهویژه قتل همسر، یکی از تلخترین جلوههای خشونت خانگیست که نهتنها یک فرد، بلکه بنیان خانواده و اعتماد اجتماعی را فرو میریزد. این مقاله با هدف تحلیل روانشناختی، اجتماعی و رسانهای این پدیده، تلاش دارد تا از سطح حادثه عبور کرده و به ریشهها، زمینهها و راهکارهای پیشگیرانه بپردازد.۲. روانشناسی خشونت خانگی: از خشم پنهان تا انفجار رفتاریخشونت خانگی معمولاً محصول یک روند طولانیمدت از سرکوب، تحقیر، و ناتوانی در حل تعارض است. قاتلان خانوادگی اغلب دچار اختلالات روانی مانند افسردگی شدید، اختلال شخصیت مرزی یا پارانویا هستند. اما آنچه این خشونت را خطرناکتر میکند، پنهانماندن آن در فضای خصوصی خانه است.
خشمهایی که سالها انباشته شدهاند، در لحظهای بحرانی به انفجار رفتاری منجر میشوند؛ لحظهای که نه قانون، نه منطق، و نه عشق، توان مهار آن را ندارند. ساختار خانواده و خشونت: بسترهای اجتماعی و فرهنگیدر بسیاری از خانوادههای ایرانی، ساختارهای سنتی و مردسالارانه همچنان غالباند. این ساختارها نهتنها زنان را در موقعیتهای آسیبپذیر قرار میدهند، بلکه مردان را نیز از بیان احساسات و حل تعارض محروم میکنند. فقر، بیکاری، اعتیاد و فشارهای اقتصادی، تنشهای خانوادگی را تشدید کرده و زمینهساز خشونت میشوند. نبود آموزشهای مهارت زندگی، گفتوگو، و مدیریت خشم در نظام آموزشی، این بحران را عمیقتر کرده است.قتلهای خانوادگی در مناطق محروم: خشونت در سکوتدر مناطق محروم مانند جنوب ایران، قتلهای خانوادگی اغلب در سکوت رخ میدهند. نبود نهادهای حمایتی، مراکز مشاوره رایگان، و رسانههای محلی فعال، باعث میشود خشونتها پنهان بمانند و قربانیان هیچ راهی برای فریاد نداشته باشند. در چنین مناطقی، قتل همسر نهتنها یک جنایت، بلکه نشانهای از فروپاشی اجتماعیست که باید جدی گرفته شود. نقش رسانهها در بازنمایی خشونت خانگیرسانهها میتوانند نقش کلیدی در پیشگیری از خشونت خانگی ایفا کنند، اما نحوه بازنمایی این خشونتها بسیار مهم است. روایتهای کلیشهای، هیجانی یا صرفاً خبری، نهتنها تأثیرگذار نیستند، بلکه گاه به عادیسازی خشونت منجر میشوند. رسانهها باید با روایتسازی انسانی، تصویری و مطالبهگرانه، صدای قربانیان را به گوش جامعه برسانند و زمینه گفتوگوی عمومی را فراهم کنند.
