آتش‌بس درسایه جنگ؛ صلح سرد مسلح

سوال اصلی که ذهن مردم را به خود مشغول نموده این است سرنوشت توافقنامه بین ایران و آمریکا چگونه خواهد شد؟برای پاسخ به این سوال باید توافقنامه را در سه سطح تاکتیکی یا کوتاه‌مدت، عملیاتی یا میان‌مدت و راهبردی یا بلندمدت بررسی و تجزیه و تحلیل نمود.الف- در سطح تاکتیکی یا کوتاه مدت:تا ۶۰ روز توافقنامه برای طرفين یعنی ایران و آمریکا آورده خوبی داشته است. آمریکا در خلال جنگ ذخائر استراتژیک نفتی خود را به بالاترین قیمت یعنی بشکه‌ای ۱۲۰ دلار فروخت و از این منظر جنگ تحمیلی سوم برای آمریکا آورده اقتصادی داشته است، پس از مذاکرات قیمت نفت به بشکه‌ای حدود ۷۰ دلار کاهش یافته و درحال حاضر بدنبال شارژ ذخائر استراتژیک نفتی خود است. از سوی دیگر با انعقاد توافقنامه، اعتراض و فشارهای داخلی و خارجی علیه ترامپ کاهش‌ یافته است بطوریکه مسابقات جام جهانی بدون مشکل امنیتی برگزار شده و بستر مناسب هم برای انتخابات میان دوره‌ای کنگره فراهم شده است. ترامپ طی ۴ ماه گذشته در باتلاق جنگ فرسایشی ایران گرفتار شده بود، از یکطرف جامعه جهانی علیه ترامپ اعتراض داشتند چون قیمت نفت بطور سرسام‌آوری افزایش یافته بود و جنگ نظامی به جنگ جهانی اقتصادی تبدیل شده بود و از سوی دیگر تورم و افزایش قیمت بنزین در داخل آمریکا اعتراضات داخلی را علیه ترامپ افزایش داده بود. بنابراین این توافقنامه در سطح تاکتیکی و کوتاه‌مدت برای ترامپ بیشترین آورده را داشته است.برای ایران هم در سطح تاکتیکی و کوتاه‌مدت آورده اقتصادی خوبی داشته است، بطوریکه طی یک هفته حدود ۵۰ میلیون بشکه نفت بفروش رفته است و بخشی از دارایی های بلوکه شده ایران رها شده است. براساس بیانات رئیس‌جمهور پس از محاصره دریایی ایران امکان صدور نفت نداشته است.
پس از توافقنامه صادرات و واردات در دریا آزاد شده است و این باعث تنفس اقتصادی برای ایران شده‌ است.بنابراین توافقنامه و مذاکرات در سطح تاکتیکی و کوتاه‌مدت برای هر دوطرف یعنی ایران و آمریکا بازی "برد- برد" بوده است و هر دوطرف متنفع شده اند. در سطح تاکتیکی و کوتاه‌مدت بیشتر حالت "نه آتش‌بس و نه جنگ" حاکم بوده است و هرازچندگاهی طرفين از حالت آتش‌بس خارج می‌شدند البته ابتدا طرف آمریکایی- صهیونیستی عهدشکنی می‌کرد و خارج می‌شد. ب- در سطح عملیاتی یا میان‌مدت:آمریکا حدود ۳ الی ۵ ماه ایران را در حالت "نه آفند و نه پدافند" یا حالت "آتش‌بس درسایه جنگ" که همان "صلح سرد مسلح" است قرار می‌دهد. این حالت یک مرحله بالاتر از حالت "نه آتش‌بس و نه جنگ" است. در این وضعیت نتانیاهو بشدت بدنبال نقض آتش‌بس و توافقنامه است، به همین دلیل ترامپ تحت فشار لابی صهیونیستی- یهودی قرار گرفته و تصمیم‌گیری نامتعادل و ناپایدار می‌کند. سابقه و تجربه بدعهدی های ترامپ بیانگر این است که این وضعیت شکننده و ناپایدار خواهد بود، چنانچه این موقعیت آورده اقتصادی خوبی برای آمریکا داشته باشد و بخصوص وضعیت اورانیوم غنی شده در مذاکرات فتی طبق خواسته ترامپ پیش برود، می‌توان ادعا کرد که در سطح عملیاتی و میان مدت توافقنامه برای آمریکا آورده اقتصادی و سیاسی داشته است. در این حالت چون اورانیوم غنی شده برای ترامپ حیثیتی شده است بدنبال بازی "برد- باخت" است، یعنی ایران اورانیوم غنی شده را بر اساس خواست و میل ترامپ عمل نماید.در این مقطع نوع مطالبه گری ایران در مذاکرات فنی و همچنین کنشگری و بازیگری ایران در سطح منطقه‌ای و جهانی مؤثر است.نوع بازیگری و کنشگری کشورهای خلیج‌فارس بخصوص رژیم منحوس صهیونیستی در این مقطع خیلی مؤثر است.
