ترامپ تداوم جنگ را در لباس آرایش و بزک شده مذاکره و پذیرش توافق با ایران پیش میبرد
از آغاز جنگ تحمیلی سوم تا کنون بیشترین توئیت ترامپ طی دو روز گذشته ۲۷ و ۲۸ فروردین ماه بود.از ابتدای جنگ تا کنون آمریکا دارای ۲ اتاق جنگ بود. یک اتاق توسط وزارت دفاع میدان نظامی را فرماندهي و کنترل میکرد و اتاق دوم توسط شخص ترامپ بنام اتاق توئیت در قالب جنگ شناختی اذهان مسئولین سیاسی و نظامی و مردم را فرماندهي و مدیریت میکرد.بر اساس تجزیه و تحلیل انجام شده اثرگذاری اتاق جنگ وزارت دفاع آمریکا در میدان نظامی به مراتب کمتر از اثرگذاری اتاق توئیت ترامپ در میدان شناختی بود.ابتدا از طریق اتاق توئیت ترامپ آتش تهیه و پاکسازی میدان مین و خط شکنی انجام میشد و سپس از طریق اتاق جنگ وزارت دفاع دستور حمله هوایی و موشکی صادر میشد. این داستان تا روز بیستم جنگ تداوم داشت اما از روز بیستم ب هی از مسئولین سیاسی و فرماندهان نظامی ج.ا.ایران هم با یک اقدام مقابله به مثل وارد اتاق توئیت شده و فرماندهي و کنترل یک بخش از جنگ را در فضای مجازی و رسانهای و شناختی به خوبی مدیریت کردند. پس از ورود مسئولین ایرانی در اتاق توئیت جنگ ترامپ متوجه شد که حمله توئیتریش بی اثر شده است و از آن تاریخ به بعد حمله نظامی خود را در پوشش بزک شده و آرایشی مذاکره و توفق انجام میدهد بطوری که طی ۴۸ ساعت حدود ۴۱ توئیت با مفهوم ایران توافق و آتشبس را با شروط آمریکا یعنی خروج اورانیوم غنی شده و توقف غنی سازی و همچنین آزادی تردد در تنگه هرمز را پذیرفته است به همین من آماده ام شخصا در مذاکرات پاکستان جهت امضای توافقنامه با ایران حاضر شوم و در این خصوص از طریق مذاکره تلفنی با آقای قالیباف پس از کلی داد زدن که صدایم گرفته است به توافق رسیدیم.
هدف از مطرح کردن چنین سناریویی توسط ترامپ چیست؟هدف اصلی ترامپ این است که در مرحله دوم مذاکرات کارتهای امتیاز مثل اورانیوم غنی شده و کنترل تنگه هرمز را از ایران سلب کند تا دست ایران را از طریق مذاکره نمایشی خالی نماید. غرشهای رسانهای اخیر که پیروزی مطلق و تسلیم بیقید و شرط یک طرف را در پس یک توافق احتمالی نوید میدهد، بیش از آنکه بشارت صلح باشد، به یک سمفونی فریب شباهت دارد؛ سمفونیای که نتهای پایانی آن نه برای جشن پیروزی دیپلماتیک، بلکه برای کوبیدن بر طبل جنگ نوشته شده است. آمریکا به عنوان بازیگر اصلی این صحنه، با علم به اینکه عبور از خطوط قرمز بنیادین حریف، امری محال است، عامدانه تصویری از یک توافق ایدهآل و یکطرفه را به افکار عمومی جهان مخابره میکند. او قصدی برای رسیدن به یک صلح عادلانه و پایدار ندارد؛ هدف، ساختن یک «قله دستنیافتنی» است تا بعداً بتواند رقیب را به عدم تمایل برای صعود به آن متهم کند. این یک دعوت به مذاکره نیست، بلکه ترسیم یک بنبست از پیش تعیینشده است. بن بستی که ایران راه فرار ندارد چون تمام کارتهای امتیاز خود مثل اورانیوم غنی سازی شده و تنگه هرمز را هزینه کرده است و الان راهی جز توافق و مذاکره اجباری با دست خالی ندارد.
این واقعیتی استراتژیک و یک «دام و تله دیپلماتیک» است. هدف، نه دستیابی به توافق، بلکه زمینهسازی برای شکست آن و مقصرنمایی طرف مقابل یعنی ایران است. روند به این شکل طراحی شده است: ابتدا با ایجاد امیدی کاذب، فضای روانی جامعه جهانی برای یک راهحل مسالمتآمیز آماده میشود. سپس، با اصرار بر شروطی که از ابتدا نیز غیرقابل پذیرش بودهاند، مذاکرات به نقطه شکست کشانده میشود. در پرده آخر این نمایش، انگشت اتهام به سوی ملتی نشانه میرود که از پذیرش «صلح و مذاکره» سر باز زده است.در این فرآیند افکار عمومی جهان که شاهد «تلاشهای سخاوتمندانه آمریکا برای صلح» و «لجاجت طرف ایرانی» بوده است، برای پذیرش هر گزینه تهاجمی آمادهتر خواهد بود. اینگونه است که مذاکره و توافق و نهایتأ صلح، به مقدمه و بهانهای برای جنگ بدل میشود.تهاجم توئیتری ترامپ طی ۴۸ ساعت گذشته ناظر بر این است که بدنبال یک پیروزی ساختگی برای برون رفت از باتلاق جنگ تحمیلی سوم است. لذا ترامپ سامانه فرماندهی و کنترل اتاق جنگ وزارت دفاع را به اتاق توئیت خود منتقل داده تا از خود رئیس جمهوری صلح جو و از ایران کشوری جنگجو به معرضنمایش بگذارد.با توجه به مطالب بالا نگارنده مخالف مذاکره و توافق نیستم، چون آخر هر جنگی قطعآ توافق و آتشبس است اما بعنوان یک پژوهشگر با این شکل از مذاکره و توافقی که با سیرک بازی و شواف ترامپ بصورت نمایشی و گزینشی بهمنظور فریب اذهان عمومی در حال شکلگیری است موافق نیستم.# توافق#مذاکره#جنگ_شناختی#اتاق_جنگ#فتحالله_ کلانتری 13:01 - 29 فروردین 1405