متأسفانه مدتیست که در منطقهی آذربایجانِ ایران، افراد قومگرایی پیدا شدهاند که خواهان تجزیهی ایران و جدایی آذربایجان از آن هستند. شیوهی فعالیت اینگونه افراد، اشتراکگذاری مطالب در صفحات مجازی، شعار دادن و... است. این افراد به وضوح و بدون هیچ ابایی به قومیتهای دیگر و کشورشان توهین میکنند و جالب اینجاست که هیچگونه برخوردی با این اراذل و اوباشها صورت نمیگیرد! بهطوری که پانتُرکیسم در ایران، درحالی که کاملاً در ضدیت با آن است، احساس آسایش دارد و بدون اینکه ترسی داشته باشد، اهداف خود را پیگیری میکند. چرا باید در برابر زوزهکشانی که با بیشرمیِ تمام، علیه کشور خود تبلیغات انجام میدهند سکوت کنیم؟ چرا باید بستری فراهم کنیم که این افراد فریبخورده به خیابانها بیایند و به تفرقهافکنی مشغول شوند؟ آیا میتوان برای این، توجیهی مطرح کرد؟! شاید بتوان بزرگترین کانون تجمع پانتُرکهای ایران را باشگاه فوتبال «تراکتور» دانست. همان تیمی که هواداراناش شعار متوهمانهی «خلیج عربی» میدادند؛ همان تیمی که هواداراناش در ورزشگاه ملی آزادی، شعار زشت «مرگ بر فارس» سر میدادند و در تبریز پرچم کشورهای بیگانه را بلند میکردند. تراکتور، همان باشگاهی است که وقتی به موفقیتی میرسد، احزاب پانتُرکیسم کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان به آن سرازیر میشوند و از آن بهعنوان بهانهای برای ایرانستیزی استفاده میکنند و میخواهند کاری کنند که تراکتور، ایرانی به حساب نیاید و باشگاه تراکتور در برابر اینها چنان سکوتی اختیار کرده است که انگار نه انگار. برای ایران و اسلام، با این افراد برخورد کنید؛ جوری نباشد که فردی در ایران، ایرانستیزی کند و خیالش از محاکمهنشدن راحت باشد. خلاصه: این پویش چه میخواهد؟ ۱- برخورد قاطع با تجزیهطلبان منطقهی آذربایجان ۲- هشدار به باشگاه تراکتور برای اینکه بهعنوان باشگاه ایرانی، وظیفه دارد از دشمنان ایران که به تراکتور ریختهاند (چه داخلی و چه خارجی) برائت بخواهد. البته در پایان، شایانذکر است که این پویش فقط برای برخورد با پانتُرکیستها طراحی شده و مردم غیور خطهی مقدس آذربایجان، از اینگونه افراد، جدا هستند.
وزارت اطلاعات، قوه ی قضائیه، فرماندهی انتظامی کل کشور (فراجا)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، استانداری آذربایجان شرقی، استانداری آذربایجان غربی، استانداری اردبیل، نمایندگان مجلس