چنانچه مطالبه گری ایران بخصوص در مورد اورانیوم غنی شده غالب بر خواسته ترامپ باشد نتیجه بازی در سطح عملیاتی و یا میان‌مدت هم "برد- برد" می‌شود اما چنانچه نظر ترامپ غالب شود نتیجه "برد- باخت" به نفع آمریکا می‌شود. قرائن و شواهد موجود بیانگر این است که اورانیوم غنی شده خط قرمز تیم مذاکره کننده ایران است و طرف آمریکایی هم متوجه شده است که اورانیوم غنی شده برای مردم ایران "حیثیتی" است.بنابراین به نظر می‌رسد در سطح عملیاتی و میان مدت هم نتیجه بازی "برد- برد" می‌شود مشروط بر کنترل نتانیاهو و لابی صهیونیسم.پ- در سطح راهبردی و بلندمدت:در بلندمدت یعنی بیشتر از ۶ ماه ترامپ زیر میز می‌زند و قاعده بازی را به سمت "برد- باخت" هدایت می‌کند. سابقه بدعهدی های آمریکا بخصوص شخص ترامپ که فردی کاسب اما ناپایدار و بی کنترل است بيانگر این است در بلندمدت سرنوشت توافقنامه همانند برجام می‌شود. "برجام بی فرجام" یکبار دیگر تکرار می‌شود. در مجموع مذاکرات و توافقنامه در "سطح تاکتیکی و کوتاه‌مدت بازی برد- برد" است. در سطح "عملیاتی و میان مدت بازی بینابینی" است بستگی به مطالبه گری و نوع کنشگری و بازیگری ایران و کشورهای خلیج فارس و بخصوص نتانیاهو دارد. در سطح "راهبردی و بلندمدت بازی برد- باخت" به نفع آمریکا است.در چنین شرایطی چه باید کرد؟تیم مذاکره کننده باید تا آنجائیکه نتیجه بازی "برد- برد" است به مفاد توافقنامه عمل کند، از وقتی که بازی "برد- برد" به سمت "برد- باخت" حرکت کرد بلافاصله باید ایران از توافقنامه خارج شود و شمشیر نظامی خود را از غلاف بیرون آورد.
بنابراین ایران باید همواره مذاکرات فنی را "زیر سایه شمشیر جنگ" انجام دهد و تیم مذاکره کننده احساس کنند در میدان نظامی جنگ هستند. تیم مذاکره کننده لحظه ای نباید فکر کند در میدان دیپلماسی یا دیپلماتیک است بلکه باید همواره مذاکره را نوعی نبرد و جنگ به شکل و روشی دیگر تعریف کند. ابهامی که ایجاد می‌شود این است حالا که می‌دانیم در سطح راهبردی و بلندمدت ترامپ بازی را بهم می‌زند پس چرا بدنبال توافقنامه و مذاکره هستیم؟پاسخ سوال این است ما مذاکره را جزئی از جنگ می‌دانیم و بدنبال مذاکره با آمریکا نبودیم بلکه خود ترامپ بدنبال مذاکره و توافقنامه است، به همین دلیل تا آنجایی که مذاکرات آورده اقتصادی و سیاسی دارد اجرا می‌شود.از آنجایی که صفحه شطرنج "مذاکره- جنگ" معکوس شد، ایران پنجره دیپلماسی و مذاکره را می‌بندد و از پنجره جنگ و قدرت نظامی با طرف مقابل برخورد می‌کند. پس ایران باید همزمان هر دوپنجره دیپلماسی و جنگ را با اولویت قدرت نظامی و جنگ باز نگهدارد، به عبارتی دیگر "مذاکره در لبه پرتگاه جنگ و یا دیپلماسی زیرسایه جنگ".ملت منتقم و خونخواه ایران مذاکره و توافقنامه‌ای را قبول دارند که خطوط قرمز رهبری در آن رعایت شده باشد.#عزت-ملی#صلح-سرد#آتش‌بس-درسایه #منتقم#خونخواهی #عزیز-ملت#مذاکره #توافقنامه#برد-برد#برد-باخت#فتح‌الله-کلانتری
13:13 - 14 تیر 1405

1 نقل قول2 واکنش
10٫3k بازدید