استراتژی نظامی و الگوی جنگی آمریکا در پسا توافق تغییر می‌یابد

جنگ چهل روزه یا جنگ تحمیلی سوم دارای چهار مقطع تاکتیکی بود.۱- مقطع بازدارندگی: آمریکا در مقطع اول جنگ یعنی ۱۰ روز اول با استفاده از تمام توان نظامی خود بدنبال تسلیم بی قید و شرط ایران بود و طبق دستور عملیاتی حداکثر ۱۰ روز را برای کسب پیروزی طرح‌ریزی کرده بودند، خوشبختانه طرح و دستور عملیاتی ارتش آمریکا در این مقطع با مقاومت جانانه نیروهای مسلح و حضور میدانی مردم در حمایت از فرزندان خود، شکست خورد. در این مقطع بازدارندگی تهاج پایه و متحرک نیروهای مسلح در تقابل با تهاجم دشمن مؤثر واقع شد و طرح‌ریزی دشمن نقش برآب شد.۲- مقطع تاب‌آوری: در مقطع دوم یعنی ۱۰ روز دوم جنگ که شامل روز دهم تا بیستم است، علی‌رغم افزايش تهاجم هوایی و موشکی دشمن، در این مقطع تاب‌آوری عملیاتی نیروهای مسلح و تاب‌آوری اجتماعی مردم افزايش يافت و این امر باعث خنثی‌سازی برتری هوایی و موشکی دشمن شد. ۳- مقطع پادشکنندگی: در مقطع سوم یعنی ۱۰ روز سوم جنگ که شامل روز بیستم تا سی ام جنگ است، برتری میدانی و صفحه شطرنج جنگ به نفع ایران ورق خورد و در همین مقطع آمریکا از طریق کشورهای مختلف از جمله پاکستان و سرویس های اطلاعاتی جهان بدنبال آتش‌بس و مذاکره افتاد که طرح ۱۵ ماده‌ ای آتش‌بس خود را اعلام نمود اما مورد موافقت ج.ا.ایران قرار نگرفت، چون ترازوی برتری جنگ به سمت ایران سنگينی می‌کرد. استفاده بهینه ایران از تنگه هرمز و تغییر رویکرد جنگ از نظامی به اقتصادی باعث پادشکنندگی جنگ شد. به عبارتی دیگر تعیین رژیم امنیتی تنگه هرمز بعنوان گرانیگاه و مرکز ثقل قدرت ژئواستراتژیک ایران و تغییر الگوی حکمرانی جنگ که حاکمیت بلامنازع ایران را در تنگه هرمز تثبیت کرد باعث پادشکنندگی جنگ شد.
۴- مقطع فرسایش: در مقطع چهارم یعنی ۱۰ روز چهارم جنگ که شامل روز سی ام تا خاتمه جنگ است، در این مقطع از یکطرف تاب‌آوری عملیاتی ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی کاهش یافت و از سوی دیگر همانطوری که در مقطع دوم جنگ بیان شد، تاب‌آوری عملیاتی نیروهای مسلح ج.ا.ایران افزایش یافت. در این مقطع نیروی مقتدر هوافضای سپاه که پیشران اصلی جنگ و ذوالفقار ولایت است با استفاده از عوامل قابلیت ساز مثل پرتاب زوجی لانچرها، شگفتانه جدیدی که دشمن انتظار آنرا نداشت خلق کردند و ضریب اصابت موشکی را دوبرابر افزايش دادند. این درحالی بود که دشمن تصور می‌کرد ذخائر موشکی ایران تمام شده و امکان ادامه جنگ ندارد. به همین دلیل آمریکا چارچوب پیشنهاد ۱۰ بندی ج.ا.ایران را برای مذاکره پذیرفت و جنگ وارد مرحله آتش‌بس و مذاکره شد.حال سوال اصلی این است چنانچه مذاکرات به بن بست برسد نتیجه جنگ چه می‌شود؟در پاسخ به این سوال باید گفت که ابتدا زمان لازم برای مذاکره پیش بینی شده است و تا کنون فقط یک دور انجام شده است، لذا ممکن است دور بعدی مذاکرات هم انجام شود. اما چه توافق انجام بشود و چه انجام نشود، این مذاکرات بیشتر شبیه "سیرک نمایشی" است و به نظر می‌رسد آمریکا بدنبال تنفس نظامی، اقتصادی و سیاسی است و مذاکره و آتش‌بس یک طرح فریب برای خرید زمان بمنظور تغییر استراتژی نظامی و الگوی جنگی است. چون الگوی جنگی قبلی آمریکا همان‌طوری که در ۴ مقطع توضیح دادم شکست خورد و آمریکا به اهداف اعلامی خود نرسید و بطور خاص ترامپ در مقابل علامت سوال اذهان عمومی داخل کشور خود و بخصوص ساير کشورهای جهان قرار گرفت.
در داخل آمریکا مردم و سیاستمدارها شاکی شدند که جنگ فرسایشی شده و هزینه زندگی مردم افزایش یافته و حتی جمهوری خواهان بخاطر انتخابات میان دوره ای پیش رو منتقد جدی ترامپ هستند چون این جنگ دست‌آورد خاصی برای آمریکا نداشته و این امر باعث کاهش مقبولیت حزب جمهوری خواه در مقابل حزب دموکرات است.در سطح خارجی هم چون ج.ا.ایران با ابتکاری ماهرانه جنگ را از حالت نظامی به جنگ نفت و اقتصادی تبدیل کرد لذا قیمت نفت بطور سرسام‌آوری افزایش یافت و این امر نارضایتی جهانی علیه ترامپ ایجاد کرد، پس ترامپ برای برون رفت از فشار داخلی و خارجی تصمیم گرفت که استراتژی نظامی و الگوی جنگ را تغییر دهد، برای این تغییر نیاز به تنفس در سه حوزه نظامی، اقتصادی و سیاسی و خرید زمان داشت. به همین دليل طرح فریب مذاکرات شکننده و ژله‌ای را از روز سی ام جنگ مطرح کرد، گرچه پذیرش مذاکره در چارچوب ۱۰ بند پيشنهادی ج.