وابستگی اوراسیا به بقای ایران؛ سقوط آن تهدیدی بزرگتر از بحران اوکراین برای روسیه و چین
بر اساس نظریهٔ هارتلند مککیندر، هرکه بر اروپای شرقی چیره شود، بر قلب زمین مسلط است؛ هرکه بر قلب زمین مسلط شود، بر جزیرهٔ جهانی اوراسیا چیره میشود؛ و هرکه بر جزیرهٔ جهانی مسلط باشد، بر جهان حکمرانی خواهد کرد و در این معادله، ایران کلید ورود به این هارتلند محسوب میشود. در این گزارش با ضرورت ساخت بمب اتم ايرانی آشنا می شوید.
تجزیه در این منطقه، در عمل به معنای ایجاد نوعی سومالی بزرگ در جنوبغرب آسیاست که پیامد آن نه فقط آوارگی جمعیتی به سوی مرزهای قفقاز و آسیای میانه، بلکه نابودی موجودیتی به نام «شیعه سیاسی» است که امروز سدی در برابر نفوذ وهابیت و تروریسم تکفیری به شمار میرود.در غیاب ایران، این فضای خالی را نه آمریکا، که یاغیان وحشی پر خواهند کرد که هم مرزهای چین در سینکیانگ و هم قلب روسیه در قفقاز و تاتارستان را به آتش میکشند، هرچند باید تأکید کرد که طرح تجزیه، یک سناریوی و وابسته به فروپاشی کامل است .آمریکا هیچگاه با کشوری که دارای بازدارندگی هستهای است، همانند روسیه و چین، وارد جنگ زمینی مستقیم نمیشود؛ این یک واقعیت مطلق در علوم سیاسی است که از جنگ جهانی دوم تاکنون نقض نشده است. راهبرد واشنگتن بر تسلط بر منابع و مسیرهای مواصلاتی متمرکز است، اما جرات حمله به عمق خاک روسیه یا چین را ندارد، چراکه هرگونه درگیری مستقیم با این دو قدرت، به سرعت به جنگ هستهای منجر خواهد شد و حتی اگر آمریکا به آسیای میانه راه یابد، باز هم توان رویارویی با ارتش منظم روسیه یا چین در قفقاز را نخواهد داشت، زیرا پیامد آن جنگ، جنگ هستهای خواهد بود.
از این منظر، فروپاشی ایران برای آمریکا یک پیروزی بزرگ محسوب میشود، اما برای روسیه و چین، سقوط ایران بهمعنای ورود ترکیه، عربستان و آمریکا به این خلأ و از دست دادن پایگاه نظامی روسیه در سوریه، بازار تسلیحاتی و نفتی، و مهمتر از همه، قرار گرفتن نیروهای ناتو در همسایگی مستقیم مرزهای جنوبی روسیه و غربی چین است که آن را به یک تهدید راهبردی بزرگ تبدیل میکند، هرچند به اندازهٔ حمله به خاک خودشان، تهدید وجودی نباشد. بههمین دلیل، چین و روسیه در عمل، نه در شعار، در شورای امنیت و توافقات اقتصادی از ایران حمایت میکنند، اما این حمایت نامحدود نیست، زیرا هرچه آمریکا بیشتر در باتلاق خاورمیانه، با حمایت از اسرائیل و درگیری با ایران، غرق شود، انرژی کمتری برای مهار چین در اقیانوس آرام و مهار روسیه در اروپای شرقی خواهد داشت و شرق دارد از «ایران» به عنوان یک سنگر و خط مقدم استفاده میکند تا زمانی که خود به بلوغ نظامی و اقتصادی لازم دست یابد؛ این رویکرد نه از سر بیتفاوتی، که ناشی از واقع گرایی محض است از نظر آنها.
در نهایت، تنها راهی که ایران را از یک ابزار راهبردی به یک مقصد حیاتی تبدیل میکند، این است که چنان قدرتی در ابعاد نظامیِ متعارف، اقتصادی و ژئوپلیتیک پیدا کند که سقوطش برای شرق، به اندازه فروپاشی خودِ روسیه یا چین، گران باشد؛ زنجیره حیاتِ اوراسیا را به وجود خود گره بزند و در غیر این صورت، ایران همچنان در معادلات بزرگتر نقشی فداشدنی خواهد داشت. تنها راه بقای ایران در این معادله، دستیابی به بازدارندگی هستهای کامل (نه فقط در آستانه) است#ایران #توافق_با_آمریکا #توافق #چین#روسیه#بازدارندگی_هستهای #اوراسیا #آمریکا #حمايت #بمب_اتم#آسیا #اورانیوم 23:25 - 6 تیر 1405