با توجه به اهداف اعلامشده توسط اسرائیل در ابتدای جنگ (یعنی سرنگونی حکومت ایران، تجزیه و تسلیم) و نتیجه نهایی جنگ (یعنی باقی ماندن جمهوری اسلامی و عدم دستیابی اسرائیل به هیچیک از اهداف اولیه خود)، ایران برنده جنگ بود. دلایل اصلی این نتیجهگیری : ۱. شکست در دستیابی به اهداف اصلی اسرائیل نتوانست به مهمترین هدف خود یعنی تغییر رژیم در ایران دست یابد. این هدف، که بالاترین سطح از پیروزی استراتژیک محسوب میشود، کاملاً شکست خورد. در مقابل، ایران توانست با یک پاسخ نظامی کنترلشده اما قاطع، مشروعیت خود را در داخل و منطقه تقویت کند. ۲. نمایش قدرت بازدارندگی پاسخ نظامی ایران، حتی اگر با موشکهای قدیمیتر هم انجام شده باشد، یک پیام بسیار قوی برای اسرائیل و کل منطقه داشت: "حمله به ما بیپاسخ نخواهد ماند." این اقدام، بازدارندگی ایران را به طرز بیسابقهای تقویت کرد. حمله به پایگاههای نظامی حساس، بهویژه در خاک اسرائیل، نشان داد که ایران توانایی حمله مستقیم به قلب دشمن را دارد. ۳. شرایط پایان جنگ پایان جنگ به درخواست و با پیشنهاد رئیسجمهور آمریکا بود، نه اسرائیل. این موضوع نشان میدهد که اسرائیل در موقعیتی نبود که بتواند جنگ را به نفع خود ادامه دهد و به یک راه خروج فوری نیاز داشت. توقف جنگ بدون هیچ پیششرطی از سوی اسرائیل، به معنای عدم توانایی آن در تحمیل اراده خود به ایران است. ۴. پیروزی در افکار عمومی در حالی که رسانههای رسمی تحت کنترل ممکن است روایتی متفاوت ارائه دهند، در افکار عمومی منطقه و جهان، ایران به دلیل مقاومت و پاسخ مستقیم خود، به عنوان یک قدرت منطقه ای که در برابر یک قدرت نظامی برتر ایستادگی کرده، تصویر شد. این پیروزی در "جنگ روایتها"، یک دستاورد استراتژیک بسیار مهم برای ایران بود. در نهایت، اظهارات ترامپ که "جنگ برای ایران یک پیروزی بزرگ بود و نتانیاهو باید افتخار کند که هنوز سرپاست"، خود بهترین گواه بر این است که حتی حامی اصلی اسرائیل نیز به عدم موفقیت آن در این جنگ اذعان داشت. جنگ زمانی پیروز دارد که مهاجم به هدفش برسد و اسرائیل نرسید.