ا.ایران ناشی از اقتدار میدانی نیروهای مسلح و مردم است اما باید نیم نگاهی هم به این مذاکرات بعنوان طرح فریب داشته باشیم.درصورت تداوم جنگ، تنفس نظامی آمریکا بدين شکل است که الگوی جنگی خود را از تهاجم زمینی به محاصره دریایی تغییر می‌دهد تا از یکطرف برتری تنگه هرمز را خنثی نماید و از سوی دیگر پیوندی استراتژیک بین توان دریایی و هوایی و موشکی آمریکا و رژیم صهیونیستی ایجاد نماید.ارتش رژیم صهیونیستی قدرت هوایی و موشکی خوبی دارد و قدرت فضاپایه این رژیم آمریکایی و قوی است. قدرت زمینی ارتش رژیم صهیونیستی بومی و بیشتر متکی به تانک مرکاوا است که الحمدالله توسط حزب‌الله لبنان براری تانک مرکاوا خنثی شد. ارتش رژیم صهیونیستی دارای ضعیفترین نیروی دریایی است و به لحاظ زمینی و دریایی امکان درگیری با ج.ا.ایران را ندارد.
بنابراین آمریکا طی یک تقسیم کار بمباران هوایی و موشکی داخل ایران را به نتانیاهو می‌دهد اما محاصره دریایی را خودش انجام می‌دهد.اهداف اصلی آمریکا از محاصره دریایی ایران عبارتند از:۱- جلوگیری از صادرات نفت ایران.۲- مسدود نمودن مسیرهای دریایی کشتیرانی ج.ا.ایران.۳- تهی سازی برتری تنگه هرمز از طریق دور زدن آن. کشورهای قطر، بحرین و کویت نفت خود را به بتدر فجیره امارات منتقل نموده و تحت اسکورت نیروی دریایی آمریکا بدون عبور از تنگه هرمز وارد دریای عمان و اقیانوس هند می‌شوند.۴- آمریکا پس از محاصره دریایی ایران کشتی‌های نفتی را از مبدا تا مقصد اسکورت نموده تا از طریق ایران آسیب نبينند.۵- جلوگیری از صادرات نفت ایران به چین و جلوگیری از توسعه عمق استراتژیک چین به سمت ایران. انزوای ژئوپلیتیکی چین از طریق جنگ کریدوری و همچنین تهی سازی مزیت ژئوپلیتیکی روسیه از طریق کریدور شمال به جنوب. چون روسیه از طریق ایران به خلیج‌فارس و جنوب متصل می‌شود.پس آمریکا از طریق محاصره دریایی ایران از یک‌طرف مانع از افزایش قیمت نفت می‌شود و از سوی دیگر هزینه جنگ را کاهش می‌دهد. به این ترتیب فشار داخلی و خارجی علیه ترامپ کاهش می‌یابد.حال طرح ج.ا.ایران برای مقابله با محاصره دریایی ترامپ چگونه باید باشد؟ج.ا.ایران برای جلوگیری از تهی سازی برتری تنگه هرمز باید اقدامات زیر را انجام دهد:۱- تمام مسیرها و مبدأهایی که امکان بارگیری نفت در آنها وجود دارد مثل بندر فجیره امارات را شناسایی نموده و در موج اول جنگ مورد تهاجم قرار دهد.۲- مسیرهایی دریایی که امکان محاصره آن توسط آمریکا وجود دارد را شناسایی و با اقدامات ایذایی مانع از بهره‌برداری آن برای آمریکا شود.
۳- نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی که مسئولیت دریای آزاد و اقیانوس هند را دارد از طریق مین ریزی و گشت های دریایی آمادگی کامل برای تقابل با نیروی دریایی آمریکا را داشته باشد. ۴- نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باید بانک اطلاعاتی خود را آماده نموده تا تمام نقاط و مسیرهایی که امکان بارگیری نفت برای دور زدن تنگه هرمز را دارد بلافاصله پس از شروع جنگ مورد تهاجم قرار دهد.۵- ج.ا.ایران باید استراتژی نظامی خود را تغییر دهد، همان‌طوری که قبل از جنگ تحمیلی سوم استراتژی نظامی ایران یا جنگ برای هیچ کس و نه به جنگ بود یا جنگ برای کل منطقه، به عبارتی دیگر استراتژی جنگ منطقه‌ای بود. حال باید استراتژی نظامی ایران بر این اساس تغییر یابد یا صدور نفت برای ایران آزاد باشد و یا صدور نفت برای جهان بخصوص کشورهای خلیج‌فارس ممنوع است. برای تحقق این استراتژی باید آرایش جنگی دریاپایه نیروهای مسلح ج.ا.ایران ایران بازتعریف و بازمهندسی شود.فتح‌الله کلانتری
20:20 - 23 فروردین 1405



2 پاسخ

@Mrwhite5 روز پیش
در پاسخ به
یک تحلیلگری‌ اواخر بهمن ماه در تلگرام پیش‌بینی کرده بود حداکثر تا خرداد به ایران حمله می کنه آمریکا‌.و گفته بود پلن آمریکا محاصره دریایی ایران برای جلوگیری از صادرات نفت است.و در قدم بعدی هدفشون ورود به آب های خلیج فارس و تصرف جزایر ایرانی علل خصوص جزیره خارک است .

@user1770029053594 روز پیش
در پاسخ به
جنگ داره کثیف میشه