آسیبشناسی حقوقی و قضاییقوانین مرتبط با خشونت خانگی در ایران، هنوز با خلأهای جدی مواجهاند. نبود سازوکارهای حمایتی برای قربانیان، ضعف در پیشگیری قانونی، و تمرکز صرف بر مجازات پس از وقوع جرم، باعث شده خشونت خانگی همچنان بیپاسخ بماند. اصلاح قوانین با محوریت پیشگیری، آموزش و حمایت روانی، ضرورتی فوری دارد. قتلهای ناموسی و شباهتهای رفتاریقتلهای ناموسی، گرچه با انگیزههای متفاوتی رخ میدهند، اما در رفتارشناسی شباهتهای زیادی با قتلهای خانوادگی دارند. ترس از بیآبرویی، نیاز به کنترل، و خشم سرکوبشده، در هر دو نوع قتل دیده میشود. تفاوت در زمینههای فرهنگی و منطقهای، نوع بروز خشونت را تغییر میدهد، اما ریشهها مشترکاند: فقدان گفتوگو، نبود آموزش، و ساختارهای نابرابر.روایت قربانیان: از سکوت تا مطالبهگریشنیدن صدای قربانیان، نخستین گام در مسیر پیشگیری است. روایتهای زیسته، مستندهای کوتاه، پادکستها و کمپینهای تصویری، میتوانند خشونت را از سایه بیرون آورند و جامعه را به واکنش وادارند. روایتسازی نهتنها آگاهیبخش است، بلکه مطالبهگرانه و درمانگر نیز هست.راهکارهای روانشناختی و اجتماعی برای پیشگیریپیشگیری از قتلهای خانوادگی، نیازمند آموزش مهارتهای ارتباطی، مدیریت خشم، و حل تعارض است. این آموزشها باید از مدارس آغاز شوند و در رسانهها ادامه یابند. تقویت مراکز مشاوره رایگان، ایجاد سازوکارهای گزارشگیری امن، و حمایت روانی از خانوادهها، از جمله اقدامات ضروریاند. نقش فعالان اجتماعی و رسانهسازان در تغییر
فعالان اجتماعی، رسانهسازان و کمپینگران مردمی، میتوانند با روایتسازی تصویری، طراحی کمپینهای مطالبهگرانه، و تولید محتوای آموزشی، نقش مؤثری در کاهش خشونت خانگی ایفا کنند. همکاری میان نهادهای دولتی، دانشگاهی و مردمی، مسیر تغییر را هموار میکند.رسانه بهمثابه ابزار پیشگیری: از اطلاعرسانی تا تغییر نگرشرسانهها باید از اطلاعرسانی صرف عبور کرده و به تغییر نگرش عمومی بپردازند. تجربههای موفق در کشورهای دیگر نشان میدهد که سریالها، انیمیشنها، پادکستها و روایتهای تصویری، میتوانند خشونت را به مسئلهای عمومی بدل کنند. سبک روایتمحور، انسانی و غیرکلیشهای، کلید تأثیرگذاری رسانهایست. از تحلیل تا اقدامقتل خانوادگی یک حادثه نیست؛ محصول سالها سکوت، بیتوجهی و ضعف ساختاریست. برای پیشگیری، باید آموزش داد، حمایت کرد، روایت ساخت و مطالبهگری کرد. این مقاله دعوتیست به اقدام جمعی؛ برای ساختن خانههایی امنتر، جامعهای آگاهتر، و آیندهای بدون خشونت.در ادامه، دو پرسش و پاسخ مستند از گفتوگو با دکتر مریم سامانی، استاد روانشناسی بالینی دانشگاه، درباره قتلهای خانوادگی ارائه میشود. این پاسخها بر اساس تحلیلهای علمی و تجربیات بالینی ایشان تنظیم شدهاند.چه عواملی در بروز قتلهای خانوادگی نقش روانشناختی دارند؟ «در بسیاری از موارد، قتلهای خانوادگی نتیجهی یک روند طولانیمدت از فشار روانی، سرکوب احساسات، و ناتوانی در حل تعارضهای درونخانوادگی هستند. فردی که مرتکب چنین جنایتی میشود، معمولاً دچار اختلالات روانی پنهان مانند افسردگی شدید، اختلال شخصیت مرزی یا پارانویا است. اما نکته مهم این است که این افراد اغلب هیچ نشانهی ظاهری قابل مشاهده ندارند.
خشونت در این موارد، نه ناگهانی بلکه حاصل انباشت خشم و ناکامیهای حلنشده است.»چرا بسیاری از قتلهای خانوادگی بدون هشدار قبلی رخ میدهند؟«یکی از دلایل اصلی، نبود آموزشهای روانی و مهارتهای ارتباطی در خانوادههاست. بسیاری از افراد در جامعه ما نمیدانند چگونه احساسات خود را بیان کنند یا تعارضها را مدیریت کنند. در نتیجه، خشم و تنش درونی بهصورت پنهان رشد میکند و در لحظهای بحرانی، به شکل خشونت شدید بروز مییابد. متأسفانه، قربانیان نیز اغلب نشانههای هشدار را جدی نمیگیرند یا امکان دسترسی به حمایت روانی ندارند. این مسئله در مناطق محروم بسیار شدیدتر است.»
15:35 - 20 مهر 1404