راهحل مهار پولدارها و مسئولان کمتعهد؛ الگوی پوتین میتواند کارساز باشد
با سلام بارها از مسئولان خواسته شده که در شرایط جنگ و تحریم، پیوندهای خانوادگی و مالی خود با کشورهای متخاصم را قطع کنند (حداقل فرزندانشان را از آمریکا فرا بخوانند). این مطالبه، اگرچه بحق است، اما تاکنون نتیجه ملموسی نداشته. شاید وقت آن رسیده که به جای تکرار این درخواست، یک گام جلوتر برویم و از تجربه عملیاتی ولادیمیر پوتین در روسیه استفاده کنیم. پوتین نشان داد که میتوان با «قاطعیت» و «اراده متمرکز»، الیگارشها و الیتهای سیاسی را که فرزندان و داراییهایشان در غرب بود، با منافع ملی همراه کرد. چرا ما از این تجربه استفاده نکنیم؟ پیشنهاد میشود الگوی پوتین برای همراهسازی الیگارشها و الیتها با منافع ملی، متناسب با ساختار ایران بومیسازی شود. این الگو چهار اصل کلیدی دارد: یکم، قاطعیت در برخورد با تضاد منافع: در روسیه، هر الیگارشی که از خط قرمزهای کرملین عبور کند، با پیامدهای جدی مواجه میشود. مثال موردی: اولگ تینکوف، میلیاردر بانکدار روس، تنها یک روز پس از انتقاد از جنگ اوکراین، مجبور شد بانک خود را به ۳ درصد ارزش واقعیاش بفروشد و ۹ میلیارد دلار ضرر کند. در ایران نیز باید سازوکاری قانونی ایجاد شود که هر مقامی که فرزندش در خاک دشمن زندگی میکند و حاضر به بازگرداندن او نیست، پاسخگو باشد. دوم، عبرتآموزی از سرنوشت متخلفان: دو مثال موردی: «میخائیل خدورکوفسکی»، ثروتمندترین مرد روسیه، پس از مخالفت با پوتین ۱۰ سال زندانی شد. بوریس برزوفسکی که ادعا میکرد پوتین را به قدرت رسانده، تبعید شد. این پیام روشن است: هر کس از خط قرمزهای نظام عبور کند، با تبعات سنگینی روبرو میشود. در ایران نیز نباید با کسانی که منافع ملی را فدای منافع شخصی میکنند، با اغماض برخورد شود. سوم، الزام به مشارکت در هزینههای ملی: پوتین در یک نشست خصوصی، الیگارشها را به «کمک داوطلبانه» ۲۲۰ میلیارد روبلی (بیش از ۲ میلیارد دلار) به بودجه جنگ ترغیب کرد. در ایران نیز میتوان از الیتهای اقتصادی و مسئولانی که منافعشان در خارج است، انتظار داشت که سهم بیشتری در تأمین هزینههای دفاعی و بازسازی کشور بر عهده بگیرند. چهارم، واکنش سریع و بدون تعلل: رمز موفقیت پوتین، سرعت عمل است. یک روز پس از توییت تینکوف، کرملین اولتیماتوم داد. در ایران نیز نباید با متخلفان با تأخیر و تعلل برخورد شود. واکنش سریع، پیام روشنی به الیتها و دشمن میفرستد. این رویکرد چند مزیت آشکار دارد: یکم، الیگارشها و الیتها را از تهدیدی بالقوه برای امنیت ملی، به همراهانی برای تأمین منافع ملی تبدیل میکند. دوم، اهرم فشار دشمن را از طریق فرزندان و داراییهای مقامات ایرانی در خارج، خنثی میسازد. سوم، اعتماد عمومی را که از دوگانگی رفتار مسئولان آسیب دیده، ترمیم میکند. چهارم، به دشمن نشان میدهد که ایران نیز از «اراده متمرکز» و «قدرت قاطع» برای همراهسازی الیتهای خود برخوردار است. پوتین نشان داد که میتوان الیگارشها و الیتها را با منافع ملی همراه کرد. وقت آن است که ایران نیز الیتهای خود را با کشور همراه سازد. پینوشت: مقایسه ایران و روسیه یک حقیقت را آشکار میکند: پوتین با «قاطعیت» و «اراده»، الیگارشها را با منافع ملی همراه کرد. او کاری کرد که آنها از تحریمهای غرب نه تنها فرار نکنند، بلکه به کرملین پناه بیاورند. چرا؟ چون میدانستند اگر از خط قرمزها عبور کنند، با پیامدهای جدی روبرو میشوند. اما در ایران، برخی مسئولان احساس میکنند میتوانند هم فرزندشان در آمریکا باشد، هم در تهران مسئولیت داشته باشند، و هم هیچ هزینهای نپردازند. این معادله باید اصلاح شود. الگوی پوتین یک مسیر مشخص و آزموده است. فقط یک «اراده» میخواهد که آن را اجرا کند، نه با خشونت و خفقان، بلکه با قاطعیت و قانون.
مقام معظم رهبری، سران قوای سهگانه، شورای عالی امنیت ملی
