شعر اعتراضی شرکت خودرو سازی
«سلام بابا ، خریدم من حواله از مدیران» یک ماشین گوگولی پنهان
«نصف پول ، لیزینگی خوشگل مامان» عمر من قد نداد بابا ، مامان
«کله منو خورد که کو این ماشین پنهان» پول را ریختی در دامان مدیران
«حواله ات داد عکس ماشین و قرارداد»گفت بگیر این ماشین را مرداد
«وعده کرد ۴۵ روز کاری» ماشین میدم بهت، آری
«نمی دانستم که این حواله باد است» ماشین در پارکینگ بم، در خاک است
«حال این ارث رسیده به تو»اگر زمانه عمر نداد به تو
«حواله را ارث بر وارث کن» نسل در نسل به فرزندان ارث کن .
23:36 - 11 مرداد 1402