بحران حاشیهنشینی در تبریز؛ از گودبرداریهای مرگبار تا پهنههای رانشی
محله ملازینال تبریز، این روزها بیش از پیش نامش با حوادث تلخ و هشدارهای جدی گره خورده است. آنچه در روزهای اخیر با ریزش یک ساختمان و تخریب دهها خانه همسایه رخ داد، تنها بخشی از فاجعهای است که در این بافت حاشیهنشین و بسیاری مناطق مشابه در سراسر کشور در جریان است. و اما سکوت معاون عمرانی استانداری آشرقی همچنان ادامه دارد و سخنی که بتواند عملیات پیشگیری یا جلوگیری از حوادث را در جایگاه ذیربط برنامه ریزی نموده یا حداقل خط دهی نماید وجود ندارد! این حادثه، ضعف شدید تابآوری در بافتهای فرسوده را به نمایش گذاشت؛ جایی که یک گودبرداری ساده، نه تنها پروانه ساختمانی، بلکه جان و مال صدها شهروند را به طور جدی تهدید میکند. تابآوری؛ از انتخاب تا ضرورت ملی وضعیت بحرانی محله ملازینال و مناطق حاشیهنشین تبریز، موضوعی نیست که بتوان آن را تنها یک انتخاب دانست. مقاومسازی بناها و تأمین شرایط زندگی مناسب دیگر یک انتخاب نیست؛ «تابآوری» به یک ضرورت ملی تبدیل شده است. در ملازینال نیز، یک گودبرداری یا نفوذ آب ناشی از بارشهای متوالی، میتواند یک محله را در معرض بحران قرار دهد، که این خود نشاندهنده فرسودگی و ناپایداری زیرساختهای شهری است و همچنین عدم وجود برنامه ریزی در بخش معاونت عمرانی استانداری آشرقی از دیگر علت های بی اهمیتی ها محسوب میشود. تبریز در آستانه بحران؛ 48 هکتار پهنه رانشی و طرحهای معطل مانده نگرانیها زمانی عمیقتر میشود که بدانیم در تبریز، 48 هکتار پهنه رانشی شناسایی شده است. هرچند برنامهریزی برای جابهجایی و اسکان مجدد ساکنان این مناطق صورت گرفته و وزارت راه و شهرسازی زمین مناسب را آماده کرده و طرحهای لازم نیز به تصویب رسیده است، اما فرایند کند تخصیص زمین، آمادهسازی و تأمین مالی، این عملیات ضروری را با چالش جدی مواجه کرده است. لزوم شتاببخشی به این فرایند با توجه به شرایط بحرانی مورد تأکید است. همکاری مدیریت شهری در عملیات ساختوساز در زمین معوض نویدبخش است، اما تسریع در اجرای طرحها، امری حیاتی است. حاشیهنشینی؛ زخمی کهنه بر پیکر شهرهای ایران آنچه در تبریز رخ میدهد، تنها یک مشکل محلی نیست. این مشکل فقط مختص تبریز نیست؛ در ارومیه، مشهد، یاسوج و بسیاری از شهرهای دیگر هم با چنین چالشهایی مواجه هستیم. این معضل، زخمی کهنه بر پیکر شهرهای ایران است که سالهاست رسانه های گروهی تبریز، در گزارشهای متعدد خود به آن پرداخته است. کمبود سرانه فضای سبز، نبود امکانات آموزشی و درمانی و همچنین چالشهای زیستمحیطی ناشی از توسعه نامتوازن شهر همگی گواه بر عمق فاجعه حاشیهنشینی در این کلانشهر هستند. بیتوجهی به این مسائل، نه تنها خسارات جانی و مالی جبرانناپذیری را به دنبال خواهد داشت، بلکه سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را نیز خدشهدار خواهد کرد. تأخیر در اجرای طرحهای عمرانی و بازآفرینی، در حالی که مناطق حاشیهنشین روز به روز ناامنتر و آسیبپذیرتر میشوند، قابل توجیه نیست. لزوم اقدام فوری؛ بازآفرینی، نه مماشات ضروری است که مسئولان امر، با درک عمق بحران، از مماشات دست برداشته و با رویکردی جهادی، به بازآفرینی مناطق حاشیهنشین بپردازند. این بازآفرینی نباید تنها محدود به ساختوساز صرف باشد، بلکه باید شامل تأمین زیرساختهای لازم، ایجاد امکانات رفاهی و اجتماعی، و ارتقای سطح معیشت ساکنان این مناطق گردد. حادثه ملازینال، تلنگری بود تا جامعه و مسئولان، بالاخص معاونت عمرانی استانداری آشرقی بیش از پیش به ابعاد فاجعه حاشیهنشینی پی ببرند و با اقداماتی قاطع و مؤثر، از تکرار چنین حوادث دلخراشی جلوگیری کنند.
وزارت کشور، استانداری آذربایجان شرقی
